آلودگی خاک
|
آلودگی خاک مقدمه: | |
|
|
|
(روش های ورود میکرواورگانیسم هابه چرخه غذای انسان)
آبهاي
سطحي
استفاده از ضايعات آلي در سطح خاك و بدون اختلاط آن با خاك و يا چراي
دامها ئر مراتع باعث آلودگي سطح خاك به انواع ميكروارگانيسمها شود پس از بارش يا
جريانات سطحي، اين ميكرو ارگانيسمها همراه با رواناب به حوره آبخيز منتقل
ميشوند.
تحقسقات انجام شده در اين زمينه نشان داد كه تعداد كلي فرمها به عنوان
يكي از شاخصهاي مهم آلودگي در رواناب مراتع چرا تا ده برابر افزايش يافته
است.
محصولات كشاورزي
انواع محصولات كشاورزي كه در تماس مستقيم با مواد
دفع شده بود يا در خاكهاي تيمار شده با اين مواد رشد كردهاند ميتوانند منبع
آلودگيهاي بيولوژيكي باشند و اين امر به ويژه در مورد سبزيجات و محصولاتي همچون
گوجهفرنگي، خيار، هويج، كاهو، كرفس و اسفناج كه به صورت تازه استفاده ميشوند، از
اهميت بيشتري برخوردار است.
در آزمايشي كه به منظور مقايسه ميزان آلودگي بين اين
گياهان انجام شد، مشخص شد كه اسفناج از بيشترين آلودگي برخوردار است، به نحوي كه
تعداد كل كلي فرمها و كلي فرمهاي مدفوعي در آن به ترتيب 7800 و 2400 و براي كاهو
3700 و 3600 عدد در هر گياه بوده است.
همچنين مشخص شده است كه بقاي پاتوژنها در
گياه آلوده بستگي زيادي به محل استقرار آن در گياه دارد.
مثلاً وجود سالموئلا در
اندامها هوايي انتهايي كاهو فقط در 5% نمونهها ديده شده و قدرت بقاي آن نيز
حداكثر پنج روز بوده است، در حالي كه در اندامهاي نزديك به سطح زمين 26% نمونهها
آلوده بودند و قدرت بقاي باكتري در اين مكانها به 27 روز بالغ ميشود نمونه برداري
از كاهوهاي كشت شده در خاكهاي تيمار شده با پسابهاي شهري نيز نشان داد آلودگي در
تمام نمونهها به كلي فرمهاي مختلف و در 44% آنها به اش شيا كلي مجود داشته
است.
آزميشها نشان داد اگرچه در مدت 5 هفته پس از كاشت درصد زيادي از پاتوژنها
از بين رفتهاند، ولي تعداد آنها به اندازهاي بوده كه در اثر مصرف محصول بدون
شستشو و يا پخت، خطر ابتلاي بيماري را به همراه داشته باشند.
در آزمايش مشابه
يادوفيكي و همكاران خاطر نشان كردند آبياري با پسابها ميتواند تعداد كلي فرمها
را در محصول تا 38 برابر افزايش دهد.
آنها همچنين يادآوري كردند استفاده از آب
معمولي پس از مرحله گلدهي باعث از بين رفتن آلودگيهاي ايجاد شده ميگردد.
ورود
به آبهاي زيرزميني
سومين مسير ورود پاتوژنها به زنجيره غذايي انتقال آنها به
آب هاي زيرزميني است.
معمولاً در صورت ورود به اين آيها مبارزه با پاتوژنها با
مشكلات بيشتري همراه است، زيرا اكثر پاتوژنها ميتوانند مدتهاي طولاني در اين
آبخوانها به سر برند.
به طور متوسط باكتريها تا سه ماه ويروسها تا شش ماه مي
توانند بدون از دست دادن قدرت بيماريزايي در چنين شرايطي زنده بمانند.
ضمن اين
كه باكتريهايي مثل اشرشياكني ميتوانند در چنين محيطهايي تكثير يافته و انتشار
وسيعتري داشته باشند.
استفاده از روشهاي جست و جو نشان داد كه ويروسها
ميتوانند در چاه آبي كه در فاصله 180 متري از محل دفع پسابها قرار گرفته يافت
شوند كلي فرمها نيز قادرند تا عمق 145 متري نفوذ كرده و زنده بمانند و اين امر
پتانسيل آلودگي هاي بيولوژيك را در مناطق دفع مواد آلي نشان ميدهد.
به طور كلي،
زمان بقاي باكتريها در خاك بسته به شرايط خاكي و اقليمي، از كمتر از يك هفته تا
چند ماه متغيير است، و براي برخي از گونهها تا 5 سال نيز به طول ميانجامد
{2
و21}جدول 3 قدرت بقاي برخي از عوامل بيماريزا را در خاك نشان ميدهد.
