محیط زیست

حقوق بین الملل محیط زیست و تنوع زیستی

·         حقوق بین الملل محیط زیست و تنوع زیستی

در پاسخ به چالش های ایجاد شده برای نگاهبانی از کرة زمین، نظام حقوقی بین المللی، قواعدی را برای حفاظت از محیط زیست هم در داخل و هم در خارج از محدودة صلاحیتی دولت ها متبحرانه تدوین کرده است. علیرغم ظهور سریع این قواعد، حقوق بین الملل محیط زیست بعضي از خصوصيات مشترک را توسعه داده که از ویژگیهای رژیم های بین المللی دیگر متمایز می شود. بویژه، رویه دولت ها در خصوص معاهدات، برای مدنظر قرار دادن نیازهای زیست محیطی، تغییر کرده است. علاوه بـر این، استفاده از حقوق موسوم بـه «حقوق نرم» بـویژه در حقوق بین الملل محیط زیست رایـج است. حقوق نرم را می توان بیان تعهدات رسمي غیر الـزام آور، همانند اعلامیه های استکهلم و ریـو ناميد، یا آن را دستورالعمها یا رهنمودهاي کلی برای انعقاد معاهدات دانست. این جنبه ها و دیگر ابعاد قانون سازی زیست محیطی در این نوشتار می شوند.

حقوق بین المـلل سنتی منـابع خود را در بـند 1 مـاده 38 اساسنامه دیـوان بین المللی دادگستری معرفی مـی نماید که ابتدائاً در سال 1920 برای سلف آن یعنی، دیوان دائمی بین المللی دادگستری تدوين شد. اگر چه [این منابع] تنها در مورد دیوان اعمال مي‌شود و ماده 38 فهرست معتبری از فرایندهایی را نشان مي‌دهد که دولت‌ها را در آن زمان مستعد ایجاد قواعد الزام‌آور بر خود مشخص كرده است، اما حقوق بین الملل سنتی در این خصوص تاکنون به صورت چنین فهرستی باقی مانده است. این ماده [به عنوان منابع اصلی] كنوانسيونها یا (معاهدات) بین‌المللی اعم از عام یا خاص، عرف بین المللی که حاکی از رویه عام [اعضای جامعه بین المللی] که به عنوان حقوق پذیرفته شده، اصول کلی حقوق مورد شناسایی توسط ملل متمدن و همچنین منابع فرعی که شامل، تصمیمات قضایی بین المللی و دکترین می باشد را به طور منظم بیان کرده است. این احصاء، به عنوان حداقلِ [منابع] پذیرفته شده است، اما نه رویه بین المللی کنونی را منعکس می‌نماید و نه اقدامات متنوعي را که به توسعه قواعد جدید حقوق کمک می کند. حقوق بین‌الملل سنتی به طور خاص، به غیر از معاهدات همه متونی‌ را که توسط سازمانهای بین المللی تصویب می‌شوند، رد می کند، اگرچه آنها در کل، بیشتر از یک نقش صوری در تشکیل حقوق بین الملل و به طور خاص در تشکیل حقوق محیط زیست بازی می کنند.

این نوشتار ابتدا مروری بر هنجارهای زيست محيطي نشأت گرفته از منابع سنتی حقوق بین الملل خواهد داشت، سپس به قواعد نشأت گرفته از اَعمال کنفرانسها و سازمانهای بین المللی می پردازد. نهایتاً اینکه، این فصل به بررسی توسعه مقررات و دیگر هنجارهای بازیگران غیردولتی که می‌توانند محتوای حقوق بین الملل محیط زیست را متأثر سازند، خواهد پرداخت.

الف ـ معاهدات بین المللی

اولین منبع حقوق بین الملل محیط زیست، «هنجارهاي قراردادي» است که اکنون تعداد آنها در این زمینه بیشتر از یک هزار می باشد، اگرچه بسياري از موافقتنامه‌ها صرفاً مفاد کمی را در ارتباط با محیط زیست در بر دارند[1]. ماده 2 (رديف الف بند 1) كنوانسيون وین 1969 درخصوص حقوق معاهدات[2]، «معاهده» را اینگونه تعریف می کند: «یک توافق بین المللی منعقده میان دولت‌هاست که بصورت کتبی تنظیم شده و مشمول حقوق بین الملل باشد، صرف نظر از عنوان خاص آن و اعم از اینکه در سندی واحد یا چند سند مرتبط به هم باشند». این تعریف کلیه موافقتنامه های  بین المللی که سازمانهای بین الدولی یا غیردولتی عضو آنها هستند، همچنین موافقتنامه هایی که توسط کارگزاریهای داخلی (برای مثال مقامات بندر يا ادارات گمرک) منعقد می‌شوند که دولتها را متعهد نمی کنند را در بر نمی گیرد. اما تمام این نهادها به نحو فزاينده‌اي با قصد همکاری، براساس هنجارهای مورد توافق، براي حمایت از محیط زیست موافقنامه هایی را منعقد می کنند.

حیطۀ جغرافیایی معاهدات زیست محیطی به میزان گسترده ای متفاوت است. پاره ای از اسناد دربرگیرنده هنجارهایی هستند که ناظر بر کل جامعه بین المللی می باشند. برای مثال بند 3 مادة 35 پروتکل اول کنوانسیونهای ژنو 1949 مربوط به حمایت از قربانیان مخاصمات مسلحانه بین المللی، دولتها را، در چنین مخاصماتی از بکارگیری شیوه‌ها یا ابزارهای جنگی که برای آسیب شدید، بلندمدت و گسترده به محیط زیست طبیعی برنامه ریزی شده یا انتظار می رود که چنین باشد، منع می کند[3]. كنوانسيونهاي لندن 1972 و 1973 درخصوص آلودگی دریاهای آزاد[4]، و نیز مقررات CITES در مورد تجارت بين‌المللي گونه‌هاي در معرض انقراض[5]، به طور مشابه به مشکلات جهانی می پردازند. درحقیقت یک چارچوب جهاني گسترده حقوق بین المللی برای 4 بخش «سنتی» محیط زیست یعنی آب، خاک، فضا، و تنوع زیستی ایجاد شده است.

اصول و هنجارهای پذیرفته شده برای کل جامعه ملل، آنگونه که در زمینه حقوق بشر تجربه شده است، هنگامی که در سطح منطقه ای اعمال و اجرا می‌شوند، اغلب مؤثرتر مي باشند. هدف برنامه محیط زیست ملل متحد (UNEP) اينست كه حقوق بین الملل محیط زیست را در سطوح منطقه اي از طریق كنوانسيونهاي مربوط به مناطق دریایی مختلف در سراسر کره زمین، منجمله مدیترانه، خلیج فارس، آفریقای غربی، اقیانوسیه جنوب شرقی ، دریای سرخ، خلیج عدن، کارائیب و آفریقای شرقی بكار گيرد[6]. این كنوانسيونها بر همان اصول متکی هستند و به طور کلی همان هنجارها را پذیرفته اند و اغلب اصول و هنجارهایی را که قبلاً در اسناد جهانی به روشنی بیان شده‌اند، ازجمله پاره ای از آنها که هنوز لازم الاجرا نمی‌باشند را در برمی‌گیرند.

انگیزه رهیافت منطقه ای اغلب بواسطه شباهت جغرافیایی و محیط زیستی میان كشورهاي همسایه و هم مرز با دریاهای منطقه ای ایجاد می شود و در بسیاری از موارد بواسطه شرایط اقتصادی، فرهنگی و سیاسی مشابه ارتقاء می یابد. همزمان، موافقتنامه‌های مزبور، شرایط اقلیم شناختی (اكولوژيكي) متفاوتی را در دریاهای منطقه ای می توانند و در عمل مدنظر قرار می دهند.

به غیر از برنامة نظام‌مند دریاهای منطقه ای یونپ، مشکلات زیست محیطی خاص مناطق با جغرافیای محدود معمولاً به نحو بهتری توسط تعداد کمی از دول متأثر کنترل می‌شوند. مبارزه با آلودگی رودخانه ها و دریاچه ها و کاهش گونه های بومی گیاهان و جانوران بومي منطقه‌اي، ماحصل تلاش سازمانهایی همچون شوراي اروپا یا سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) است که مرتباً اقدام به تحول در راه‌حل‌های قراردادي برای حل این مشکلات میان دول عضو می نمایند. علاوه براین، روند مزبور که در راستای حمایت از اکوسيستم می‌باشد، رهيافتي کلی نگر نسبت به مشکلات یک فضای ژئو فیزیکی منفرد را امکان پذیر می سازد.

معاهدات زیست محیطی علیرغم تنوع موضوعی و قلمروی جغرافیایی آنان، دارای خصوصیات مشترکی بوده و از فنون حقوقی مشابه استفاده می نمایند و اغلب نیز به هم مرتبط می باشند. ویژگیهای عمده آنان به شرح ذیل می باشد:

1ـ عدم وجود معامله به مثل در تعهدات، 2ـ مواد مرتبط به هم یا ارجاعی از یک سند به سندهای دیگر، 3ـ موافقتنامه‌هاي ساختاري، 4ـ کاربرد موقتي مکرر، 5ـ ایجاد نهادهای جدید یا تسهیل نهادهای موجود یا پیشین جهت ارتقاءِ همکاری مداوم، 6ـ آئيين و شیوه‌های ابداعی مربوط به پایبندی و عدم پایبندی، 7ـ ابزارهای تسهیلی برای جرح و تعدیل يا اصلاح.

1ـ ماهیت تعهدات

هر موافقتنامه بین المللی زیست محیطی حاوی قواعد حقوقي الزام آوری است، هر چند که چنین موافقتنامه هایی احتمالاً به ميزان قابل ملاحظه ای از سنتی ترین هنجارها متمایز می باشند و در بسیاری از معاهدات، وظایف دقیق معدودی كه ایجاد شده وجود دارد. در عوض، مفاد آن بر حوزه های همکاری دلالت دارند و در پاره‌اي از موارد ابزارهايي هستند كه دولتهاي عضو بايستي براي تحقق اهداف معاهده بپذیرند. معاهدات زيست محيطي اغلب با الزام كشورها به محدود نمودن انتشار آلودگي و ايجاد نظامهاي اعطاي پروانه، كنترل و نظارت بر انهدام زباله‌ها، كنترل صادرات و واردات گونه‌هاي در معرض انقراض و توليدات خطرناك و وضع قوانين كيفري به قلمرو سنتي اقدامات دولتها تعدي مي‌كنند. معمولاً چنين معاهداتي تعهدات مزبور را با شرايط كلي عرضه ميدارند و به هر حال، از طريق قانونگذاري داخلي يا اقدام اجرايي نيازمند تكميل مي‌باشند. براي كشورهايي مثل ايالات متحده كه ميان معاهدات خود اجرا (self – executing) و غير خود اجرا (non – self – executing) تمايز قائل مي‌شوند ـ به ترتیب آنانی كه آماده اجراي قضايي فوري هستند و آنانی كه مستلزم اقدامات اجرايي می باشند ـ چنين معاهداتي در چارچوب طبقه بعدي مي‌گنجند[7] گرچه به طور رايج معاهداتي كه حاوی آميزه‌اي از تعهدات خود اجرا و غير خود اجرا هستند، بيشتر يافت مي‌شوند. بدين ترتيب، مفاد انفرادی معاهدات بايستي بيشتر مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد تا موافقتنامه به عنوان يك كل.

مفاد غير خود اجراي معاهدات حاوی تعهدي در خصوص آن بخش در دولت‌ها می باشد كه قوانين و مقررات لازم را وضع مي‌كند. براي مثال كنوانسيون 1979 بن (Bonn) در خصوص حفاظت از گونه‌اي مهاجر حيوانات وحشي[8]، مقرر مي‌دارد: «دولت‌ها در نواحي مهاجرت حيوانات فهرست شده در ضميمه كنوانسيون از گرفتن اين حيوانات منع شده‌اند[9]». همچنين ممكن است از دولتها خواسته شود تا اركاني را با كار ويژه‌هاي خاص، همانند تماس مداوم با مقامات ديگر دولت‌هاي عضو[10] را برگزیده یا ایجاد نمایند، يا مجوزها يا پروانه هایی را براي فعاليت‌هاي قاعده‌مند[11] صادر یا اعطا نمایند. از منافع ويژه، مفاد معاهداتي است كه دولت‌هاي عضو را ملزم می نماید تا مجازاتهايی كيفري را بر عليه كساني كه شرايط آنها را نقض مي‌كنند، وضع و اجرا نمايند. براي مثال، ماده 8 كنوانسيون تجارت بين‌المللي گونه‌هاي جانوران و گياهان وحشي در معرض انقراض مقرر مي‌دارد:

1ـ طرفهاي عضو بایستی اقداماتی مناسب به منظور اجرای مفاد كنوانسيون حاضر بعمل آورند و از تجارت نمونه‌هايي كه نقض آن محسوب مي‌شود، خودداري نمايند. اين اقدامات بايستي موارد ذيل را در بر گیرند:

الف ـ اعمال مجازات برای تجارت يا تملك چنين نمونه‌هايي يا هر دو

ب ـ آمادگي براي مصادره يا استرداد چنين نمونه‌هايي به دولت صادر كنندة[12]

یک روند فزاینده در خصوص معاهدات بين المللي محيط زيست، ارجاع آنها به ديگر اسناد بين‌المللي است. براي مثال، معاهدات زيست محيطي دريايي اخير، اغلب به قواعدي از كنوانسيون بين‌المللي مربوط به پيشگيري از آلودگي ناشي از كشتي‌ها (MARPOL) و كنوانسيون بين‌المللي مربوطه به حقوق درياها (UNCLOS) استناد می کنند و بعضي مواقع قواعدشان را با ارجاع تلفيق مي‌نمايند. اين امر مي‌تواند نتیجتاً اثر حقوقي اين اسناد را به دولتهايي كه آنها را مورد تصويب قرار نداده‌اند اما متون بعدي را تصويب نموده‌اند، گسترش دهد. كنوانسيون حمايت از درياي سياه عليه آلودگي[13] بیان می نماید: «طرفين متعاهدین، مفاد مرتبط «کنوانسيون 1972 مربوط به پيشگيري از آلودگي دريايي از طريق تخليه فضولات و ديگر مواد» كه اصلاح گردید؛ «كنوانسيون بين‌المللي 1973 مربوط به پيشگيري از آلودگي ناشي از كشتي‌ها» كه با پروتكل 1978 مرتبط به آن نیز مورد جرح و تعديل و اصلاح قرار گرفت؛ «كنوانسيون 1989 مربوط به كنترل جابجايي فرامرزي زباله‌هاي خطرناك و انهدام آنها» و «كنوانسيون بين‌المللي 1990 در خصوص آمادگي براي آلودگي نفتي، واكنش و همكاري» را مورد توجه قرار مي‌دهند.»