براي
پيشبيني بهتر آلودگيهاي ميكروبي آب هاي زيرزميني لازم است عوامل متعددي را كه در
انتقال پاتوژنها در خاك و ورود آنها به آبهاي زيرزميني مؤثر هستند بررسي
نمود.
عوامل مؤثر در ماندگاري و انتقال ميكروارگانيسمها در خاك
خصوصيات
فيزيكي و شيميايي خاك
خصوصيات فيزيكي و شيميايي ميكروارگانيسم ها
نوع و شدت
جريان
نوع ماده دفعي، مقدار آن و نحوه مصرف
شرايط اقليمي
رطوبت:
رطوبت
به عنوان يكي از مهمترين عوامل در بقاي ميكروارگانيسم ها شناخته ظده است، و براي
انواعي از آنها مخصوصاً سالمونلانها رطوبت مهمترين عامل بقا است.
بجز تعداد
محدودي از پاتوژنها از جمله تخم انگلها كه به دليل داشتن پوشش سخت تحمل بيشتري به
خشكي دارند، اكثر پاتوژنها در صورت كاهش رطوبت از 50 به 10 درصد به سرعت از بين
ميروند.
و بر عكس در شرايط مرطوب بيشترين ماندگاري را از خود نشان
ميدهند.
از سوي ديگر، كاهش رطوبت يه دليل تأثيري كه بر لايه پخشيده دوگانه
دادر، با شدت بيشتري شده و كاهش فعاليت آنها با به دنبال
دارد{14و21}
دما:
دما نيز از جمله عوامل مهم مأثر بر بقاي
ميكروارگانيسمها در خاك است.
افزايش دما معمولاً باعث كاهش بقاي پاتوژنها
ميشود و يا قدرت بيماري زايي آنها را كاهش ميدهد.
بر عكس، دماهاي كمتر از 10
درجه باعث حفظ پاتوژنها به مدت طولاني ميشود.
دما همچنين علاوه بر تأثير بر
فعاليت كل ميكروارگانيسمهاي خاك باعث حفظ تعادل جمعيت ميكروارگانيسمها
ميشود.
نوع و مقدار ماده آلي:
مواد آلي به دليل داشتن بار هاي منفي غالب
در اكثر PHهاي خاك تأثير چنداني در جذب ميكروارگانيسمها مخصوصاً ويروسها
ندارند.
در خاكهاي داراي مواد آلي بيشتر، به دليل جذب كمتر پاتوژنها از يك
طرف، و تأمين منابع غذايي مورد نياز آنها در لايههاي زير خاك از طرف ديگر،
پاتوژنها قدرت نفوذ عمقي بيشتري دارند.
ضمن اين كه وجود مواد آلي محلول در آب
باعث كاهش يا تأخير در جذب سطحي پاتئژنها توسط ذرات خاك ميشود.
بافت
خاك:
خاكهاي زير بافت به دليل قدرت جذب سطحي بيشتر و سطح ويژه بالاتر و وجود
منافذ ريز نسبت به خاكهاي شني، تأثير بيشتري در حفظ پاتوژنها و كاهش خطرات ناشي
از آنها دارند بافت خاك مخصوصاً از نظر نگهداري پاتوژنهاي درشتتر حائز اهميت
است.
ساختمان خاك:
وجود ساختمانهاي منظم در خاك به دليل تسهيل عبور آب
به عنوان بستر ميكروارگانيسمها باعث نفوذ عمقي بيشتر آنها ميگردد.
خاكهاي
فشرده شده يا بدون ساختمان مشخص و خاكهاي تحت عمليات خام ورزي مقاومت زيادي در
مقابل عبور پاتوژنها از خود نشان ميدهند.
جدول 4 تأثير ساختمان خاك را در
انقال پاتوژنها نشان ميدهد.
جدول 3ـ زمان بقاي برخي از پاتوژنها در
خاك{3،4،9}
زمان 30ـ14 30ـ10 7 90ـ14 100ـ20 112ـ14 8 70ـ13
نوع پاتوژن
استروپتوكوكي استروپتوكوكي اسكاريس اشرشياكلي انتروويروس سالمونلا كيست آنتاموبا
كلي فرمها
جدول 4ـ تأثير ساختمان در انتقال باكتري{18}
خاك ساختمان منظم
ساختملن تخريب شده
Crider
Manury
Bruno 44/0
22/0
79/0
07/0
002/0
05/0
جدول 5ـ تأثير سرعت جريان آب در خاك بر انتقال
اشرشياكلي{18}
خاك C/C
سرعت جريان(mmh-1 )
5 10 20
40
Maury
Huntingon
Crider
Bruno 05/0 11/0 22/0 32/0
56/0 ND 96/0
ND
08/0 ND 59/0 ND
ND 79/0 90/0
PHخاك:
با توجه به منفي بودن
پتانسيل سطحي اكثر ميكروارگانيسمها مخصوصاً ويروسها، وابستگي بار پتانسيل سطحي به
PH محيط، با افزايش PH خاك جذب سطحي ويروسها كاهش مييابد و اين امر در خاكهايي
كه بارهاي وابسته دارند از نظر انتقال ويروسها حائز اهميت است.
باكتريها به
دليل اين كه كمتر تحت تأثير فرايند جذب سطحي قرار ميگيرند نسبت به PH خاك حساسيت
كمتري از خودشان نشان ميدهند.
نوع كانيهاي رس:
نوع كانيهاي رس در خاك و نسبت آنها به دليل تأثيري
كه بر افزايش سطح ويژه خاك و نيز جذب سطحي پاتوژنها دارند، حائز اهميت
است.
كانيهاي رس كه داراي بار منفي بيشتري هستند توانايي كمتري براي جذب
پاتوژنها دارند كه از جمله آنها ميتوان به ايلايت و برخي از انواع
مونتموريلونايت اشاره نمود.
به طور كلي، جذب سطحي پاتوژنها توسط مواد آلي
سيليكاتهاي رسمي و اكسيدهاي آهن و مخصوصاً در Ph هاي پايين به ترتيب با قدرتهاي
كم متوسط و زياد انجام ميشود.
قدرت يوني محلول خاك و غلظت تملاح، افزايش غلظت
املاح به دليل تأثير بر فشردگي لايه دوگانه افزايش جذب سطحي پاتوژنها به خصوص
ويروسها ميشود.
املاح همچنين به دليل تأثير بر فشار اسمزي سلولهاي
ميكروارگانيسمها لاعث ايجاد تنش بعضاً مرك آنها ميشود.
قدرت يوني محلول خاك
نيز به دليل تأثير بر لايه دوگانه پخشيده رابطه معكوس با حركت پاتوژنها دارد و در
صورت كاهش آن و جذبي ويروسهاس متصل به ذرات رخ ميدهد.
نوع كاتيونهاي غالب
در خاك:
با افزايش ظرفيت كاتيونهاي خاك به دليل فشردگي لايه دوگانه محلول خاك
جذب سطحي ميكروارگانيسمها افزايش مييابد.
از طرف ديگر، كاتيونهاي چند ظرفيتي
به عنوان پلي بين ذره خاك و ميكروارگانيسمها عمل كرده و باعث كاهش حركت پاتوژنها
در خاك ميشود.
علاوه بر اين كاتيونهاي چند ظرفيتي باعث هماوري و انعقاد ذرات
ميكروارگانيسمها به يكديگر شده و باعث حبس شدن آنها در بين فضاهاي خالي و ذرات
خاك ميگردند.
به عنوان مثال استفاده كلريد آلومينيوم به غلظت 1/0 ميليمول در
پساب باعث جلوگيري از نفوذ ويروسها به عمق بيش از 40 سانتيمتري
ميشود.
استفاده از فسفاتهاي كلسيم و سولفات آهن نيز آثار مشابهي را به دنبال
دارد.
عمق خاك و سنگ بستر:
با افزايش عمق خاك، آبهاي زيرزميني و سنگ بستر
به دليل افزايش مسير حركت پاتوژنها احتمال آلودگيهاي بيولوژيك كمتر
ميشود.
معمولاً در عمقهاي بيش از 60 متر احتمال حضور پاتوژنها حتي ويروسها
كم بوده و لااقل تعداد آنها به اندازهاي كم ميشود كه خطرات بالقوه آنها تا حد
زيادي كاهش مييابد.
خصوصيات مربوط به نوع ميكروارگانيسمها
اين خصوصيات
شامل اندازه، بارهاي الكتريكي خالص، ديواره سلولي، آب گريزي ديواره سلولي، مقدار و
نوع پليساكاريدهاي ترشح شده توسط يلول و قدرت تشكيل اسپور با كيست
ميباشند.
اندازه:
اندازه پاتوژنها نقش مهمي را در انتقال آنها در خاك
بر عهده دارد.
ويروسها ذراتي با اندازه 500ـ 20 ميكرون و بعضاً بزرگتر هستند،
كه عموماً همراه با ذرات معلق موجود در آب خاك منتقل ميشوند، و به دليل كوچكتر
بودن نسبت به ساير پاتوژنها قدرت نفوذ عمقي بيشتري دارند، به نحوي كه در شرايط
مطلوب و خاكهاي درشت بافت ممكن است تا 200 فوت نيز نفوذ نمايد.
نگهداري
ويروسها تقريباً تنها توسط پديده جذب سطحي صورت ميگيرد و معمولاً برگشت پذير
ميباشد.
جذب سطحي عمومي(فيزيكي) ويروس معمولاً در عرض چند دقيقه و حداكثر 15
دقيقه، رخ ميدهد.
جذب سطحي در لايه دوگانه پخشيده و توسط نيروهاي واندروالس
ـلندن صورت ميگيرد.
و از آن جا كه خود ويروسها ذراتي با بار منفي هستند، قدرت
جذب رابطه نزديكي با اندازه و نوع كنيهاي خاك دارد.