در پاره‌اي از موارد، مفاد يا معاهدات خاص ممكن است به عنوان حقوق بين‌الملل عرفي مورد تأييد و تصديق قرار گيرد. براي مثال، مقدمه كنوانسيون حفاظت از محيط زيست دريايي آتلانتيك شمال شرقي[14]، به «مفاد مرتبط حقوق بين‌الملل عرفي منعكس در بخش دوازدهم كنوانسيون حقوق درياهاي ملل متحد و بويژه، ماده 197 در خصوص همكاري جهاني و منطقه‌اي براي حفاظت و صیانت از محيط زيست دريايي اشاره مي‌نمايد.»

پاره‌اي از معاهدات حتي متون «حقوق نرم» را با هم تلفيق مي‌نمايند. موافقتنامه مورخ 14 سپتامبر 1992 ناميبيا ـ آفريقاي جنوبي در مورد ايجاد يك كميسيون دائمي آب مقرر مي‌دارد كه طرفين بر اين متن موافقت نموده اند كه «تمایل دارند تا روابط دوستانه كنوني خويش را با ارتقاء توسعه منابع آب منطقه‌اي بر اساس قواعد مرتبط با استفاده از آبهاي رودخانه‌هاي بين‌المللي مصوب 1966 هليسنکي در پنجاه و دومين كنفرانس انجمن حقوق بين‌الملل، تحكيم بخشند».

تأييد اسناد از طريق ارجاع مكرر مي‌تواند به عنوان حركتي به سوي تحكيم يك رفتار جهاني زيست محيطي تلقي شود.

اصل عمل متقابل كه در حقوق رم با ضرب‌المثل do ut des مشخص شده، به دنبال يك برابري حقوقي ميان تعهدات پذيرفته شده توسط يك دولت و مزایایی است که آن دولت از طرف يا طرفين ديگر متعاهد کسب می نماید. معاهدات تجاري، معاهدات اتحادي، اسناد تنظيم كننده روابط ديپلماتيك و كنسولي، در واقع تقريباً همه عهدنامه‌هاي قرن نوزدهم، مشمول اصل عمل متقابل بوده‌اند. به هر حال، حتي طي دوره برجسته حقوق بين‌الملل موضوعه (اثبات‌گرا) پيش از جنگ جهاني اول، استثنائاتي بر اين ساختار نيز وجود داشت. كنوانسيون‌ها ايجاد قواعدی با تعهدات عام را آغاز نمودند، از جمله آزادي دريانوردي در كانالها و رودخانه‌ های بين‌المللي، منع تجارت برده[15]، حمايت از آزادي مذهب[16]، و محدوديت‌هاي حاكم بر ابزار‌ها و شيوه‌هاي جنگ[17]. دولت‌ها با اين معاهدات موافق بودند و تعهدات خويش را بدون دريافت هيچ مزيت فوري و آشكاري پذيرفتند.

پس از جنگ جهاني اول، استشانات ديگری بر اصل عمل متقابل ابتدائاً در كنوانسيونهاي بين‌المللي كار ايجاد شد[18]. پديده‌هاي تعجب برانگيزي همچون استثمار كودكان كار يا شرايط غير انساني و خطرناك كار با يك اسلوب نظام مندي نزد جامعه بين‌المللي به داوري برده شد. بلافاصله پس از جنگ جهاني دوم، تعهدات غير متقابل، وسعت بيشتري يافت كه شامل حمايت بين‌المللي از حقوق بشر[19]، مقررات مربوط به استفاده از قطب جنوب و درياهاي اطراف آن، قواعد رفتاری حاكم بر فعاليت در فضاي بيروني و در اجرام سماوی و تأييد مجدد آزادي درياهاي آزاد با تعهد به احترام به منابع زیستی آن می شود.

قواعد حقوق بين‌الملل محيط زيست كه بر اساس منافع مشترك بشريت مورد پذيرش قرار گرفته‌اند، به طور كلي، مزايايی فوري را براي دول متعاهد نمي‌آورند، در حالي كه اهداف آنها حمايت از زندگي گونه‌هاي گياهان و جانوران وحشي، اقيانوسها، هوا، خاك و طبيعت مي‌باشد. حتي معاهدات منعقده ميان تعداد اندكي از دولت‌ها به طور کلی فاقد عمل متقابل مي‌باشند. براي مثال، دولت‌هاي طرف بالاي يك رودخانه، در وضعيتي همانند دولتهايي كه در طرف پائين رودخانه قرار دارند، نيستند. در خصوص دولتهاي ساحلي، جهت كلي بادها و جريانات اقيانوس ممكن است با برابري طرفين مغايرت داشته باشد و اهميت عمل متقابل را كاهش دهد.

بعضي از حقوقدانان بين‌المللي با تشریح اين تحولات، مفروض دانسته‌اند كه در حقوق بين‌الملل موجود، «حقوق معاهداتي» از «قراردادهاي معاهداتي» متمايز مي‌باشد. اين تمايز ممكن است تا اندازه‌اي به اين معني باشد كه «حقوق معاهداتي» بر اساس منافع مشترك بشريت منعقد مي‌شوند، در حاليكه «قراردادهاي معاهداتي» بر اساس اصل عمل متقابل مي‌باشند. ديوان بين‌المللي دادگستري در «رأي مشورتي خود در خصوص حق شرط بر كنوانسيون مربوط به نسل كشي»، كنوانسيونهايي كه بر اساس منافع مشترك مورد پذيرش قرار گرفته‌اند را از كنوانسيونهايي كه مبتني بر حقوق متقابل مي‌باشند، متمايز نمود. «دولت‌هاي عضو كنوانسيونها در دستۀ پيشين، هيچ منافعي براي خودشان ندارند؛ آنها صرفاً همگي يك منفعت مشترك دارند، يعني تحقق مقاصد عاليه‌اي كه هدف نهايي* كنوانسيون مزبور مي‌باشد. نتيجه آنکه، در كنوانسيونی از اين نوع، هر كس نمي‌تواند از مزايا و مضار خاص براي دولت‌ها يا از تداوم توازن قراردادي كامل ميان حقوق و وظايف صحبت كند. آرمانهاي عاليه‌اي كه منبع الهام كنوانسيون مزبور بودند، بواسطه خواست مشترك اعضاء، اساس و معيار همه مفاد آن بدست مي آيند.[20]»

در حقوق داخلي، يك تمايز مشابهي ميان حقوق عمومي كه بر اساس منافع عام قانون‌گذاري شده و حقوق قراردادي خصوصي كه مبتني بر پيشنهاد توافقي، پذيرش و التزام مي‌باشد، وجود دارد. مهمتر اينكه، به معناي واقعي كلمه، حقوق عمومي وضع شده چه براي يك فرد خاص اعمال شود یا نشود، با محتواي قاعده مزبور مخالف مي‌باشد. نقش های‌ عمل متقابل و رضايت در جابجايي از قرارداد به قانون تغيير می کنند.

منافع مشتركي كه جامعه بين‌المللي در آن سهيم هستند، ممكن است به عنوان تعهدات عام‌الشمول* مورد حمايت قرار گيرند. ديوان بين‌المللي دادگستري در «قضيه بارسلونا تراكشن، شركت لايت اند پاور با مسئوليت محدود[21]»، تمايز میان قواعد دو جانبه و قواعد نظارتي را تشخيص داد:

«بايد ميان تعهدات يك دولت نسبت به جامعه بين‌المللي به عنوان يك كل و تعهداتي كه در ارتباط با دولت ديگر در زمينه حمايت ديپلماتيك ناشي مي‌شود، تمايز اساسي قائل شد. تعهدات پيشين ماهيتاً دغدغه همه دولت ها مي‌باشند، با توجه به اهميت حقوق مورد نظر، همه دولت‌ها مي‌توانند در حمايت از آنها، منفعت حقوقي داشته باشند؛ آنها تعهدات عام‌الشمول هستند.»

ديوان، حقوق بين‌المللي منع تجاوز، ژنوسید (نسل کشی)، برده‌داري و تبعيض نژادي را در دسته تعهدات عام‌الشمول گنجاند. اخيراً، ديوان بين‌المللي دادگستري به تأييد نظر كميسيون حقوق بين‌الملل استناد مي‌كند كه حفاظت از توازن بوم شناختي (اكولوژيكي) زمين را منفعت اساسی همه دولت ها جهت حفاظت از جامعه بين‌المللي به عنوان يك كل تلقی نموده است[22]. اين عامل به علاوة فقدان عمل متقابل، مقدار زيادي از حقوق بين‌الملل محيط زيست را توصيف مي‌نمايد. بدين ترتيب، بسياري از قواعد مدون و استانداردهاي عرفي در زمينه محيط زيست ممكن است به عنوان تعهدات عام‌الشمول تلقي شوند.

همچنين تعهدات زيست محيطي بين‌المللي، متفاوت از غالب حقوق بين‌الملل، از دولت ها مي خواهند تا رفتار بازيگران غيردولتي كه منبع بيشترين آسيب به محيط زيست مي‌باشند را كنترل نمایند.

تعهدات مزبور بايستي به منظور كنترل بازيگران غيردولتي در داخل سرزمين و صلاحيت دولت در حقوق داخلي اعمال شوند. برعكس، معاهدات مربوط به ايجاد روابط ديپلماتيك يا مربوطه به كم كردن موانع تجاري، به طور كلي تنها بر دولت و كارگزارانش تأثير مي‌گذارند. همچنين حقوق بشر ابتدائاً بر رفتار مقامات دولت اعمال می شود.

ويژگي ديگر موافقتنامه‌هاي بين‌المللي زيست محیطی، کنار گذاشتن هويت سنتي حقوق و تعهدات ميان دولتهاي عضو مي‌باشد. اصل 7 اعلاميه ريو اعلام ميدارد كه:

دولت‌ها بايد جهت حفاظت، حمايت و بازگرداندن سلامت و يكپارچگي اكوسيستم زمين با روحيه مشاركت جهاني همكاري نمايند. دولتها با توجه به سهم‌هاي متفاوت در انحطاط زيست محيطي جهاني، مسئوليت‌هاي مشترك اما متفاوت دارند. كشورهاي توسعه يافته با توجه به فشارهايي كه جوامع آنها بر محيط زيست جهاني تحميل مي‌كنند و با توجه فن‌آوريها و منابع مالي كه آنها در اختيار دارند، بر مسئوليتي كه آنها در پيگيري بين‌المللي توسعه پايدار بر دوش دارند، اذعان دارند.

اصل 8 مي‌گويد كه دولت‌ها بايد الگوهاي ناپايدار توليد و مصرف را كاهش داده و ريشه كن نمايند و سياست‌هاي جمعيت شناختي متناسب را ارتقاء دهند كه تلويحاً هم به كشورهاي صنعتي و هم به كشورهاي در حال توسعه اشاره دارد.

ويژگي مسئوليت متفاوت به تعهدات سياسي و حقوقي عام اشاره دارد تا به مفهوم رسمي مسئوليت دولت كه پيامد آسيب ايجاد شده توسط ديگري بوده يا نتيجه نقض حقوق مي‌باشد. قبول مسئوليت متفاوت توسط يك دولت صنعتي شده، به مشاركت فزاينده در تلاش براي بهبود توسعه پايدار منتج مي‌شود. با وجود این پيوندهايي ميان تحقق مسئوليت‌هاي یک گروه و پایبندی به عمل متقابل از طرف گروه ديگري از دولت‌ها وجود داشته است.

مفهوم مسئوليت مشترك اما متفاوت در همه كنوانسيونهاي زيست محيطي جهاني که از پايان دهه 1980 به تصویب رسیده اند، وارد شده است. علاوه براين، كنوانسيون 1989 بازل (Bazel) در خصوص كنترل جابجايي فرامرزي زباله‌هاي خطرناك و نابود سازي آنها (بند 2 ماده10)، پروتكل مونترال 1987 در خصوص حمايت از لايه اوزن که در 1992 اصلاح شده است، كنوانسيون 1992 در مورد تنوع زيست شناختي (مواد 16، 20 و 21)، و كنوانسيون ساختاری ملل متحد در مورد تغییرات جویی 1992، همگي انتقال فن‌آوري يا كمك مالي را در نظر می گیرند. آخرين سند به تفكيك، تمايز ميان سه دسته از دولتها را تشريح مي‌نمايد:

الف ـ كشورهاي توسعه يافته عضو، نقش اصلی مبارزه با تغيیرات آب و هوايي و اثرات نامطلوب آن را به عهده مي‌گيرند (بند 1 ماده 3). آنها بايد در تبعیت از تعهدات خویش، جهت تأمین هزينه‌هاي كامل مورد توافقي كه از جانب كشورهاي در حال توسعه عضو متحمل شده اند، منابع مالي اضافي و جديدي را فراهم نمایند. (بند 3 ماده 4). آنها همچنین بایستی کشورهای در حال توسعه عضو را که بویژه نسبت به اثرات تغییرات آب و هوایی آسیب پذیر هستند، با تأمین هزینه های سازگاری با این اثرات نامطلوب یاری نمایند. آنها بايد انتقال مهارت و فن‌آوري سالم از لحاظ زيست محیطی را به كشور‌هاي در حال توسعه تسهيل نمايند (بند 5 ماده 4).

ب ـ به نظر مي‌رسد كشورهاي كمونيستي سابق اروپاي شرقي و مركزي[23] دستخوش يك فرايند‌ گذار اقتصادي و سياسي شده‌اند و به منظور ارتقاء توانمنديهاي خود برای پرداختن به تغيرات آب و هوايي، مقداري انعطاف را پذيرفته‌اند. (بند 6 ماده 4)

ج ـ كشورهاي در حال توسعه كمك‌ مالي دريافت مي‌كنند و از قِبل انتقال فن‌آوري منتفع مي‌شوند. آنها زمان بيشتري دارند تا در خصوص تدابیری كه جهت اجراي كنوانسيون مزبور اتخاذ كرده‌اند، ارتباط اولية خود را برقرار نمايند و كشورهاي كمتر توسعه يافته ممكن است گزارشات خود را با صلاحديد و احتياط ارائه نمايند.

كنوانسيون 1994 مربوط به مبارزه با بيابان زايي (Desertification) در كشورهايي كه خشكسالي جدي و يا بيابان‌زايي تجربه مي‌كنند، بويژه در افريقا[24]، حاوي مفادي با جزئيات بيشتر در خصوص تعهدات كشورهاي توسعه يافته عضو مي‌باشد. آنها بايد به منظور حمايت از اجراي برنامه‌هاي مبارزه با بيابان‌زايي و تخفيف اثرات خشكسالي منابع مالي كلاني را از جمله تأمين بودجه اضافي و جديدی از محل تسهيلات زيست محيطي جهاني را بسيج نمايند. (مواد 21 و 22).