در بين معادلات مختلف جذب
سطحي معادله فروندليچ به طور وسيعتري براي تفسير و بررسي جذب سطحي ويروسها به كار
ميرود.
باكتريها و ساير عوامل بيماري زا به دليل داشتن اندازه بزرگتر نه تنها
به صورت جذب سطحي، بلكه عمدتاً به دليل به دام افتادن بين ذرات خاك و يا ته نشيني
روي ذرات خام در نتيجه جريان آرام آب در خاك نگهداري ميشوند.
در بين انواع
ميكروارگانيسمهاي قابل انتقال در خاك مطالعه حركت و چگونگي حركت ويروسها در خاك
به دليل اندازه كوچكتر آناژها با مشكلات بيشتري همراه است.
ولي باكتريها،
پروتوزونرها و تخمهاي انگل به دليل داشتن اندازه بزرگتر معمولاً به صورت جزئي از
ذرات خاك عمل كرده و پيش بيني رفتار آنها در خاك با سهولت و اطمينان بيشتري همراه
است.
نوع و شدت جريان:
به طور كلي، وجود جريان هاي اشباعي، علاوه بر اين
كه شرايط محيطي مناسبي را براي بقاي پاتوژنها فراهم ميكند، باعث افزايش قدرت نفوذ
آنها به لايههاي زيرين ميشود.
در جريانهاي غير اشباعي نيز افزايش شدت جريان
آب در خاك باعث افزايش نفوذ عمقي پاتوژنها ميگردد.
ولي كاهش سرعت جريان باعث
رسوب ميكروارگانيسمها به ويژه انواع بزرگتر روي ذرات خاك شده و عامل مهمي در
استقرار پاتوژنها در لايههاي سطحي خاك به شمار ميرود.
بالعكس، بارش سنگين،
آبياري زياد و يا آبشويي خاك به منظور خروج املاح پس از مصرف مواد آلي در خاك هر يك
ميتواند باعث افزايش آلودگي لايههاي زيرين خاك گردد. جدول 5 تأثير سرعت جريان در
انتقال ميكروارگانيسمها را نشان ميدهد.
نوع ماده آلي و نحوه مصرف
آن:
نوع ماده آلي مصرفي از نظر منشأ تعداد و نوع پاتئژنها نقش مهمي در بروز
آلودگي ميكروبي دارد.
در بين انواع مواد آلي شامل پسابهاي شهري و روستايي،
كمپوست و كودهاي دامي، فاضلابها و ضايعات بيمارستاني آلوده ترين نوع مواد دفعي را
از نظر نوع و تعداد پاتوژن تشكيل ميدهند.
نحوه دفع مواد نيز در تشديد يا كاهش
آلودگي مؤ ثر است، به نحوي كه تخيه يكباره و بيش از حد پسابها باعث نفوذ
پاتوژنها، به خصوص ويروسها به عمق خاك ـ160 سانتيمتر) ميشود.
در حالي كه در
صورت مصرف پسابها به صورت تدريجي يا همراه با آب آبياري، عميق نفوذ پاتوژنها
حداكثر به 40 سانتيمتر بالغ ميشود.
از طرف ديگر، در صورت اختلاط مواد آلي با
خاك، پس از تخليه قدرت بقاي عوامل بيماريزا به دليل جذب در خاك و بر همكنش با ساير
ميكروارگانيسمها به كمتر از نصف كاهش مييابد.
ولي در صورت عدم اختلاط آنها به
سرعت از بين ميروند، بخش عمده آنها به دليل داشتن منبع غذايي مناسب و رطوبت كافي،
باقي مانده و تكثير ميشوند، و نهابتاً آلودگي آبهاي جاري سطحي را به دنبال خواهد
داشت.
شرايط اقليمي:
پارامترهاي آب و هوايي از جمله رطوبت، شدت تابش، دما
و بارندگي تأثير زيادي در قدرت آلايندگي پاتوژنها دارند.
به طور كلي، وجود
شرايط گرم و مرطوب بهترين حالت، و شرايط گرم و خشك نامناسبترين حالت براي بقاي و
تكثير ميكروارگانيسمها است.
ينابراين، استفاده از پسابها، حتي به مقدار زياد،
در فصول گرم و خشك به دليل تبخير زياد و مرگ سريع پاتوژنها مشكل زيادي را به دنبال
ندارد.
ولي تخليه آنها در فصول سرد و مرطوب به دليل اشباع بودن خاك و ماندگاري
بيشتر پاتوژنها، باعث ايجاد آلودگي از طريق رواناب و با آبشويي پاتوژنها به علت
عدم تبخير آب ميشود.
مقدار مجاز تخليه پساب در يك خاك لوم در تابستان 25 درصد
و در زمستان تنها ¾ ليتر متر مربع در روز است.
نتيجه گيري
براي كاهش خطر
آلودگي ميكروبي ميتوان اقدامات مديريتتي زير را به كار بست:
تصفيه و ضد
عفوني ضايعات آلي:
از جمله روشهاي از ين بردن پاتوژنها ميتوان به استفاده از
فيلترهاي بيولوژيك، حوضچههاي تثبيت و تهنشني، صافيهاي شني، كربن فعال شده، ازون،
كلر و منعقد كنندههاي هيدروكسيدآلومينيوم، فسفاتهاي كلسيم، آلوم و سولفات آهن
اشاره نمود.
*** تعيين مكان مناسب براي دفع يا دفن ضايعات آلي از نظر شيب،
عمق آب زيرزميني، بافت لايههاي سطحي و زيرين خاك و فاصله سنگ بستر با لايههاي
محدود كننده جريان تا سطح زمين.
*** استفاده از پسابها و كودهاي آلي در فصول
گرم و خشك و قبل از فرا رسيدن دوره بارش.
*** در نظر گرفتن بازههاي زماني مناسب
پس از مصرف پسابهاي تصفيه نشده براي كشت سبزيجان و محصولات ريشهاي.
*** انجام
عمليات خاك ورزي قبل و مخصوصاً پي از مصرف مواد آلي به منظور جلوگيري از آلودگي
آبهاي سطحي و زيرزميني و نيز تلفات ازت موجود در آنها.
*** عدم مصرف يكباره و
بيش از حد مواد آلي آلوده مخصوصاً در صورت داشتن رطوبت زياد در شرايط اقليمي
مرطوب.
*** عدم استفاده از پسابهاي تصفيه نشده در سيستمهاي آبياري باراني در
كشت سبزيجات مخصوصاً محصولاتي كه توسط پسابها آبياري شدهاند.
*** ضد عفوني
نمودن سبيجات و محصولاتي كه به طور تازه مصرف ميشوند.
آلودگي خاك در ايران:
خاكهاي ايران به آن حد كه خاكهاي كشورهاي صنعتي
و پيشرفته از لحاظ كشاورزي آلوده است، هنوز آلوده نشده است.
اما پيشرفت سريع
تكنولوژي و توسعه روزافزون كارخانهها و مؤسسات صنعتي و همچنين مصرف زياد كود
شيميايي و سموم دفع آفات و ديگر مواد شيميايي در كشاورزي در دهه اخير امكانات زيادي
را براي آلوده إن خاكهاي ايران فراهم كرده است.
آمار نشان ميدهد كه هم توليد كود
شيماييي در داخل مملكت و هم واردات آن از خارج سال به سال بيشتر و مصرف انها هم
بيشتر شده است.
با تأسيس شركتهاي سهامي زراعي و شركتهاي تعاوني روستايي و
مجتمعها و شركتهاي كشت و صنعت و توجه زياد به بالا بردن سطح توليدات كشاورزي، مصرف
كودهاي شيميايي و سموم حشرهكش و علف كش روزبه روز بيشتر شده است، در نتيجه واردات
اين مواد شيميايي نيز همه ساله افزايش يافته است.
اينها از جمله مواردي است كه
در كشاورزي مصرف ميشود و از اين طريق باعث آلودگي خاك ميشود.
اما خاك به طريق
ديگر نيز در ايران آلوده ميشود و آن از طريق مصرف سموم در حفظ بهداشت مانند
آئروسلهاست كه اگر اين سموم را هم به حساب بياوريم سالانه حدود 3 تا 10 هزار تن
مواد سمي در خاك، آب و هواي مملكت ما وارد ميشود.
بعضي از اين سموم آنقدر
خطرناك و كشنده است كه اگر يك ميليونيوم انها وارد بدن بعضي موجودات زنده بشود باعث
مرگ آنها ميشود.
با توجه به اين موضوع مي توان آلودگي محيط توسط اين سموم پي
برد.
آلودگي خاك از طريق كود شيميايي در ايران بيشتر مربوط به مصرف بيرويه و
نابجايي آنهاست به اين معني كه آن كودي كه فيالمثل در منطقه شمال كه مرطوب و
خاكهاي آن اسيدي است مصرف ميشود، عين آن هم در منطقه جنوب و جنوب شرقي كه خشك و
خاكهاي آن اغلب شور و حتي قليائي است، به زمين داده ميشود.
مصرف زياد كود
شيميايي در بعضي از نقاط هم در منطقه مرطوب و هم در منطقه خشك كشور به خاك و
موجودات زنده آن لطمه وارد آورده است.
از وقتي كه مصرف كود شيمايي در شمال
(سواحل دريا مازندران) معمول شده قورباغهها بسرعت از بين رفتند. با از بين رفتن
قورباغهها نوعي حشرهها كه خوشه برنج را ميخورند، روزبه روز زيادتر شدهاند به
طوريكه محصول برنج از نقاط شمال دچار آفت ميشود.
فاضلابها و زبالههاي شهري و
صنعتي نيز تا اندازهاي موجب آلودگي خاكها در ايران شده ايت بويژه در اطراف شهر
تهران و ديگر شهرهاي بزرگ مملكت.