دو ويژگي باقي مانده موافقتنامه‌هاي بين‌المللي زيست محيطي مهم مي‌باشند. نخست، اشاره عمدي به دولت‌هاي غير عضو در بسياري از چنين معاهداتي است. به آن اندازه‌اي كه موافقتنامه‌هاي بين‌المللي زيست محيطي بر تجارت بين‌الملل تأثير مي‌گذارند، ضروري است تا برای مخالفت با موج سواران (Free – riders) تدابیری را اتخاذ و انگيزه‌هاي پایبندی را ایجاد نمود. براي مثال كنوانسيون تجارت بين‌المللي گونه‌هاي جانوران و گياهان وحشي در معرض انقراض (CITES) و پروتكل مونترال، در صدد مي‌باشند تا از طريق الزام اعضاء به محدود نمودن واردات از غير اعضاء بر رفتار آنها تأثير بگذارند، مگر اينكه آنها به نحو موثري مفاد موافقتنامه مزبور را رعايت نمايند. همچنين معاهده قطب جنوب در خصوص دولت‌هاي عضو تعهدي را در خود گنجانده تا ملاحظه شود كه هيچ كس مغاير اصول معاهده عمل نمي‌كند. (ماده 10)

نهايتاً اينكه، بسياري از موافقتنامه‌هاي زيست محيطي و معاهدات قـانون‌ساز بزرگتر همانند كنوانسيون مـلل متحد در خصوص حقوق درياها (UNCLOS) كه مانع از حق شرط مي‌شوند، دولت‌ها را به پذيرش خود در كليت خویش ملزم مي‌سازند. اين امر در معاهداتي كه حقوق بين‌الملل عرفي را تدوين مي‌نمايند قابل درک است، حقوقي كه مستقل از معاهده مزبور الزام آور مي‌باشند، اما اکثر موافقتنامه‌هاي زيست محيطي نمي‌توانند ادعاي تدوين حقوق عرفي را داشته باشند. در عوض، عدم وجود حق شرط ممكن است توافق در يك فرايند چند جانبه مذاكره را منعكس نمايد، آنجائیکه تصميمات مبتني بر اجماع و چانه‌زني مي‌باشند. اگر دولت ها بتوانند پس از واقعه، تعهدات خويش را گزینش و انتخاب نمایند، اين فرايند روشن خواهد شد.

2ـ موافقتنامه‌های ساختاری

از آغاز دهه 1970 تعداد فزاینده ای از معاهدات بین المللی با شیوه های چند مرحله ای مورد تصویب قرار گرفته اند. فن «کنوانسیونهای ساختاری» به این معنی است که کنوانسیونی كه با گستره ای کلی مورد تصویب قرار می گیرد، اصول بنیادینی را اعلام مي‌كند که بر آنها رضایتمندی حاصل است. اعضاء آن، جزئيات پروتکل های الحاقی را که شامل مشروح تعهدات مي‌باشند، پیش بینی می‌كنند. این شیوه برای نخستین بار در موافقتنامه های دریاهای منطقه ای مورد استفاده قرار گرفت و با کنوانسیون 1976 حمایت از دریای مدیترانه در مقابل آلودگی آغاز شد[25]. کنوانسیونهای دریاهای منطقه ای، اصول بنیادینی را بیان می کنند که اعضاء متعاهد بکار می گیرند. مشروح مقررات در پروتکل های الحاقی اعلام می شود، پاره ای از آنها همزمان به عنوان سند اصلی امضاء می‌شوند. به جزئيات مابقی آنها بعداً پرداخته مي‌شود. غالب نظامهای معاهداتی دریاهای منطقه ای در برگیرنده طرحهای توسعه ای برای منطقه مربوطه می باشند.

کنوانسیون ژنو 1979 در خصوص آلودگی فرامرزی طولاني مدت هوا، در یک قلمروی متفاوت، ساختاري حقوقی را برای مذاکرات بعدی ايجاد نمود. کنوانسیون مزبور با مجموعه ای از پروتکل هایی که محتوای مشروح تعهدات کلی مندرج در معاهدۀ اصلی را تشکیل میدهند، تکمیل شده است. کنوانسیون 1985 برای حمایت از لایۀ اوزون[26] و پروتکل مونترال نیز از این الگو پیروی می نمایند. در میان متنهای کنفرانس ملل متحد در مورد محیط زیست و توسعه (UNCED)، کنوانسیون ساختاری راجع به تغییرات آب و هوایی، این رویکرد را پذیرفته است.

به طور كلي موافقتنامه های ساختاری این مزیت را دارند که در آنها اجماع بر اصول بنیادی و بر ضرورت اقدامی که دنبال خواهد شد، آسانتر صورت می گیرد تا اجماع بر جزئیات خود آن اقدام که اغلب یک ویژگی فنی دارد. مذاکرات بیشتر می تواند این تدابیر را با همکاری دانشمندان، نمایندگان شرکتهای اقتصادی و جامعه مدنی روشن سازد. همچنین اصول جدیدی را می توان پذیرفت، همانگونه که براي نمونه در پروتکل مونترال در مورد حمایت از لایه اوزون آورده شده، نشان میدهد که کشف «سوراخ» لایه اوزون در بالای قطب جنوب پس از تصویب کنوانسیون وین بوده است. چنین تغییراتی در دانش و حتی مفاهیم بنیادی، معاهدات ساختاری را به نحو ویژه ای با ضرورتهای حفاظتی زیست محیطی سازگار می سازد.

3ـ کاربرد موقتی (interim Application)

بسياري از موافقتنامه‌هاي بین المللی زیست محیطی به مشکلاتی اضطراری پاسخ می دهند که بایستی در کوتاه‌ترین زمان ممکن با آنها رویاروی شد،. با عنایت به این موضوع، دولت های مذاکره کننده، فن تصویب “کاربرد موقتی” موافقتنامه‌هاي در شرف لازم الاجرا شدن را پذیرفته اند. این فن در کنوانسیون فائو 1998 راجع به اطلاع قبلی از رضایت و موافقتنامه 4 آگوست 1995 برای اجرای مفاد کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها در ارتباط با حق شرط آن و مدیریت ذخائر ماهی های موجود و ذخائر ماهی مهاجر موضوع ماده 41 مورد استفاده قرار گرفته است[27].

4ـ ساز و کارها و نهادهای همکاری

ملاحظات پیشین، الزاماً، به ضرورت نهادهای بین المللی دائمی همکاری در میان دولتهای عضو معاهدات زیست محیطی می رسد. پنجاه سال پیش، داوری تریل اسمیلتر (Trail smelter)، اولین قضیه آلودگی فرامرزی و منبع اصلی حقوق بین المللی عرفی در این زمینه، به این نتیجه رسید که دو دولت متعارض باید همکاری نمایند تا مسائل مربوط به خسارت ناشی از آلودگی هوای كورة ذوب فلز اسمیلتر را به طور مشترک مورد بررسی قرار دهند. امروزه، اهمیت کسب دانش نوین، انتشار اطلاعات و مطالعه بیوسفر (biosphere)، همکاری بین المللی را بیشتر ضروری تر و بوضوح دائمی تر می سازد. از این رو، تعجب آور نیست که بیشتر معاهدات مربوط به حفاظت از محیط زیست، مفاد بنیادینی را در بر دارند و اختیارات و صلاحیت های متنوعی را به نهادهای بین المللی اعطا می کنند. گاهی اوقات، کار کردهای جدیدی به ارکان سازمانهای بین المللی از پیش موجود، محول می شود. برای مثال، کنوانسیون بین المللی پیشگیری از آلودگی ناشی از کشتی ها (MARPOL) به سازمان بین المللي دریانوردی (IMO) این صلاحیت را می دهد تا اطلاعاتی را از دولتها در خصوص اقدامات انجام شده راجع به نقض کنوانسیون مزبور توسط یک کشتی[28]، دریافت نماید و گزارشاتی در خصوص حوادثی که مواد مضر[29] در پی دارند، و نیز در خصوص جزئیات قوانین، دستورالعمل ها و مجوزهای ملی مرتبط با اجرای کنوانسیون مزبور[30] و نتایج تحقیقات مربوط به حوادث آلوده کننده[31]، را تحصيل نمايد. سازمان بین المللي دریانوردی، همچنین در اجرای کنوانسیون مزبور، شیوۀ اصلاح آن و ارتقاء همکاری فنی، نقش ایفا می کند[32]. این کارکردهای بی شمار را می توان تحت سه عنوان مجدداً گروه بندی نمود: مدیریت کنوانسیون، جمع آوری و انتشار اطلاعات و نظارت بر اجرای قواعد کنوانسیون توسط دولت های عضو.

همچنین ممکن است به سازمانهای جدیدی که بواسطه معاهدات زیست محیطي ایجاد شده اند، اختیاراتی محول شود تا نیازهای ویژه آن موافقتنامه را، بویژه، در زمینه همکاری منطقه‌ای يا زير منطقه‌ای (sub – regional)[33] برآورد سازند. در سرتاسر جهان، دهها کنفرانس اعضاء (COPs) یا کمیسیونهای بین المللی ایجاد شده اند تا همکاری دائمی را در میان دولتهای عضو متعاهد به عنوان مثال به معاهدات مربوط به آب های داخلی[34]، اقیانوسها[35]، و حفاظت از حیات وحش[36] تضمین نمایند. به عنوان یک قاعده کلی، این سازمانها با ظرافت ایجاد شده اند؛ بسیاری از آنها دبیرخانه دائمی ندارند یا وظایف دبیرخانه آنها توسط دیـگر سازمانهای غیر دولتی یا بین المللی مـوجود انـجام می شود[37].

5ـ آیین رعایت و پايبندي (compliance procedures)

یک تعهد بنیادین حقوق بین الملل اينست که معاهدات بایستی رعایت شوند و تعهدات آنها با حسن نیت اجرا شود.[38] به طور کلی، هر دولت عضو یک معاهده بر این موضوع نظارت دارد که آیا دیگر دولتهای عضو، شرایط و الزامات آن موافقتنامه را رعایت می کنند یا خیر. این رویکرد نسبت به موافقتنامه های زیست محیطی به طور بنیادی به قوت خود باقی است، اما علاوه بر این چنین کنوانسیونهایی، همواره ساز و کارهای نظارتی بین المللی ایجاد می‌کنند.

همچنین ممکن است یک معاهده نظارت را به دولتهای خاصی محول نماید. برای مثال ماده 218 کنوانسیون ملل متحد در خصوص حقوق دریاها (UNCLOS) مقرر میدارد که وقتی یک کشتی به طور داوطلبانه وارد یک بندر یا تأسیسات نزدیک ساحل می شود، دولت ساحلی می تواند آن را مورد تحقیق و بازرسی قرار داده و در جائیکه شواهد و قرائن اقتضاء می کند، در خصوص هر گونه تخلیه‌اي از آن کشتی خارج از آب‌هاي داخلي، درياي سرزميني يا منطقه انحصاري اقتصادي دولت مزبور که ناقض قواعد و استانداردهاي قابل اجراي بين‌المللي ايجاد شده توسط سازمان بين‌المللي صالح يا كنفرانس ديپلماتيك عمومي باشد، آیین هایی را وضع نماید. به طور كلي كنوانسيون بازل (Basel) در مورد جابجايي فرامرزي فضولات خطرناك، نظارت را محول مي‌نمايد: هر عضو مظنون به نقض، دبيرخانه و عضو ناقض را مطلع می نماید. دبيرخانه، به نوبت ديگر اعضاء را مطلع مي‌سازد.

آیین هایی كه به صلاحيت دولت بي‌توجهي نمايند، بسيار نادر هستند. همانگونه كه قبلاً بحث شد، اكثر فنون نظارتي پذيرفته شده، نظام گزارش دهي يك دولت را به قوت خود باقی مي‌گذارند، نظامي كه اعضاء معاهده را ملزم مي‌سازد تا به ارائه گزارشات ادواري به ركن ايجاد شده يا تعيين شده از جانب معاهده بپردازند و اقدامات اجرايي كه آنها انجام داده‌اند را نشان می دهد.

ماده 16 كنوانسيون آفريقايي راجع به حفاظت از طبيعت و منابع طبيعي[39]، سازمان وحدت آفريقا را به عنوان نهادي تعيين نموده كه دولت‌ها بايد به متون قوانین، احكام، مقررات و دستور‌العمل‌هاي مجری آن در سرزمينهاي خود بپردازند و هدف آن تضمين بكارگيري كنوانسيون مزبور مي‌باشد. آنها همچنين مجبور بودند تا نتايج حاصله از بكارگيري ضوابط كنوانسيون را گزارش نمايند. علاوه بر اين، آنها حسب درخواست، همه اطلاعات مورد نياز جهت بررسي موضوعات مطرح شده در كنوانسيون را مهيا مي‌كردند.

كنوانسيونهاي بين‌المللي درصدد هستند تا منافع مشترك بشريت را نشان داده و تثبيت نمايند و نقش محدود عمل متقابل را در مفاد خود متمايز نمایند و مشكلات خاص اجرا را مطرح سازند. در يك جامعه بين‌المللي فاقد قدرت نهادي، عمل متقابل دو جانبه، تضمين اساسي براي رعايت تعهدات پذيرفته شده محسوب می شود. علت آن اینست که به هرحال با تهديد تلويحي به تحمیل مجازات، تعهدات نقض مي‌شوند. در يك موافقتنامه كه حاوی حقوق و وظايف متقابل مي‌باشد، دولتي كه حقوق معاهداتي دولت ديگر را نقض مي‌كند در معرض خطر از دست دادن فوائد مربوط به همان موافقتنامه قرار مي‌گيرد. چنین نتایجی در یک نظام قراردادی که هـدف آن منافع مـشترک می باشد غـیرقابل تصور است: نـقض حـقوق بـشر از جانب یـک دولت را نمی توان توسط دولت دیگری مجازات نمود که همان نقض مشابه را مرتکب می شود. همین موضوع در حقوق بین الملل محیط زیست نیز وجود دارد: قواعدی که بر علیه آلودگی دریا یا هوا هستند را نمی توان با آلودگی متقابل به اجرا در آورد. اجرا باید از طریق ابزارهای دیگر باشد، بویژه از طریق ساز و کارهای کنترل بین‌المللی که بر اجرای حقوق بین الملل محیط زیست توسط دولتها نظارت می کنند.