در ايران دفع زباله و فاضلابهاي شهري و صنعتي
هنوز يك روش بهداشتي يا يك روشي كه مانع از آلودگي خاك شود وجود ندارد.
روي همين
اصل همان طور كه ميبينيم زبالهها را در رودخانهها يا در زمينهاي اطراف شهر
ميريزند و يا حداكثر آنها را در يك محلي دور از شهر، در زير لايهاي از خاك دفن
ميكنند.
فاضلابها هم در جويهاي خيابانها جاري است كه پس از طي مسافتي به
زمينهاي اطراف شهر ميريزد و باعث آلودگي خاك ميشود.
در تهران شهرداري براي
جلوگيري از آلودگي محيط و تبديل زباله به كمپوست يك كارخانه كمپوست سازي در تهران
تأسيس كرد كه متأسفانه اين كارخانه به علل نقص فني (ناتواني در توليد كود) و غيره
به كار نيفتاد و از آن استفاده نميشود.
طبق اظهارات مقامات شهرداري قرار است در
چهار نقطه تهران چهار كارخانه كمپوست سازي ديگر تأسيس شود.
فاضلابها و همچنين
زبالههايي كه به رودخانهها ريخته ميشود، اغلب باعث آلودگي آبها نيز شده
است.
توصیه هاوپیشنهادها:
پيشنهادها و اقداماتي در زمينه جلوگيري
از آلودگي
مبارزه با آلودگي خاك در كشورهاي در حال توسعه آيانتر از كشورهاي
صنعتي و پيشرفته از لحاظ كشاورزي است زيرا كشورهاي در حال توسعه هنوز در مرحله
ابتدايي از صنعتي شدن هستند و كود شيميايي و سموم نباتي و امثال اينها به آن ميزان
كه در كشورهاي توسعه يافته مصرف ميشود، در آنها مورد استعمال پيدا نكرده
است.
از اين جهت مسأله آلودگي آن طور كه در كشورهاي پيشرفته، مهم و بغرنج شده
است، در كشورهاي در حال توسعه هنوز چندان خطرناك نشده و قابل پيشگيري
است.
بنابراين در اين گونه كشورها، كه كشور ما هم جزء آنهاست مسؤلان امور بايد
قبل از هر نوع اقدام در جهت بالا بردن سطح توليدات كشاورزي و صنعتي و گسترش شهرها
كليه جوانب امر را در نظر بگيرند و با شناخت كامل شرايط محيطي و عناصر و عوامل
آلوده كننده، راه و روشي را انتخاب كنند كه متناسب با شرايط محيطي و اجتماعي آن محل
يا آن منطقه باشد تا حتي المكان از آلودگي جلوگيري بعمل آيد.
به عنوان مثال،
موارد ذيل را ميتوان نام برد:
در مورد استعمال كود و تقويت خاك
براي تقويت
خاك و افزايش محصول تا آن حد كه ممكن است از كود حيواني استفاده شود زيرا همان طور
كه قبلاً ذكر شد كود حيواني يا كود طويله هم حاوي مواد غذايي براي گياه اسن و هم با
دارا بودن ماده آلي يا هوموس خاك را حفظ ميكند و خواص آن را بهبود
ميبخشد.
متأسفانه در كشور ما قسمت اعظم كودهاي حيواني به زمين داده نميشود و
به عنوان ماده سوختني مورد استفاده قرار ميگيرد و مقداري هم در كشاورزي به اصطلاح
براي تقويت خاك و گياه مصرف ميشود.
آنقدر در هواي آزاد و آفتاب سوزان ميماند،
خلاصه در شرايط نامساعد تهيه و نگهداري ميشود كه بسياري از خواص مفيد و مؤثرش را
از دست ميدهد.
به همين علت است كه كودهاي حيواني ما داراي مواد غذايي كافي نيست
و با آن نميتوان به حداكثر محصول دست يافت.
در مواردي كه كود حيواني داراي مواد
غذايي كافي نيست ميتوان با افزودن كد شيميايي مناسب، جبران اين كمبود را
كرد.
به عبارت ديگر در اكثر موارد دادن كود حيواني با افزودن كود شيميايي به آن،
يك كود كامل ميشود كه هم مواد غذاي مورد نياز گياه در آن موجود است و هم با دارا
بودن مواد آلي خواص فيزيكي خاك بهبود ميبخشد و خاك را در مقابل اثر آلوده كننده
كود شيميايي حفظ ميكند.
در شرايطي كه كود حيئاني لازم در دسترس نباشد، باز هم
نبايد هميشه فقط كود شيميايي خالص به زمين داد.
در اين مورد توصيه ميشود از كاه
به عنوان مواد آلي استفاده شود آنگاه با افزودن كود شيميايي مناسب يك كود كامل از
آنها بوجود آورد كه در آن هم ماده آلي وجود دارد و هم ماده معدني (مواد
غذايي).