تجارب اخیر نشان میدهد تا زمانی که حمایت نهادی وجود دارد، پایبندی به موافقتنامه های چند جانبۀ زیست محیطی و حـتی قواعد غیر الزام آور، بـهترین تضمین در سـطح بیـن المللی می باشد. همانگونه که قبلاً بحث شد، بسیاری از موافقتنامه های بین المللی زیست محیطی به جاي اينكه به نهادهای بین المللی موجود متکی باشند، چارچوب نهادی خود را ایجاد می کنند. مضافاً اینکه دولتهای تهیه کننده پیش نویس موافقتنامه‌های بین المللی زیست محیطی یک الگوی امروزی کاربردی برای نهادها ایجاد نموده اند. همچنانکه که موافقتنامه ها گسترش پیدا می کنند، همانگونه نیز نهادها و ساز و کـارهای پـایبندی، بـسط و گـسترش می یابند. بطور روز افزون، جامعه دانشمندان، مقامات دولتی و سازمانهای غیر دولتی درگیر این امر شده اند. گسترش نهادهای بین المللی نه تنها حاکی از کاهش مشکلات مربوط به هماهنگی و مناقشه احتمالی میان قواعد و نقش های آنها نیست بلکه منجر به این مشکلات نیز شده است.

به عنوان یک قاعده، هزینه های اجرايي بين‌المللي (دبیرخانه، نشست ها ، برنامه ها) از طریق کمک دولت های عضو تأمین بودجه می شود، خواه به صورت داوطلبانه یا بر اساس توافق در هر نشست کنفرانس برای دوره ثابت بعدی.

6ـ تطبیق و تکامل تعهدات

یکی از ضرورتهای اصلی حقوق محیط زیست، اعم از داخلی و بین المللی، تطبیق با دگرگونیهای دانش یا شرایطی است که مقتضیات حمایت از محیط زیست را تغییر میدهد. وضعیت محیط زیست ممکن است سریعاً تغییر نماید. آلودگی دریا یا رودخانه ممکن است به علت ظهور مواد جدید یا ابزارهای نوین تولید یا مصرف افزایش یابد یا گونه های حیات وحش ممکن است قبل از اینکه قواعد بین المللی مورد پذیرش قرار گرفته یـا قـواعد مـوجود اصلاح شده باشند به علت تهدیدهای جدیدی که در حال گسترش هستند در معرض خطر نابودی قرار گیرند، دیوان بین المللی دادگستری اخيراً در قضیه اي به عنوان ابزار تکمیلی تفسیر معاهدات، تصدیق کرده است که هیچ چیز در کنوانسیون وین مانع دیوان نمی شود تا اینکه «وضعیت عصر حاضر دانش علمی را مورد توجه قرار دهد[40]».

دانش مربوط به بیوسفر، وخامت آن، نوسازي و اثرات آلودگی آن سریعاً تکامل می یابد. اکثر صاحبنظران آلودگی فضا را به عنوان یک پدیده محلی تلقی می کردند تا اینکه در خلال دهه 1970، خاصیت اسیدی دریـاچه های اسکاندیناوی نشان داد که آسیب های بلند مـدت هم می تواند رخ بدهد. پس از 1980، تخریب جنگل ها نشان داد که دی اکسید سولفور (SO2) نه تنها عامل مسئول آلودگی فضا بوده، بلکه اکسید نیتروژن (NO2) منتشره از اتومبیل ها، نیز ممکن است نقش عمده ای در ایجاد آسیب ایفا نماید. متعاقباً، کشف آسيب ديدگي لایه اوزون استراتوسفری (پوش کره)، عامل دیگری را به مشکل حفاظت از جو در برابر آلودگی اضافه نمود. بدین ترتیب، اقدام بین المللی جهت پرداختن به یک مشکل ضرورتاً تکامل یافت وگرایشهارا را طی مدت ده ها سال تغییر داد.

لازم است این مسئله مطرح شود که حقوق که مبتنی بر پیش بینی پذیری و ثبات قواعد است، ا چگونه می تواند به این گرایشهای متغیر و ضرورت های حفاظت از محیط زیست پاسخ دهد؟ دولتها علاوه بر استفاده از فن کنوانسیونهای ساختاری،از طریق پیش نویس معاهداتی که تعهداتی کلی و پایدار را ایجاد می کنند، اما مفاد قابل انعطافی را نیز اضافه می نمایند، بویژه مفادی که قواعد فنی را توصیف می نمایند، پاسخی موثر را پیش برده اند. بعدها هم ممکن است فضولات خاصی را که نمی توان در یک ناحیه خاص تخلیه یا رها نمود، مشخص و معین نمایند یا ممکن است گونه های در معرض خطری را که نیازمند حفاظت بیشتری هستند، تعیین نمایند. تعهدات کلی كه در این معاهدات ارائه می شوند، پایدار و باثبات به قوت خود باقی می مانند، در حالیکه فهرست جزئیات مربوط به فضولات یا گونه ها در ضمائم محفوظ می مانند که به سهولت بدون نیاز به اصلاح معاهدۀ اصلی می توان آنرا جرح و تعدیل نمود. ضمائم مزبور بخش مکمل معاهده را تشکیل می دهند و بدین ترتیب آیین اصلاح و جرح و تعدیل بایستی صریحاً در مفاد آن معاهده گنجانده شود.

این نوع از موافقتنامه ها، کنوانسیون 1979 برن در مورد محافظت از حیات وحش اروپایی و زیستگاههای طبیعی[41] را نیز شامل می شود. ماده 16 این کنوانسیون اصلاح معاهده را مطابق قواعد بین المللی عموماً شناخته شده ای كه در مـواد 39 و 40 کنوانسیون وین در خصوص حقوق معاهدات تـدوین شده، امکان پذیر می سازد. به عبارت دیگر، هر اصلاحیه بایستی توسط طرف های متعاهد بر اساس مقتضیات قانون اساسی داخلی آنها پذیرفته شود. بر عکس، ضمائم معاهده که دربر گیرندۀ فهرست گونه های حفاظت شده می باشد ممکن است مطابق آیین ارائه شده در ماده 17 اصلاح گردد که تغییرات پیشنهادی کمیته دائمی ایجاد شده توسط این کنوانسیون را امکان پذیر می سازد. طرحها و پیشنهادات به طرفین متعاهد اطلاع داده می شود و در پایان سه ماه هر اصلاحی که نسبت به آن اعتراضی ثبت نگردد، برای همۀ دولتها لازم الاجرا می شود.

معاهدات دیگر، آیین های انعطاف پذیر متفاوتی را ایجاد می کنند. طبق ماده 9 کنوانسیون 1972 لندن برای محافظت از فک های قطب جنوب [42] تصویب رسمی نسبت به پذیرش تلویحی الزامی تر است. شکل دیگری که برای تصویب رسمی ا مد نظر می باشد، متعاقب لازم الاجرا شدن خودبخود پس از یک دورۀ خاص زمانی برای دولتها است که هیچ اعتراضی ابراز نکرده اند که در ماده 15 کنوانسیون لندن در مورد پیشگیری از آلودگی دریایی ناشی از تخلیه و رها کردن زباله ها و دیگر مواد پیش بینی شده است[43]. بدین ترتیب، دولتها باید از تعهدات کناره گیری نمایند تا اینکه وظیفه داشته باشند مصوبه ها و موافقتنامه هایی را که برای آنها الزام آور است، بیان نمایند. بـدین ترتیب، این معاهدات یک فرایند اصلاحی دو شاخه را ایـجاد می کنند که در آن بخش های ساختاری معاهدات تابع فرایندهای اصلاحی سنتی نسبتاً مشکل مي باشد، در حالیکه جزئیات فنی ممکن است سریعاً و به نحو کمتر رسمی تغییر نماید. در بسیاری از موارد، ضروری است که دولت ها از هرگونه ایجاد تغییراتی به نحو ایجابی کناره بگیرند.

ب ـ حقوق بین الملل عرفی

صحبت از قواعد حقوق بین الملل عرفی در زمینه ای به آن اندازه جدید همچون حقوق بین الملل محیط زیست ممکن است تعجب آور به نظر برسد. با این حال، این امر امکان پذیر است تا در میان هنجارهای رایج «ظهور یک رویه کلی را مشاهده نمود که به عنوان حقوق پذیرفته شده است»، حتی اگر چه صرفاً یک دورۀ زمانی کوتاه سپری شده باشد.

کنفرانس ملل متحد در خصوص حقوق دریاها، که بین سالهای 1972 و 1982 برگزار شد، یکی از مهمترین معاهدات بین المللی مدرن را تصویب نمود. در خلال فرایند طولانی شرح و تفصیل آن توسط دول جهان، تعداد خاصی از قواعد موجود تدوین شد، اما بر هنجارهای متعدد جدید نیز اجماعی حاصل شد. بر اساس این اجماع حتی قبل از تصویب معاهده، یک رویه بین المللی شکل گرفت. این موضوع بويژه، قضیه مربوط به ایجاد «منطقه انحصاری اقتصادی» بود، که اکنون در فصل 5 کنوانسیون مزبور تدوین شده است[44]. طی مذاکرات مربوطه، این امر صراحتاً به وضوح مورد شناسایی قرار گرفت که دولتهای ساحلی به منظور حفظ و مدیریت منابع طبیعی زنده و غیر زنده حقوق حاکمیتی داشته و برای حفاظت از محیط زیست دریایی صلاحیت دارند[45]. همچنین این امر مورد پذیرش قرار گرفت که صلاحیت دولت ساحلی جـهت قانونگذاری راجع بـه کشتی ها در مورد عبور بی ضرر از طریق دریـای سرزمیني شامل اقدامـاتی مـی شود که منابع زیست شناختی دریایی را حفظ نموده و محیط زیست دریایی را محافظت نماید و از آلودگی دریایی جلوگیری نموده، آنرا کنترل کرده و کاهش دهد[46].

قواعد حقوق بین الملل عرفی دیگری را می‌توان مشاهده نمود كه در حال ظهور بوده در مراحل متفاوت تکامل خود می باشند. بدون تردیدتدوین اصول غیر الزام آور در این فرایند نقشی مهم ایفا می نماید. عامل دیگر، تکرار قواعد خاص در بسیاری از متون بین المللی می باشد.سوم احتمالاً فرایند تدوین قاعده ای که ممکن است توسط دولتهای مختلف بکار رفته باشد يا نه، اجماعی سریعتر ایجاد نماید که منتهی به پذیرش کلی قاعدۀ مزبور در رویه دولت شود. پیگیری حادثه هسته ای در چرنوبیل این تحول را روشن می سازد. اگر چه دولت شوروي قريب به 000/50 نفر را در روزهاي اوليه پس از حادثه تخليه نمود، ولي تا مدتها بعد در اطلاع رساني به ديگر دولتها كوتاهي كرد و شرح كاملي از حادثه را نداد، تا اينكه نشست ويژه آژانس بين‌المللي انرژي اتمي از 25 لغايت 29 آگوست 1986 برگزار شد. يكي از اصول كلي كه از الزامات قراردادي تكراري حاصل شده بود، وظيفه دولت در اطلاع رساني فوري به ديگر دولتهايي بود كه به علت هر وضعيت يا حادثه‌اي در معرض خطر اثر نامطلوب بر محيط زيست خویش بودند. عدم اعمال اين اصل توسط اتحاد جماهير شوروي پس از حادثه چرنوبيلِ اين ضرورت را ايجاد نمود تا قاعده مزبور با تفصیل بيشتري بر اساس مفاد قراردادي مشابه تدوين گردد. بدين ترتيب، 58 كشور موافقتنامه اي را در خصوص اطلاع رساني اوليه يك حادثه هسته اي در وين امضاء كردند که معاهده مزبور با سرعت غير معمولي طی يك ماه بعد لازم الاجرا شد. همانگونه كه از عنوان آن پيداست، اين معاهده دولت ها را ملزم مي كند تا هر حادثه هسته اي را كه منجر به پيامدهاي پرتوزا (راديواكتيوي) براي كشور ديگر می شود يا ممكن است منجر شود، بدون تأخير اطلاع رساني نمايند[47]. اطلاعاتي كه بايد منتشر شود در كنوانسيون مزبور مشخص شده است[48]. سرعت تدوين اين قاعده را مي توان تنها بواسطه شرايط ياد شده و با توجه به شناسايي يك وظيفه بين المللي مهم تر برای اطلاع رساني، توضيح داد.

بسياري از قواعد عرفي ديگر حقوق بين الملل محيط زيست در رويـه دولت شكل گرفته يـا در حال شكل گيري است. بويژه، امكان ندارد هيچ دولتي باعث شود يا اجازه دهد تا سرزمين آن جهت ايجاد آسيب به محيط زيست ديگر دولتها مورد استفاده قرار گيرد. اين قاعده براي نخستين بار در رويه قضايي بين المللي پديدار شد و در اصل 21 اعلاميه استکهلم، پیش از آنکه مورد تصويب قرار گیرد، تدوين گرديد و در بسياري از اسناد بين المللي الزام آور و غير الزام آور مورد تأييد مجدد قرار گرفت. همچنين به نظر می رسد تکلیف به همكاري كه در اصل 24 اعلاميه استکهلم اعلام شده، نه تنها اين مقام را بدست آورده است بلكه حكايت از یک قاعدۀ بنيادين دركل نظام ملل متحد دارد. ممكن است اصول ديگري ذكر شوند كه محور حقوق عرفي بين المللي محيط زيست را تشكيل ميدهند[49]. خلاصه آنكه، ممکن است در مورد پيكره اي از حقوق بين الملل عرفي محيط زيست سخن گفته شود كه متشکل از اصول بنياديني است كه كل نظام مزبور را تشكيل می دهند و براي همه موضوعات زيست محيطي قابل اعمال باشتد.

شمار معاهدات و اسناد بين المللي ديگر كه همان قواعد حقوقي مرتبط با محيط زيست را بازگو         می نمایند، در حال افزايش است. كنفرانس ملل متحد در خصوص محيط زيست و توسعه (UNCED) شديداً به اين تكامل كمك نموده است. کارهای كميسيون حقوق بين الملل نشان ميدهد كه تكرار همان قواعد در بسياري از اسناد بين المللی را مي توان به عنوان پيدايش قواعد عرفي جديد مورد توجه قرار داد. در اين راستا، اين امر كه بسياري از اسناد بين المللی اعلام كرده اند كه فصل 7 كنوانسيون ملل متحد در خصوص حقوق درياها (UNCLOS) كه به حمايت از محيط زيست دريايي مربوط مي شود، بخشي از حقوق بين الملل عرفي است، حتي پیش از آنکه كنوانسيون مزبور در سال 1994 لازم الاجرا شود، فاقد ارزش است.