نوع كودي كه انتخاب ميشود بايد از جمله متناسب با شرايط محيطي و نوع
گياه باشد تا حتي المكان از اثر آلوده كننده آن كاسته شود.
معمولاً به ازاء هر
100 كيلوگرم كاه، بسته به شرايط موجود، از 5/0 ال 1 كيلوگرم ازت به آن اضافه
ميكنند.
خلاصه در مواقع و شرايطي كه تنها كود شيميايي مصرف ميشود، بايد از نوع
يا انواعي انتخاي گردد كه متناسب با نوع محصول و خاك و شرايط آب و هوايي آن محل
باشد تا به اين طريق اثر آلوده كننده ”ن به حداقل كاهش يابد.
به عنوان مثال در
مناطق خشك كودهايي داده بشود كه حتي المقدور تمام آنها توسط گياه جذب گردد و چيزي
از آنها در خاك باقي نماند كه باعث بالا رفتن درجه شوري خاك سود يا از نوعي نباشد
كه املاح خاك را افزايش دهد و خلاصه از لحاظ فزيولوژيكي داراي خواص اسيدي باشد تا
مانع از بالا رفتن (پ .هاش) خاك گردد.
بعكي در مناطق مرطوب كودهايي مصرف شود
كه(پ .هاش) خام را بالا برد و مانع از بيشتر اسيدي شدن آن گردد.
براي تقويت خاك
و افزايش محصولات كشاورزي راههاي ديگري هم وجود دارد از آن جمله كاشتن گياهان آباد
كننده (كود سبز) مانند شنبليله، شبدر و غيره را ميتوان نام برد كه (در فصل اول) در
اين باره توضيح داده شده است.
به اين ترتيب ملاحظه ميشود كه براي جلوگيري از
آلودگي نبايد هر نوع كودي را به هر نوع محصولي و در هر شرايطي به هر نوع زميني،
آنهم به ميزان دلخواه داد.
بلكه بايد با خواص كود و خاك و آب و شرايط آب و هوايي
و محل و تقاضاي گياه نسبت به كود و غيره….آشنا بود تا بر اين اساس بهترين نوع كومد
انتخاب و در مساعدترين شرايط استعمال گردد.
براي اين منظور بايد قبل از هر چيز
سطح دانش كشاورزان را بالا برد و آنان را از اين مسائل و عواقب شوم آن آگاه
ساخت.
راه حل منطقي و ساده
بنياد دفاع از سلامتي محيط زيست بر آن است
كه ارزانترين و راحت ترين راه براي جلوگيري از غرق شدن انسانها در انبوه زبالهها
اين اسن كه زباله كمتري توليد كنيم و يا با كاربرد شيوههاي بازيابي، از مقداري از
اين زبالهها دوباره استفاده كنيم.
به گفته كارشناسان انجمن مبارزه و چارهجويي
براي كاهش مقدار زباله در انگلستان، توليد زباله يك مسئله شخصي و منطقهاي
نيست.
بلكه آثار زيانبار و ويرانگر ساير مناطق جهان را هم در بر ميگيرد، كما
اينكه زباله هايي كه در اروپا بيرون ريخته ميشود بر مقدار بار ش باران بر جنگلهاي
برزيل تأثير ميگذارد.
با توجه به اين واقعيت انكار نا پذير كارشناسان
ميگويند:
اگر روند كنوني ادامه يابد ديري نخواهد كسيد كه كشورها و زمين ما به
يك زباله داني عظيم تبديل خواهد شد.
صرفه جويي در مصرف آب و
انرژي:
نجات كره زمين
بعد از بحران جهاني نفت در سال 1970 كه كشورهاي عرب
صادر كننده نفت از صدور نفت به كشورهاي غربي خودداري كردند، ساكنان اين كشورها لزوم
اتكاي كمتر به نفت وارداتي و نيز ضرورت صرفهجويي در مصرف فرآوردههاي نفتي را
عملاً احساس كردند، از اين رو برخي بر اين باورند كه در جهاني كه با ازدياد جمعيت و
كمبود تدريجي منابع نفتي به سوي بحران فاجعه پيش ميرود، پيدايش يك بحران جديد در
زمينه عرضه نفت احتمال ضعيفي نيست.
از سوي ديگر مصرف كمتر فرآوردههاي نفتي به
خودي خود ميتواند باعث كمك به اقتصاد خانواده شود.
و اما در اين محاسبات در
واقع مسائل اقتصادي و سياسي بيشتر مورد توجه قرار گرفته و در نتيجه به موضوع بسيار
مهم سلامتي محيط زيست توجه نشده است.