پ ـ اصول كلي حقوقي

سومين منبع حقوق بين الملل بحث هاي زيادي را در نوشته هاي علمي، بويژه بين دو جنگ جهاني برانگيخت. اين مفهوم زيربنايي در صدد است تا اصولي را كه در نظامهاي حقوقي مهم جهان، هر چند نه درهمۀ آنها، مشترك می باشند تعيين نمايد. بي شك گسترش جهاني قواعد ملي مرتبط با محيط زيست كه تعدادشان ممكن است فراتر از 000/30 باشد، كشف بسياري از چنين قواعدي را پس از يك دورة تثبيت امكان پذير خواهد ساخت. با وجود اين، حتي امروزه ممكن است اصول خاصي به عنوان بخشي دائمي از حقوق عرفي حمايت از محيط زيست مورد توجه قرار گيرند. بسياري از آنها از ادغام و در هم آميختگي قواعد حقوقي در همة سطوح حكمراني، از جهاني تا داخلي، نشأت مي گيرند. قوانین و سياست هاي مصوب در سطوح جهاني، منطقه اي و ملي بر يكديگر تأثير مي گذارند. ابتكاراتي كه در يك سطح حكمراني آغاز شده اند، اغلب به رویکردهای مشابهي مـنجر مي شوند كه در نـظام هاي حقوقي ديـگر مـورد پذيرش قـرار مـي گيرند. مثالهايي متعددي، اين رويه جهانگستر را نشان مي دهند.

تصميم داوري 1941 براي حل يك اختلاف بلند مدت ميان ايالات متحده و كانادا در خصوص آلودگي هواي ناشي از يك كورة ذوب فلز كانادايي، حقوق بين الملل را در موضوع مزبور قابل اعمال ندانست و به قواعد بيان شده در وضعیت حقوقی دولت هاي فدرال ـ بويژه ايالات متحده و سوئيس ـ معطوف شد، با تثبيت اين اصل كه دولت ها وظيفه دارند تا به میزان چشم گیری آلودگي هواي فرامرزي ايجاد نكنند. اصل 21 اعلاميه استكهلم اين تعهد كلي را ايجاد نمود تا آسيب زيست محيطي فرامرزي ايجاد نشود. اعلاميه ريو اين وظيفه را تكرار نموده و از اينرو اين تعهد در بسياري از معاهدات و ديگر متون وارد شده است.

به همين شكل قواعد بين المللی مي توانند اصول جديدي را تدوين نمايند كه به قوانین ملي و منطقه اي تبديل شوند. اكثر دولت ها به طور سنتي تعداد كمي قواعد مربوط به حمايت از حيات وحش داشتند بطوریکه به راحتی گرفتن، كشتن و يا ديگر استفاده ها مقدور بود. از گشت و شكار در دنياي وحش آفريقا تا صيد نهنگ در درياهاي آزاد و گياهان كلكسيوني در آمريكاي لاتين، قاعده كلي، دستيابي بي قاعده بوده است. بسياري از قواعدی كه اكنون از حيات وحش حفاظت مي كنند براي نخستين بار در موافقتنامه هاي بين المللي حفاظت از گونه هاي مهاجر و منابع مایحتاج همگانی توسعه يافتند. این مقررات بين المللی در حقوق ملي دولت هاي عضو معاهدات تلفيق شد و دولتهای ديگر را تحت تأثير قرار داد. اكنون حتي كنوانسيون مربوط به تنوع زيست شناختي نسبت به قوانين اكثر دولتها براي جانوران و گياهان حفاظتي تر است و نيازمند تدابیر ملي دیگری خواهد بود.

تعهدات ماهوي تنها وجه حقوق محيط زيست نيستند كه از نفوذ متقابل حقوق بين الملل منطقه اي و ملي بهره برده اند. همچنين ابزارها و فنون  اجراي حقوق محيط زيست، حكايت از روندي دارند كه در راستاي اقتباس از تجارب سطوح مختلف حكمراني است. براي مثال، رويه «بررسي اثر زيست محيطي» (EIA) براي اولین بار در ايالات متحده در پايان دهة 1960 در ايالت ميشيگان اجباری شد. هدف این رویۀ آن بود که کسب اطلاعات اوليه و كـافي در خصوص پيامدهاي زيست محيطي احتمالي ناشی از پروژه هاي توسعه و نیز در مورد تدابیر و شقهای ممکن جهت کاهش آسيب ها را تضمین نماید. نظام قانـونگزاري ايالات متحده رويه «بـررسي اثـر زيست محيطي» (EIA) را به عنوان قانون ملي در سال 1969 تصويب نمود. متعاقب آن، قانون مزبور در قوانين بسياري از كشورهاي ديگر نيز وارد شد. بطوریکه در ابتدا اين قانون همراه با «کنوانسيون منطقه اي 1978 كويت براي همكاري در خصوص حفاظت از محيط زيست دريايي در مقابل آلودگي»[50]، بخشي از حقوق منطقه اي شد.

از موافقتنامه هاي درياهای منطقه اي كه در ماده 206 كنوانسيون ملل متحد در مورد حقوق دريـاها (UNCLOS) در سطحي جهاني معرفي شده است، ماده ای كه اصل بررسي اثرات بالقوه فعاليت هاي آسيب رسان به محيط زيست را اعلام مي كند. چندين سال بعد، دستور العمل جامعه اروپايي، دولت هاي عضو را ملزم نمود تا قانون ملی «بررسي اثر زيست محيطي» را تا ژولاي 1988 تصويب نمايند. در سال 1991 رويه «بررسي اثر زيست محيطي» موضوع يك موافقتنامه خاص شد كه توسط كميسيون اقتصادي ملل متحد براي اروپا تحت عنوان «كنوانسيون مربوط به بررسي اثر زيست محيطي در يك موقعيت فرامرزي»[51] پیش نویس شده بود. رويه مزبور، سنگ بناي موافقتنامه ديگري تحت عنوان «پروتكل مادريد به معاهده قطب جنوب در خصوص حمايت از محيط زيست[52]» در سال 1991 شد. همچنين به نظر مي رسد كه اين رويه در كنوانسيون ساختاري ملل متحد در خصوص تغييرات آب و هوايي 1992 نيز پيدا باشد[53].

خلاصه آنكه، «بررسي اثر زيست محيطي» كه به عنوان قانون واحد سازنده يك دولت فدرال آغاز شده بود، به نحو پيشرونده اي در سطح فدرال و سپس توسط ديگر كشورها و سازمانهاي منطقه اي و نظامهاي معاهداتي منطقه اي تصويب شد. نهاتياً اينكه اين قانون بخش مهمی از مقررات زيست محيطي جهاني شده و به كشورهايي كه قانون داخلي آنها هنوز آنرا تصويب ننموده، پيشنهاد شده است.

مـثال ديگر، نظام هاي حقوقي را در جهتی مـخالف در مـي نوردد و اثـراتي را كه سيـاست و حـقوق بـين الملل مي توانند بر حقوق ملي داشته باشند را نشان مي دهد. اصل 15 اعلاميه ريو 1992 رویکردی احتياطي تدوين نموده كه بر اساس آن، در جائيكه تهديدهاي جدي يا آسيب هاي غير قابل بازگشت وجود دارند، فقدان قطعیت علمی تام نبايد به عنوان دليلي براي به تأخير انداختن اقدامات مـربوط به پيشگيري از انـحطاط زيست محيطي مورد استفاده قرار گيرد. طي همان دوره، اصل احتياطي مزبور در متون منطقه اي نيز ظاهر شد. براي مثال، در كنوانسيون باماكو (Bamako) 1991 در خصوص منع واردات فضولات خطرناك به آفريقا و كنترل جابجايي فرامرزي و مديريت آن در داخل آفريقا[54] و معاهدۀ اتحاديه اروپايي[55]. طي سالهاي بعد، اصل مزبور سريعاً در معاهدات درياهای منطقه اي، همانند آنهايي كه مربوط به ناحيه درياي بالتيك و آتلانتيك شمال شرقي (اقيانوس اطلس)[56] بودند، گسترش يافت. نظام حقوقي كشورهاي مختلف نيز آنرا با وارد کردن در قوانين و مقررات خود يا بکارگیری در تصميمات قضايي پذیرفته است[57].

همانگونه كه اين مثالها نشان ميدهند، سطوح گوناگون نظم حقوقي ياد شده بر يكديگر تأثير متقابل دارند، چونكه در ميان آنها ابتكاراتي مطرح مي باشد كه در صورت لزوم مدلهايي را براي اقدام، متناسب سازی و تكامل فراهم می نمایند. اصول، فنـون و رويه هاي خاص از يك سطح به سطح ديگر گسترش مـي يابند يا مي توانند گسترش يابند كه راه حل هاي خلاق و پويايي را براي مشكلات زيست محيطي فراهم مي كنند.

د ـ دكتر ين و تصميمات قضايي

اگر چه اساسنامه ديوان بين المللي دادگستري به روية قضايي به عنوان يك منبع فرعي براي تعيين قواعد حقوق اشاره مي كند، اما آراء قضات و آراء مشورتي ديوان جهاني و داوري يا ديگر دادگاههاي بين المللي حقيقتاً تـا حدودي مـهم مي باشند. اغـلب اين تصميمات بـه عنوان تاييد یا كشف قـواعد بـين المللي عـرفي تلقی می شوند. رأي داوري 11 مارس 1941 در قضيه تريل اسملتر به عنوان بنیانگذار پايه هاي حقوق بين المللي محيط زيست، حداقل راجع به آلودگي فرامرزي مورد توجه می باشد.

اين موضوع بواسطه يك اصل كلي تر كه صريحاً در قضيه كانال کورفو (corfu channel)[58] اعلام شده، مورد تأييد قرار گرفت و در داوري درياچه لانوكس (lanoux) 1956 در چارچوب آلودگي آب فرامرزي[59] به آن اشاره شد. بدون شك امروزه قاعده اعلام شده مزبور بخشي از حقوق بين الملل موضوعه را تشكيل مي دهد.

تعداد نوشته هاي علمي در حقوق بين الملل محيط زيست سريعاً گسترش يافت و كيفيت آنها پيشرفت و ترقي نمود. در حاليكه تا پايان دهة 1980 كتابهايي كه كاملاً‌ به حقوق بين الملل محيط زيست اختصاص يافتند، بي نظير مي باشند، پس از كنفرانس 1972 استكلهم انبوهي از مقالات انتشار یافت.

منابع مهم ديگر، متون حقوقي مي باشند كه توسط انجمن هاي علمي و حرفه اي به تصويب رسيده اند، همانند قطعنامه آتن 1979 انيستيتوي حقوق بين الملل در خصوص آلودگي رودخانه ها و درياچه ها در حقوق بين الملل[60] و متون بيشماري از انجمن حقوق بين الملل، شامل قواعد هلیسنکی در خصوص استفاده از آبهاي رودخانه هاي بين المللی (1966)[61]، اصول مربوط به آلودگي دريايي ناشي از خشكي (1972)[62]، روابط ميان منابع آبهای بين المللي و منابع طبيعي ديگر و محيط زيست (1980)[63]، و به طور كلي آلودگي فرامرزي (1980)[64].

ي ـ منابع ديگر تعهد

رويه بين المللی حاكي از اينست كه اسنادي كه معاهده نيستند و بدين ترتيب رسماً الزام آور نمي باشند، با وجود اين نقشهای متعدد مهمی در توسعه حقوق بين الملل محيط زيست ایفا می نمایند.

نخست، دولتها مي توانند با پذيرش قواعد رفتاری عرفي به شكل غير الزام آور از موانع جدي سياسي يا حقوقي داخلي براي تصويب معاهده، اجتناب نمايند. دورة مذاكره در مورد چنين اسنادي عموماً كوتاه تر است و به دليل اینکه اين اسناد مزبور مشروط به تصويب ملي نيستند، مي توانند اثر پايداري داشته باشند.

دوم اينكه، دولت ها احساس مي كنند نسبت به پذيرش قواعد و اهدافي كه قانوناً الزام آور نيستند، تکلف كمتری دارند[65]، بويژه موقعي كه اهليت آنها براي پذيرش و متابعت، مشخص نمي باشد.

سوم اينكه، ممكن است اسناد الزام آور غير حقوقي از نظر ماهيت التزامي، نسبت به موافقتنامه هاي رسمي مناسب تر باشند. نـمونه هاي آن، بـرنامه هاي اقـدام (Action plan) هستند كـه خطوط كـلي رویکردها و جـهت يـابي هاي مطلوب را ترسيم مي نمايند، تا اینکه تعهداتي را مطرح نمایند كه ممكن است براي مذاكره و اجراء مشكل باشند، در حالي كه طرفين متعاهد در مراحل متفاوت توسعه مي باشند.

چهارم اينكه، مذاكرات مربوط به اسناد غير الزام آور، ساده تر مي باشد، به طوريكه مشاركت مؤسسات بين المللي و بازيگران غير دولتي را در فرايند ايجاد و تبعيت از قواعد محيط زيست امكان پذير مي سازد. اتحاديه حفاظت جهاني (IUCN) نخستين پيش نويس منشور جهاني طبيعت را آماده ساخت كه توسط مجمع عمومي ملل متحد به دولتهاي عضو جهت ارائه نظرات تفسيري ارسال شد و بعداً تصويب گرديد و رسماً در 28 اكتبر 1982 اعلام شد[66]. سازمانهاي غير دولتي نيز در تصويب آن مشاركت داشتند و بر يادداشت تفاهم تكميلي كنوانسيون 1979 بن در خصوص محافظت از گونه هاي مهاجر حيوانات وحشي نظارت داشتند.

نهايتاً اينكه، قطعنامه ها و اسناد غير الزام آور مشابه، ممكن است در جايي مورد استفاده قرار گيرند كه نسبت به فهم مشكل مزبور يا راه حل مناسب آن ترديد وجود دارد. دستور العمل هاي راهنما و شيوه هاي كار مطلوب مربوط به ايمني تسهيلات هسته اي كه توسط آژانس بین المللی انرژي اتمي تصويب شده، حاكي از چگونگی تکامل مقررات حقوق نرم همراه با توسعة دانش در يك حوزه خاص می باشد.

اقدامات توصيه ای كه بر اساس معاهدة قطب جنوب توسط اعضاء مشورتي تصويب شده[67]، نشان ميدهد كه دولت ها بيشتر مي خواهند تا زماني كه متن مزبور قانوناً الزام آور نيست، مبدع باشند.

خلاصه آنكه، قواعد حقوق نرم، قابليت انعطاف لازم را دارند تا جامعة بين المللي را جهت پیشرفت در این حوزه جديد توانمند سازند، بويژه، براي برخورد با مشكلاتي كه براي همكاري بين المللي جديد محسوب مي شوند، همانند حفاظت از تنوع زيست شناختي يا كنترل جابجايي مواد خطرناك.

رعايت قواعد رسماً غير الزام آور به دلايل متعددي فرق مي كند. يكي از عوامل موثر بر پايبندي و رعايت، اعتبار متوني است كه اسناد مزبور بر آنها مبتنی مي باشند. دولتها با عضو شدن در معاهده قطب جنوب، خود را به تحقق اهداف و اصول این مـعاهده ملزم مي كنند. توصيه هايي كه مطابق ماده 9 معاهده مزبور لازم الاجرا می شوند، «اقداماتي هستند كه جهت پيشبرد اصول و اهداف این معاهده بوده و بدين ترتيب دارای درجه بالايي از اعتبار می باشند.» همچنين مشروعيتي كه مي توان به متون غير الزام آور اعطا كرد، بواسطه اين حقيقت است كه آنها يا با اكثريت قاطعي از طريق اجماع در يك نهاد بين  دولتي يا تحت نظر چنين نهادي مورد پذيرش و تصويب قرار گرفته اند.

همچنين مشروعيت فرايند اختياري يك اقدام توصيه ای و بي طرفي متصور از آن قاعده، رعايت و پايبندي را ميسر مي سازد: تصويب كنوانسيون 1989 منع ماهيگيري با تورهاي شناور بلند در جنوب اقيانوس آرام[68]، انگيزه مهمي براي قطعنامه هاي مجمع عمومي ملل متحد[69] بود كه عموماً اين ابزارهاي ماهيگيري را به عنوان بخشي از تلاش وسیعتر برای پرداختن به نگراني هاي مربوط به پيامدهاي زيست محيطي و منابع منع             می کنند، آنهم هنگامي كه مفهوم توسعه پايدار موثر واقع شده است.

شواهد علمي و تبليغات رسانه اي مي تواند رعايت اسناد غير الزام آور را از طریق افزايش آگاهي عمومي در مورد يك مشكل و ضرورت پرداختن به آن، ارتقاء بخشد. اجلاس اعضاء پروتكل 1987  مونترال در مورد مواد تحلیل برندۀ لايه اوزون، به نحو موفقيت آميزي، تعهدات آنها برای شتاب در حذف تدریجی مواد تحليل برندة اوزون تعديل نمود. اين بازنگري رو به پيشرفت نتيجه اعلاميه اي بود كه در مي 1989 در هلسينكي تصويب شد، جايي كه 82 كشور به دنبال حذف تدريجي كامل كلروفلوروكربن ها (CFC) تا پايان اين قرن بودند.

انگيزه هايي كه پايبندي و رعايت را ارتقاء مي بخشند از كمك فني و مالي براي تقويت نهادي و آموزش تخصصي جهت بهبود ظرفيت و زير ساختارهاي كشورهاي در حال توسعه تا تسهيم تجارب مي باشند. از دیدگاه افراطی مخالف، فقدان اقدامات الزام آور، عدم وجود مجازات برای عدم رعايت و پايبندي به نداشتن ساز و كارهاي حل و فصل اختلافات آشکارا به ارتقاء پايبندي در ميان دولت هاي ناراضي نمی انجامد. به هر حال توسعه قواعد حقوقي مرتبط با ماهيگيري با تورهاي شناور نشان مي دهد كه نظارت بر رعايت و پايبندي، متون غير الزام آور، ابزار مفيدي را براي اعمال فشار بر دولت ها  ايجاد مي كند، بويژه هنگامي كه نظارت و پايش نه تنها از طرف دولتهاي مستقل بلكه از جانب سازمانهاي بين دولتي و سازمانهاي غير دولتي مستقل تضمين مي شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 22:55  توسط سامان کیان پور  | 

جزوه درس عکس های هوائی بخش اول:


تاريخچه:

عکسهاي هوايي امروزه حداقل در دو رشته بزرگ علمي يعني فتوگرامتري به معني کلي تهيه نقشه از عکسهاي هوايي و ديگري تفسير به معني شناسايي و تشخيص عوارض و اشياء از روي تصوير به کار مي روند و داراي شروع و تاريخ همزماني مي باشند که بتدريج و با پيشرفتهاي تکنولوژي، اين دو رشته توسعه يافته و در نتيجه، استفاده و ابزار براي دو گروه کم کم از هم فاصله گرفته و در هر يک، تخصص هاي جداگانه اي به وجود آمده و بتدريج نيز اضافه خواهد شد.
عکسبرداري هوايي براي هر دو مصارف فوق داراي قدمت چندان زيادي نيست، بلکه تاريخ آن کم و بيش مقارن با پيدايش هنر و علم عکاسي و همچنين، صنعت هوانوردي است. اولين گزارش کتبي اختراع عکسبرداري به علوم آکادمي علوم و هنرهاي فرانسه به سال 1839 باز مي گردد. اين عکسبرداري توسط دو فرانسوي به نامهاي Daguerre و Niepce انجام گرفت. اولين گزارش قطعي پرواز هواپيما نيز مربوط به 17 دسامبر 1903 بوسيله برادران آمريکايي Wright مي باشد، بنابراين بايد توجه نمود که تاريخ عکسبرداري هوايي به زمان بينابين دو تاريخ فوق برمي گردد. اولين عکسبرداري هوايي از اروپا (فرانسه) به وسيله G.S.Tournachon که بعداً Nadar ناميده شد، در 1858 در پاريس انجام گرديد و مقارن با او، يعني مجدداً در همان سال شخص ديگري به نام Laussedat با دوربين عکاسي و فيلمهاي شيشه اي که با خود در بالن داشت، از دهکده اي نزديک عکسبرداري نمود. او توانست از عکسها نقشه توپوگرافيک تهيه نمايد و دومي موفق به تجزيه و تحليل رياضي براي برگردان تصوير پرسپکتيو به تصوير ارتوفتو شد.
در آمريکا، اولين عکس هوايي که با بالن گرفته شد، به تاريخ 13 اکتبر 1860 ثبت گرديد. اين عکس از ارتفاع 1200 پايي (365 متري) از بندر بوستون گرفته شده و در اتحاد جماهير شوروي سابق، تاريخ اولين عکسبرداري هوايي به سال 1886 بر مي گردد.
اولين فيلمبرداري هوايي بوسيله ويلبر رايت در 1909 با هواپيما از چنتوچيلي ايتاليا انجام شد. ولي استفاده عظيم از عکسهاي هوايي، در ارتش و از جنگ جهاني اول بود، در حالي که براي مصارف غير نظامي، از جنگ جهاني دوم به طور وسيع آغاز گرديد.
با پيشرفت در صنايع شيميايي و تهيه فيلم بهتر و همچنين تکنولوژي هوايي، در مجموع، اين شاخه از علوم توسعه پيدا نمود. دوربينهاي عکسبرداري هوايي با پيشرفتهاي شگرف در صنعت و هنر ساختمان عدسيها به حد بسيار مرغوب رسيد. ساختمان انواع فيلمهاي سفيد و سياه بصورت پانکروماتيک و مادون قرمز توسعه يافت و فيلم رنگي نيز از 1935 بصورت کداکرم عرضه گرديد. فيلمهاي رنگي کاذب نيز کاربردي عظيم در تفسير پيدا نمود.

عکسبرداري هوايي:

عکسبرداري هوايي داراي دو کاربرد است:
کارتوگرافها و نقشه کشها، اندازه گيريهاي جزئيات را براي تهيه نقشه روي عکس هوايي انجام ميدهند.
مفسر عکسهاي هوايي از آنها براي تعيين شرايط محيطي و کاربري زمين استفاده ميکنند. اگرچه هم نقشه و هم عکسهاي هوايي ديدي مثل چشم پرنده، از زمين را نمايش ميدهند، ولي با اين وجود عکسهاي هوايي نقشه نيستند. نقشه ها نمايش افقي سطح زمين بوده و از نظر جهات و هندسه (حداقل در محدوده هايي که يک جسم سه بعدي بصورت دوبعدي ديده ميشود) دقيق ميباشند. به عبارت ديگر عکسهاي هوايي نشانگر ميزان بالايي از انحراف شعاعي ميباشند. اين انحراف، انحراف توپوگرافي بوده و تا زماني که تصحيحات انجام نگيرد، اندازه گيريها با عکسها دقيق نخواهند بود. با اين وجود عکسها ابزاري قوي براي مطالعه پيرامون زمين هستند. چون بيشتر سيستمهاي اطلاعات جغرافيايي ميتوانند اين انحراف شعاعي را تصحيح کنند، عکسهاي هوايي عاليترين منبع اطلاعاتي براي بيشتر پروژه ها مي باشند، خصوصاً آنهايي که نياز به داده هاي مکاني از يک منطقه در فواصل متناوب، در يک دوره طولاني دارند. همچنين کاربردهاي خاص آنها شامل بررسيهاي کاربري زمين و تحليلهاي بومي است.
در شرايط موجود، عکسهاي هوايي در اکثر رشته هاي علمي براي پيشبرد عمليات شناسايي و اندازه گيري به کار برده مي شوند و در نتيجه پاسخگوي بسياري از مجهولات بخصوص در زمينه هاي نظامي مي باشد. کاربردهاي عکسهاي هوايي در پاره اي از رشته ها عبارتند از:
نقشه برداري هوايي و تهيه نقشه، امور کشاورزي و منابع طبيعي، رشته هاي مختلف زمين شناسي و اکتشاف معادن، حفاظت خاک و آبخيزداري، مطالعات طبقه بندي خاک و خاکشناسي، طراحي پروژه هاي زهکشي و هيدرولوژي، امور مرتعداري، پيش بيني و برآورد محصولات کشاورزي، تشخيص ضايعات و امراض مهم نباتي، مطالعات محيط زيست و آماربرداري در شکارباني، تشخيص پاره اي از آلودگيهاي شيميايي و فيزيکي، بررسي مسائل جغرافيايي، بررسي توسعه شهري و شهر سازي، طراحي راهها و شاهراهها و کنترل ترافيک، تشخيص حدود املاک، اقيانوس نگاري، بررسي مد درياها، تشخيص پاره اي از مسائل جامعه شناسي و باستانشناسي، بررسي مسائل اکولوژيکي، بررسي و کنترل سيلابها، مطالعه يخچالهاي طبيعي، تعيين مسير ماهواره، تهيه مدلهاي سه بعدي و......


وسايل عکسبرداري هوايي

1-دوربين عکسبرداري:

از نظر کلي، دوربينهاي عکسبرداري هوايي نيز شبيه به دوربينهاي معمولي بوده با اين تفاوت که از لحاظ ساختماني، طوري ساخته شده اند که مي توان آنها را در هواپيما و جاي ثابت نصب نمود و قادراند پاره اي از مراحل عکسبرداري هوايي را بطور اتوماتيک انجام دهند. اين دوربينها طوري طراحي شده اند که فاصله فيلم تا عدسي ثابت بوده و فاصله نقطه real modal عدسي تا فيلم معادل فاصله کانوني خواهد بود. اين نقطه عبارتست از نقطه اي بر روي محور اپتيکي عدسي که شعاعهاي ورودي به سيستم عدسي پس از عبور از نودال جلو يا نودال اول عدسي، از نودال عقب، به موازي خط ورود، از عدسي خارج مي شوند.
هر دوربين عکاسي از اجزاء زير تشکيل شده است:
الف) بدنه به اضافه قسمت محرکه
ب) عدسي به اضافه فيلتر
ج) تشکيلات پلک (Shutter)
د) مخزن فيلم


2-منظره ياب:
شامل لوله اي از عدسيهاي مختلف و ابزار اپتيکي است که در جنب دوربين در کف هواپيما نصب مي شود و عکاس هوايي و يا ناوبر هواپيما را قادر مي سازد با نگاه از درون آن، موقعيت لحظه به لحظف هواپيما و دوربين را نسبت به نقاط زميني زير هواپيما بداند. از اين وسيله و شبکه هاي درون آن، در هدايت هواپيما بر روي خط پرواز استفاده مي نمايند.

3-اسکنرهاي چند طيفي:
دوربينهاي عکسبرداري با اسکنرهاي چند طيفي داراي اختلاف فاحشي با دوربينهاي معمولي هستند. به عبارت ساده تر، بر خلاف دوربينهاي معمولي که تصوير از درون عدسي بر روي فيلم ثبت مي شود، در اين سيستم، دوربينها انعکاسات امواج الکترومغناطيسي را گرفته و به صورت خطي و نوارهاي عکس متصل به هم ضبط مي نمايد. ضمناً قادر است که تصاوير را در طول موجهاي معين تهيه نمايد و سپس با ترکيب مناظر حاصل از چند طول موج و استفاده از فيلترها و کارگيري تکنيک مربوطه، موفق به تهيه عکس رنگي کاذب گردد.

4-هواپيما:

هر نوع هواپيمايي که داراي استانداردهاي زير باشد مي تواند براي مصارف عکسبرداري هوايي به کار گرفته شود: داراي پنجره هاي مناسب و در نتيجه ديد کافي براي خلبان، ناونر و خدمه باشد، داراي فضاي کافي براي نصب دوربين و ابزار مربوطه بوده و همچنين از نظر سوخت نيز بايد لااقل براي شش ساعت پرواز با خود بنزين حمل نمايد و بالاخره هواپيما بايد داراي ثبات کافي در هوا بوده و کمترين لرزش را داشته باشد تا تصوير حاصله داراي حداقل خطاي عکس گردد.

5-وسائل ناوبري:

در هواپيماهاي عکسبرداري معمولي، امور راهنمايي خلبان و هواپيما وسيله ناوبر و عملاً بصورت ديد مستقيم بر روي زمين و استفاده از نقشه و خطوط پرواز مي باشد. امروزه از ابزارهاي پيشرفته براي عکسبرداري استفاده مي شود که پس از معرفي طول و عرضهاي جغرافيايي نقاط مورد نظر، هواپيما، اتوماتيک به طرف آنها هدايت مي شود.

روزنه نسبي (Relative aperture):
نسبت فاصله کانوني هر عدسي به قطر همان عدسي را اصطلاحاً روزنه نسبي يا f:stop گويند که معرف سرعت سيستم عدسي مي باشد. مثلاً دوربيني با فاصله کانوني 40 ميليمتر و قطر عدسي 10 ميليمتر داراي روزنه نسبي معادل 4:f در حالت باز بودن کامل ديافراگم خواهد بود.

اصول برجسته بيني:
يکي از تفاوتهاي عکسهاي هوايي با عکسهاي معمولي، امکان برجسته بيني يعني تشخيص بعد سوم از روي آنها و با کمک وسائل برجسته بيني مي باشد. معمولاً عکسهاي هوايي بطور متوسط داراي 60 درصد پوشش مشترک پشت سر هم و عکسهاي هر نوار با نوارهاي مجاور داراي پوشش مشترک جانبي 30 درصد مي باشد که پوشش اولي امکان برجسته بيني را به يک جفت عکس پشت سر هم مي هد.
براي اينکه بتوان دو تصوير تهيه نمود که قابليت برجسته بيني داشته باشند، بايد چهار شرط اصلي زير در مورد آنها صدق کند:
الف) هر دو تصوير مورد برجسته بيني، يک منطقه را بپوشاند.
ب)مقياس هر دو تصوير تقريباً با هم مساوي باشد.
ج) محورهاي دوربين عکسبرداري در هر دو تصوير در يک صفحه قرار گيرند.
د) فاصله بين دو ايستگاه عکسبرداري، با مقايسه با فاصله دوربين تا تصوير، متناسب باشد.