به گفته صاحب نظران، مصرف انرژي و آب بيش
از آنكه موضوعاتي اقتصادي باشند، مضامين و مقولاتي اكولوژيك، محسوب ميشوند كما
اينكه شما روزي در كنار شهرها و دامنه كوهها، راهپيمايي كنيد، عوارض سوء فاجعه
آلودگي محيط زيست را به چشم خود ميبينيد از اين رو اگر شما مقدار كمتري مواد نفتي
چوب يا ذغال سنگ بسوزانيد مقدار كمتري اكسيد و كربن و ساير گازهايي كه در پديده
معروف به پديده گلخانهاي، تأثير دارند به هوا وارد ميشود و در نتيجه از سرعت
ويرانگر و مرگبار شدن كره زمين كاسته ميشود.
در كشورهايي كه در نيروگاهها از
ذغال سنگ استفاده ميكنند مصرف بيشتر الكتريسينه باعث ميشود كه با استخراج زيادتر
معادن آسيب بيشتري به محيط زيست وارد شود.
زيرا بر اثر دود و گازهايي كه از
احتراق ذغال سنگ به فضا فرستاده ميشود باران اسيدي بيشتري به زمين بر ميگردد و در
نتيجه به مقدار آلودگي هوا اضافه مي شود.
اما اگر الكتريسيته كمتري در جهان
مصرف شود نياز كمتري به ايجاد نيروگاههاي اتمي پديد ميآيد، در اين شرايط نياز
كمتري به استخراج پر عارضه اورانيوم وجود دارد و زبالههاي راديواكتيو كمتري به
وجود ميآيد و نيز احتمال رخ دادن حوادثي چون حادثه نيروگاه اتمي (چرنوبيل) كه
منطقه وسيعي را در اروپا آلوده كرد كمتر خواهد شد.
هر چه بيشتر از مقدار مصرف
سوختهاي فسيلي كاسته شود، اسموك كمتري در هوا پديد ميآيد و از سرعت تشكيل پديده
گلخانهاي كاسته ميشود.
هر قدر نياز كمتري به استخراج نفت باشد، با كاهش عمليات
استخراج، حيات وحش و آرامش وحوش كمتر صدمه ميبينند.
حال آنكه در جريان استخراج،
لولهكشي، تصفيه، حمل و نقل، انبار كردن، توزيع و مصرف اين مواد به محيط زيست صدمه
ميرسد.
راههاي آسان صرفه جويي
يك محقق در مورد راههاي ساده صرفه
جويي در مصرف انرژي ميگويد:
صرفه جويي در مقدار مصرف انرژي به اين معني نيست كه
ما در خانههاي تاريك و بسيار سرد زندگي كنيم، بلكه اگر تغييرات اندكي در روش زندگي
خود بدهيم، با استفاده از روشهاي ديگر ميتوانيم از شدن آلودگيها بكاهيم.
وي
ميافزايد براي كساني كه به حفظ حيات ، زيبايي و طراوت در تنها سياره قابل زندگي در
جهان ميانديشند و نسبت به محيط و جانداران احساس مسؤليت ميكنند ايجاد تغييرات در
زندگي نبايد مهم جلوه كند.
در كشور انگلستان هر هفته در حدود هزار تن كاغذ به
صورت زباله در سطل آشغال و كاغذ باطله ريخته ميشود كه فقط كمتر از 5 درصد آنها
مورد بازيافت قرار ميگيرد.
در ايران اين مسئله تبعات تأيف باري دارد كه از قول
صاحبنظري به اختصار به آن اشاره ميشود.
در سالهاي اخير با كمبود مقدار كار
عدهاي از افراد سودجو، با پاره كردن كيسههاي زباله و به هم زدن و پراكنده كردن
مخازن زبالهها مقواها، و كاغذهاي درون آنها را جمع آوري ميكنند و به بعضي از
كارخانمه ها ميفروشند.
در اين كارخانهها كه كوچكترين كنترل بهداشتي و صنعتي بر
روي آنها اعمال نميگردد، از اين مواد آلوده كننده و متعفن مقوا ميسازند و آنها را
به صورتهاي گوناگون از جمله جعبه شيريني به بازار عرضه ميكنند.
حال تصور كنيد
كه در قناديها در اين جعبهها شيريني تر ميگذارند و به مشتريان خود ميفروشند لذا
بايد گفت:
هر چند كه بازاريابي و مصرف در باره كاغذ و مقوا از جنبههاي گوناگون
لازم و مفيد است، اما مسئله مهم نظارت بر توليد دوباره و كنترل بهداشتي و رعايت
استانداردهاي صنعتي در اين كار نبايد ناديده گرفته شود.
با توجه به مسائلي كه
مطرح شد در ادامه گزارش كارهاي سادهاي كه با آنها ميتوان از آلودگي بيشتر و
نابودي محيط زيست جلوگيري كرد باز گو شده است، كارهاي سادهاي كه قبل از هر چيز
براي حفظ سلامتي خود ما و افراد خانواده ما مفيد است.
نخستين مسئله قابل ذكر در
اين زمينه، استفاده از انواع شويندههاست كه در همه خانهها و هر جاي ديگر، كاربرد
زياد و هر روزه دارد.![]()