ديد کاذب (Pseudoscopic view)
حالتي است که انسان در موقع مشاهده دو تصوير، کليه عوارض برجسته را فرورفته و برعکس فرورفتگيها را برجسته مي بيند. علت اين پديده عبارتست از:
الف) چنانچه جاي تصوير سمت راست و چپ با هم عوض شده باشند.
ب) اگر مسير تابش نور در موقع ديد با جهت نور هنگام عکاسي مطابقت نداشته باشد و يا به عبارت ديگر، سايه ها مخالف جهت تفسير کننده قرار گيرند.

 

 

جزوه درس عکس های هوائی بخش دوم:
سيستمهاي برجسته بيني:

1-آناگليف (Anagliph):
در اين سيستم، دو عکس از يک منظره با دو رنگ مکمل که معمولاً قرمز و آبي هستند، بر روي هم چاپ و يا روي صفحه اي تصوير مي شوند. سپس با نگرش از درون دو فيلتر به همان رنگها که ممکن است مانند عينک به چشم بزنند، دو تصوير از هم جدا شده و با هر چشم يک تصوير مستقل به مغز منتقل و از آنجا، با توجه به اصول برجسته بيني، تصوير سه بعدي مشاهده مي شود. از مشکلات اين روش پايين بودن کيفيت و روشني تصوير مي باشد.

2- وکتوگراف (Vectograph):

در اين سيستم از نور پلاريزه استفاده مي شود. اين روش نيز مشابه روش فوق است با اين تفاوت که تفکيک دو تصوير بوسيله عمل پلاريزه انجام مي شود. يکي از تصاوير با 45 درجه زاويه نسبت به افق پلاريزه مي شود و فقط مي تواند با عدسي مشاهده گردد که داراي نور پلاريزه 45 درجه اي ولي برعکس باشد و ديگري داراي زاويه 90 درجه نسبت به اولي است که مي تواند از درون عدسي برعکس عدسي اول ديده شود. لذا با ايجاد دو تصوير جداگانه از يک صحنه و استفاده از اين روش در مرکز بينايي، باعث عمق سه بعدي مي گردد. اين سيستم در مسائل مربوط به تهيه نقشه جايي نداشته و فقط آساني مشاهده آن بوسيله هر فردي، از مزاياي اين روش مي باشد.
3-تري ويژن (Trivision):
اين عکسها بدون کمک هر وسيله اي مي توانند بصورت برجسته ديده شوند. جدايي تصوير بصورت مکانيکي و استفاده از کاغذهاي مخصوص که روي آنها را سطح نازک و موجداري پوشانيده، انجام ميگردد. اين تصاوير را معمولاً از فواصل کم و با دوربينهايي با زاويه خيلي باز و فيلم مخصوص مي گيرند. اين سيستم در تهيه نقشه مصرفي ندارد و فقط به لحاظ تبليغاتي يا تهيه مناظر زيبا براي دکور بکار مي رود.

4- سيستم هولوگرافي (Holographic System):
در اين نوع بازسازي مدلهاي برجسته، از اشعه ليزر استفاده مي گردد و مشاهده تصوير سه بعدي نيز به سادگي انجام مي شود.

عناصر اصلي در تفسير عکسهاي هوايي:
مفسران تازه کار اغلب در مواجه با اولين عکس هوايي با اشکال مواجه مي شوند. کلاً عکسهاي هوايي داراي سه تفاوت عمده با ديگر عکسها ميباشند:
1-عکسها از يک موقعيت هوايي (و ناآشنا) به تصوير کشيده شده اند.
2-بيشتر مواقع، طول موجهاي مادون قرمز ثبت ميشوند.
3-عکسها با مقياسي گرفته ميشوند که براي بيشتر مردم غير عادي است.
عناصر پايه اي که به تشخيص اشياء روي عکسهاي هوايي ميتوانند کمک نمايند، عبارتند از:
تن (Tone):
تن عکس که همان ظاهر يا رنگ نيز ناميده ميشود، اشاره به درخشندگي نسبي يا رنگ عناصر روي عکس دارد. شايد اين مهمترين قسمت تفسير عناصر موجود روي يک عکس باشد زيرا بدون تفاوت در تن ها هيچ عنصري قابل تشخيص نيست.
اندازه (Size):
اندازه اشياء بايد در مقياس عکس در نظر گرفته شود. به عنوان مثال، مقياس به ما کمک مي کند تا يک تالاب ذخيره آب با يک درياچه روي عکس متمايز شود.


شکل (Shape):
اشاره به نماي ظاهري و عمومي اشياء دارد. اشکال با شکل هندسي منظم معمولا نشانگر حضور و استفاده انسان ميباشد. بعضي از اشياء تقريباً فقط براساس شکل آنها قابل شناسايي هستند. مثل: ساختمان پنتاگون، ميدانهاي فوتبال، تقاطع بزرگراه هاي هم ارز.
بافت (Texture):
درک همواري يا ناهمواري سيماي تصاوير بعلت فراواني تغيير در تن عکسها است که بوسيله يکسري اشکال ريز که قابل تفکيک نيستند، ايجاد ميشوند. علفها، سيمانها و آب معمولا بصورت هموار، در حالي که پوشش جنگلي بصورت ناهموار ظاهر ميشوند.
الگو (Pattern):
الگو يا آرايش مکاني بوسيله اشياء در عکسها قابل تشخيص هستند. مثلاً: الگوي تصادفي که توسط قرار گرفتن نامنظم درختان در يک ناحيه بوجود آمده و يا يک باغي که در آن درختان در فواصل منظم در رديفهاي مختلف قرار گرفته اند.
سايه (Shadow):
سايه ها در زمينه تعيين ارتفاع اشياء در عکسهاي هوايي به مفسران کمک مي کنند، هرچند که اشياء تيره در تصاوير گول زننده هستند.
جايگاه (Site):
اشاره به موقعيت توپوگرافي و جغرافيايي دارد. اين خصوصيت در عکسها اهميت ويژه اي در تشخيص انواع پوشش گياهي و ريخت زمين دارد. به عنوان مثال، فرورفتگيهاي بزرگ دايره اي در زمين به آساني بصورت يک گودال مثلاً در مرکز فلوريدا، جاييکه سنگ بستر آن ماسه سنگي است، در نظر گرفته ميشود. هرچند در جاهاييکه پوشش زمين گرانيتي است، تشخيص مشکل ميشود.
تجمع (Association):
بعضي از اشياء در اجتماع با ديگر اشياء يافت ميشوند. زمينه يک شيء بيانگر آن است که آن شيء چه چيزي ميباشد. مثلاً معمولاً تأسيسات انرژي هسته اي در کنار و يا در ميان محوطه هاي مسکوني قرار ندارد.




مزاياي عکسهاي هوايي در مشاهدات زميني:
عکسهاي هوايي نکات اصلاح شده بهتري را پيشنهاد مي کند.
عکسهاي هوايي داراي توانايي توقف فعاليتها ميباشند (در بررسي پروژه هاي بزرگ اعم از اکتشافي، ساختماني و......... آنها يک سند پايدار را ثبت ميکنند )عکس به عنوان سندي است كه وضعيت محل عکسبرداري را در زمان عکسبرداري نشان ميدهد( آنها داراي حساسيت طيفي وسيعتري نسبت به چشم انسان هستند.
آنها داراي قدرت تفکيک مکاني و صحت هندسي بهتري نسبت به روشهاي سنجش زميني هستند.
انواع عکسهاي هوايي:
سياه و سفيد
رنگي
مادون قرمز
رنگي

در سال 1903 يا 1904 اولين فيلم مادون قرمز سياه و سفيد و قابل اطمينان در آلمان ساخته شد. چکيده فيلم شامل فيلم معمولي حساس به طول موجهاي انرژي مي شد که کمي بلندتر از نور قرمز و فقط ماوراي رنج رنگي چشم انسان بودند. در دهه 1930، فيلمهاي مادون قرمز سياه و سفيد براي مطالعات ريخت زمين بکار گرفته شد و از سال 1930 تا 1932 انجمن ملي جغرافيا، مسئول دريافت يکسري عکسهاي گرفته شده از بالونهاي هوايي شد.
در سراسر دهه 1930 و 1940، ارتش در زمينه توسعه فيلمهاي مادون قرمز رنگي بسختي کار کرد و اشتياق به استفاده کردن از آنها براي مقاصد تجسسي بيشتر شد. در اوايل دهه 1940 ارتش موفق شد فيلمهايي را تهيه کند که قابليت تشخيص ابزارهاي استتار شده از پوشش گياهي اطراف خود را داشتند.
فيلمهاي مادون قرمز رنگي اغلب فيلمهاي False-color ناميده ميشود. اشيايي که معمولا قرمز هستند به رنگ سبز، اشياء سبز (بجز براي پوشش گياهي) به رنگ آبي و اشياء مادون قرمز که بطور طبيعي به هيچ وجه قابل رويت نيستند به رنگ قرمز بنظر مي آيند.
استفاده اوليه عکسهاي مادون قرمز رنگي در مطالعه پوشش گياهي بوده است. اين بدين دليل است که پوشش گياهي سالم سبز رنگ، بازتاب کننده بسيار قوي براي تابش مادون قرمز بوده و در عکسهاي مادون قرمز رنگي، بصورت قرمز روشن ديده ميشود.




انواع عکسبرداري هوايي:
بطور کلي، عکسهاي هوايي بر حسب اينکه محور دوربين عکسبرداري نسبت به سطح زمين عمود يا مايل باشد، به چند دسته تقسيم بندي مي شون:
الف) عکسهاي هوايي قائم (Vertical photographs): محور دوربين عمود بر سطح زمين است يا به عبارت ديگر، صفحه فيلم حالت افقي دارد.



عکسهاي هوايي کمي مايل (low oblique photographs): محور دوربين عکسبرداري با خط قائم بر سطح زمين تشکيل زاويه داده ولي افق در اين عکسها ديده نمي شود.

عکسهاي هوايي خيلي مايل (photographs High oblique): تمايل محور دوربين عکسبرداري زياد بوده بطوريکه افق در اين گونه عکسها تصوير مي گردد


اطلاعات حاشيه اي عکسهاي هوايي:
شماره عکس.
فاصله کانوني برحسب ميليمتر تا صدم آن.

علائم کناري عکس: بصورت ضربدر در گوشه عکسهاي هوايي يا شکاف مثلثي شکل در وسط اظلاع.

ارتفاع سنج (آلتيمتر): نشانگر ارتفاع هواپيما تا سطح مبدأ بر حسب پايامتر.
ساعت: جهت اطلاع از زمان دقيق عکسبرداري و تحليل سايه.
تراز: جهت تعيين ميزان تقريبي انحراف دوربين (Tilt).
شماره دوربين: همراه با شماره کنتور دوربين نشانگر تعداد عکسهاي گرفته شده است
پاره اي تعاريف مورد استفاده در عکسهاي هوايي:
1-نقطه اصلي (Principle point): تصوير عمودي مرکز تصوير يا پرسپکتيو روي سطح فيلم و با حروف PP مشخص مي شود.
2- نقطه شاقولي يا نادير (Nadir): خط شاقولي که از مرکز پرسپکتيو بگذرد، سطح فيلم را در يک نقطه قطع مي کند و با حروف N.P روي عکس مشخص مي شود.
3-نقطه مابين (Isocenter): وقتي صفحه فيلم کاملاً افقي نباشد، نقطه اصلي و نقطه شاقولي بر يکديگر منطبق نبوده و از هم فاصله دارند. نقطه مابين از محل برخورد نيمساز دو خط تشکيل دهنده نقطه شاقولي و نقطه اصلي با صفحه فيلم حاصل مي گردد و با IS يا I نشان داده مي شود.

4- نقطه نظير يا قرينه (Conjugate point): عبارت از نقطه نظير هر نقطه از عکس است که در دو يا چند عکس مجاورنيز تکرار مي شود و اين نقطه معمولاً براي مرکز عکس که به عکس مجاور انتقال مي يابد، بکار مي رود.
5-فاصله کانوني (Focal length): فاصله بين نقطه نودال پشتي هر عدسي در امتداد محور فرضي همان عدسي تا محلي که شعاعهاي نوراني ساطع از بينهايت در آنجا جمع مي شوند.
6-فاصله اصلي (Principle distance): فاصله اصلي عبارتست از فاصله بين مرکز پرسپکتيو عدسي دوربين تا صفحه فيلم.
7- خط پرواز: عبارت از خطي است که بر روي نقشه ترسيم شده و نماينده مسيري است که هواپيما بايد از روي آن پرواز نمايد. ضمناً ممکن است روي نقشه پرواز موقعيت مراکز عکسهاي هوايي نيز نشان داده شود.
8- نقشه پرواز: نقشه اي را گويند که روي آن، خطوط پرواز، قبل از پرواز يا بعد از آن، ترسيممي شوند. اطلاعات پرواز بايد هميشه روي بهترين نقشه موجود که عموماً کوچک مقياس است ترسيم گردد.
9- گروه پرواز: در عکسبرداري هوايي معمولي که به منظور عمليات غير نظامي انجام مي شود، گروه پرواز شامل يک خلبان، يک عکاس و يک ناوبر مي باشد.
10-نقشه اندکس: نقشه هايي هستند که عموماً کوچک مقياس بوده و روي آنها اطلاعات لازم بطور خلاصه نشان داده شده است.
11-فتواندکس: مجموعه ساخته شده از عکسهاي هوايي که به طور نسبتاً دقيق با توجه به موقعيت آنها در کنار يکديگر گذاشته شده و سپس از آن مجموعه، عکسبرداري با مقياس کوچکتر انجام مي گردد. علاوه بر آن فتواندکس معرف طرز قرار گرفتن نوارها و شماره هاي مربوطه نيز هست.
12-موزاييک عکسهاي هوايي: مجموعه عکسهاي هوايي که معمولاً فصل مشترک آنهاقطع و بريده شده و سپس، سطوح موثر عکسها به يکديگر متصل گرديده و مي تواند نمايانگر عکس هاي هوايي يک منطقه باشد.
13- گپ (Gap): هر گونه فضاي خالي بين عکسهاي هوايي که باعث گردد عکسها داراي حداقل فصل مشترک تعيين شده، نباشد و يا کلاً پوششي نداشته باشند، گويند.
14-کرب و دريفت (Crab, Drift): چنانچه در موقع پرواز براي عکسبرداري، طوفان در جهت عمود بر خط پرواز بوزد ممکن است هواپيما از مسير خارج شود و باعث انحراف در مسير عکسبرداري گردد آن را Drift گويند و علامت وجود آن لبه هاي عکس با هم موازي ولي پله پله است. خلبان مي تواند جبران اين عيب را با تغيير جزئي در مسير پرواز بنمايد و سر هواپيما را به طرف طوفان بچرخاند. چنانچه در اين حالت، عکاس هواپيما دوربين را، با توجه به زاويه چرخش، اصلاح ننمايد، عکسهاي حاصل انحراف داشته که آن را Crap گويند و علامت وجود آن عدم موازي بودن لبه هاي عکس با خط پرواز مي باشد.
15-تيلت (Tilt): تيلت يا کجي عبارتست از زاويه بين محور اپتيکي عکس و خط قائم بر زمين که از مرکز پرسپکتيو گذشته و صفحه فيلم را قطع مي نمايد. اين زاويه حاصل عدم ثبات کامل هواپيما در جهت محورهاي تئوري در لحظه عکسبرداري مي باشد. اين زاويه تا حد 3 درجه قابل قبول است
تفسير عکسهاي هوايي:
منظور از تفسير عکسهاي هوايي، شناسايي عوارض و تعيين حدود و استخراج ويژگيهاي آنها بر روي عکسهاي هوايي مي باشد.
اندازه گيري ويژگيهاي هندسي عوارض مانند طول، مساحت و ارتفاع و همچنين شناخت خود عارضه و استنباط بعضي ويژگيهاي آن مانند رطوبت خاک، ناخالصيهاي درون آب، جنس سنگها، نوع محصولات کشاورزي، کيفيت ساختمانهاي شهري و غيره بسيار مهم مي باشد. مثلاً در ارزيابي توان کشاورزي يک منطقه دانستن بافت، رطوبت و حاصلخيزي خاک مزارع بسيار مهمتر از اندازه خود منطقه مي باشد. يا در بررسي شهرها علاوه بر اندازه ساختمانها و خيابانها، کيفيت آنها هم از نظر جنس مصالح بکار رفته شده، آرايش مکاني و شکل هر کدام در نظام کلي شهر، اهميت خاصي دارد. بنابراين متخصص عکسهاي هوايي بايستي اطلاعات کافي درباره اندازه گيري ابعاد، تشخيص نام و شناسايي ويژگيهاي عوارض روي عکسهاي هوايي کسب کند.
قبل از شروع به شناسايي عوارض روي عکسهاي هوايي موارد زير را بايستي در نظر گرفت:
1-باند عکسبرداري، عکسهاي هوايي معمولي بر اساس ميزان انعکاس عوارض تهيه مي شوند. مثلاً در باند آبي گياهان روشن تر از خاک اند ولي در باند قرمز خاک روشن تر از گياه ديده مي شود.
2-مقياس عکس، بر روي اندازه عوارض تأثير مي گذارد. مثلاً ممکن است يک مدرسه در عکس با مقياس 1:20000 بصورت يک خانه معمولي ديده شود و براي تشخيص آن از منازل اطراف بايستي از عکسهاي 1:5000 استفاده کنيم.
3-زمان عکسبرداري، شامل فصول و ساعت عکسبرداري مي شود. مثلاً براي تشخيص انواع گياهان در تابستان وبراي تشخيص رطوبت خاک در بهار عکسبرداري مي شود.
براي شناسايي عارضه اي معين، بايستي از نشانه ها و يا معيارهايي استفاده کرد. به عبارت ديگر هر عارضه اي با توجه به ويژگيهايي خاص از ديگران شناخته مي شود
کاربرد عکسهاي هوايي در شناسايي اشکال ناهمواريها:
سطح زمين بستر تمام فعاليتها و پديده هاي جغرافيايي انسان و تأمين کننده تمام نيازهاي اوست و در اصل سطح زمين محل زندگي انسان است. مطالعه زمين توسط علومي مانند ژئومورفولوژي و زمين شناسي انجام مي گيرد. هدف عمده يک متخصص جغرافي، شناخت وضع ظاهري زمين و اشکال ناهمواريهاي آن است که توسط علم ژئومورفولوژي توجيه مي شوند. جغرافي دان، براي اجراي هر نوع پروژه و يا رسيدن به هر درجه اي از شناخت، بايد اطلاعات کاملي از شکل، جنس و وضع قرار گيري ناهمواريها به دست آورد. در نقاط معدودي از سطح زمين لايه هاي تشکيل دهنده سطح زمين، سنگ مادر، بدون پوشش مي باشد و در بيشتر نقاط توسط خاک پوشيده شده است.
در بعضي مناطق به علت مساعد بودن شرايط، روي زمين از گياه پوشيده مي شود و پوشش گياهي طبيعي را ايجاد مي کند. نوع و تراکم پوشش گياهي منعکس کننده خاک و در نتيجه ويژگيهاي سنگ مادر است. شيب طبقات زمين همراه با جنس آنها توان ذخيره آبي آنها را معلوم مي کند که خود منجر به ايجاد شبکه هاي زهکشي رودها بر روي زمين مي گردد.
در مجموع، براي شناسايي درست و نسبتاً کامل ناهمواريها از روي عکسهاي هوايي، بايستي از معيارهايي چون توپوگرافي، شبکه زهکشي و بافت آن نوع و درجه فرسايش، زمينه خاکستري و يا رنگ خاک و لايه هاي زمين و پوشش گياهي استفاده شود.

 

 

 

جزوه درس عکس های هوائی بخش چهارم:

فتوگرامتري چيست؟
فتوگرامتري به معناي عمليات اندازه گيري تصاوير روي عكس ميباشد كه شامل عكسبرداري از اشياء، اندازه گيري تصاوير اشياء، روي عكس ظاهر شده و تبديل اين اندازه گيريها به شكلي قابل استفاده (مثلاً نقشه هاي توپوگرافي) مي شود.
امروزه فتوگرامتري به دو شكل استفاده مي شود:
1-شكل كلاسيك آن عبارت است از اندازه گيريهاي كمي روي عكس، كه حاصل آن تعيين موقعيت مسطحاتي و ارتفاعي نقاط، مساحات و احجام بوده كه در نتيجه آن، نقشه هاي مسطحاتي و توپوگرافي به دست مي آيد.
2-دومين شكل استفاده از فتوگرامتري، تفسير عكس است كه در آن عكسها به صورت كيفي بررسي و از آن به عنوان مثال در زمين شناسي، خاك شناسي، تخمين سطح زير كشت در كشاورزي، تشخيص آلودگي آب و بسياري از موارد ديگر استفاده مي شود.
در عمليات فتوگرامتري و تفسير عكسهاي هوايي، عكس مناسب چه از نظر مقياس و چه از نظر ساير مشخصات، اهميت ويژه اي دارد. در واقع عكسهاي هوايي اساس كليه عمليات اجرايي است و به همين دليل براي انجام عكسبرداري هوايي، مطالعه كامل براي تعيين مشخصات عكس، از هر نظر لازم است. بعلاوه چون بيشتر اوقات علاوه بر تهيه نقشه هاي توپوگرافي، از عکسها به منظورهاي مطالعاتي نيز استفاده مي شود، در تعيين مشخصات عكسبرداري هوايي علاوه بر ملاحظات فني نقشه برداري، ضوابط مربوط به تفسير عكسهاي هوايي نيز مورد نظر قرار مي گيرد. اين عوامل عبارتند از:
1 -محدوده يا مسير عكسبرداري
2-مقياس عكس يا نقشه مورد تقاضا
3 - مقدار پوشش طولي و عرضي هنگام تنظيم زاويه عدسي دوربين
4 -نوع فيلم
5-تاريخ، فصل و يا ساعت عكسبرداري
در حال حاضر سازمان نقشه برداري كشور با در اختيار داشتن يك فروند هواپيماي جت فالكن (Falcon) و چهار فروند هواپيماي دورنير (Dornier)، توانايي تهيه عكسهاي هوايي را در هر نقطه از كشور دارد. اين هواپيماها با برد پروازي 5/6 ساعت و ارتفاع پرواز بين 500 الي 42000 پا، عكسبرداري از هر نقطه و با هر مقياس لازم را ممكن مي سازند. سازمان نقشه برداري كشور علاوه بر تهيه عكسهاي پوششي (در مقياس 1:40000) براي توليد نقشه هاي بنيادي كشور و عكسهاي مطالعاتي و اجراي بسياري از پروژه هاي بزرگ عمراني بطور قائم در مقياسهاي متفاوت، توانايي تهيه عكسهاي مايل رنگي و سياه و سفيد از مكانهاي مقدس و مذهبي، بناهاي تاريخي، پروژه هاي عمراني، كارخانجات صنعتي و مراكز اقتصادي و بازرگاني را در مقياسهاي بزرگ دارد.
پالايش مختصات عکسي:
در يک دستگاه تحليلي، مختصات هر نقطه عکسي در يک سيستم قائم الزاويه دو بعدي اندازه گيري مي شود که مبداء آن ممکن است در خارج يا جاي دلخواهي از عکس قرار داشته باشد، ولي در بيشتر موارد به منظور حل مسايل فتوگرامتري به مختصات نقطه عکسي نسبت به نقطه اصلي (به عنوان مبداء) احتياج داريم (حل توجيه داخلي). بنابراين براي رسيدن به چنين مختصاتي لازم است مختصات هر نقطه اندازه گيري شده پس از حل توجيه داخلي تبديل به مختصاتي نسبت به نقطه اصلي شود. ولي از آنجا که تمام مختصات عکسي استخراج شده خام اند و عوامل فيزيکي در آنها دخالت دارند، لذا لازم است تأثير اين عوامل از مختصات عکسي حذف شود تا بتوان در حل مسايل فتوگرامتري از اين مختصات استفاده نمود. قبل از تأثير تصحيحات مربوط به عوامل خارجي روي مختصات اندازه گيري شده، به منظور تصحيحي خطاي سيستماتيک دستگاهها، تصحيحات ناشي از کاليبراسيون دستگاههاي تحليلي از قبيل کامپاراتورها را بر مختصات عکسي اثر مي دهيم.
عوامل فيزيکي که بايد از مختصات عکسي حذف شوند، عبارتند از:



1-تغيير بعد فيلم:
فيلم عکسبرداري ممکن است در اثر عواملي چون محيط (درجه حرارت، رطوبت)، نوع ماده حساس وغيره تغيير بعد بدهد که اين تغيير بعد سه گونه است:
1-1تغيير بعد يکنواخت:
درصورتي که تغيير بعد فيلم در طول و عرض يکسان باشد. براي طول اندازه گيري شده روي عکس خطايي مثل dL وجود دارد بطوريکه:
مقدار ثابت = dL/L
1-2تغيير بعد غير يکنواخت:
ممکن است تغيير بعد فيلم در طول و عرض يکسان نباشد در اين حالت مي توان اين تغييرات را بصورت يک مدل رياضي (تبديل Affine) بيان کرد.
1-3تغيير بعد غير منظم: تأثير اين نوع تغيير بعد بر روي فيلم ممکن است ناشي از دلايل مختلف باشد از جمله: خاصيت الاستيک مواد روي فيلم، غير مسطح بودن سطح حامل لايه حساس و غيره. تأثير اين عوامل، گاه بصورت پيچيده اي بيان مي شود بطوريکه نمي توان يک الگوي خطي براي آنها بيان کرد.
2-اعوجاج عدسي
کي از عواملي که باعث جابجايي اطلاعات هندسي روي فيلم مي گردد، اعوجاج عدسيهاي دوربين عکسبرداري است. اعوجاج عدسي باعث جابجايي تصوير در دو مولفه بصورت شعاعي و مماسي مي شود.
3-شکست اتمسفر
شعاع نوراني که از زمين به دوربين مي رسد از هوايي که چگالي آن به تدريج کم مي شود از پايين به بالا عبور مي کند. بنابراين مسير شعاع نوراني شکسته مي شود بطوريکه اين مسير شکسته شده تابعي است از ضريب شکست هوا در تمام نقاط مسير شعاع نور. ضريب شکست خود نيز بستگي به ذرجه حرارت، دما، فشار، رطوبت و اتمسفر دارد.
4-انحناء زمين
درصورتي که کار فتوگرامتري نسبت به يک سيستم مختصات سه بعدي انجام شده باشد، اعمال تأثير انحناي زمين به عنوان يک عامل اعوجاج امکان ندارد. ولي از آنجا که کار فتوگرامتري نسبت به يک سيستم مختصات دو بعدي (نقشه) انجام مي شود که نسبت به يک سطح مبنا معلوم است اعمال چنين اعوجاجي لازم مي آيد.

5- کشيدگي تصوير
بدلايل مختلف ممکن است در لحظه عکسبرداري در تصوير برداشته شده کشيدگي تصوير ايجاد شود، عواملي چون حرکت هواپيما، دوران و لرزش در لحظه اي که دريچه (شاتر) باز مي شود ممکن است باعث مات شدگي تصوير و جابجايي نقاط تصوير شوند. براي حل اين مسئله، داخل دوربين، جبرانگر کشيدگي تصوير (IMS) طوري قرار داده مي شود که فيلم را در لحظه عکسبرداري حرکت مي دهد. اغلب در کارهاي فتوگرامتري، استفاده از IMS ضرورت پيدا نمي کند مگر براي کارهاي خاص که دقت بالا لازم داشته باشد. بطور کلي کشيدگي تصوير در اثر دو حرکت خطي و دوراني ممکن است صورت گيرد.
در کاربردهايي از قبيل تصحيح پارامترهاي فيزيکي بطور يکجا روي اطلاعات عکسي اندازه گيري شده يا تصحيح خطاهاي سيستماتيک دستگاهي يا هر دوي اينها بطور يکجا از شبکه اي مي توان استفاده نمود که شامل نقاطي باشد، به فاصله مشخص از يکديگر که مختصات کليه نقاط آن در سيستم عکسي از طريق گزارش کاليبراسيون دوربين (با دقت تقريباً 1 ميکرون) مشخص باشد.
درصورتي که هدف تصحيح پارامترهاي فيزيکي باشد، شبکه منظم در حين عکسبرداري در صفحه کانوني دوربين و در مسير فيلم خام قرار داده مي شود که پس از عکسبرداري کليه نقاط شبکهروي عکسهاي گرفته شده بيفتد.
نقاط فوق در سيستم مختصات دستگاهي اندازه گيري مي شود همچنين مختصات عکسي اين نقاط معلوم است و دقت بالا (حدود 1 ميکرون) دارد

.






کنترل زميني:

کنترل زميني در فتوگرامتري جهت تصحيح تصاوير با زمين ضروري بنظر ميرسد. دقتهاي کنترل زميني بايد عموماً خيلي بيشتر از دقت مورد نياز در نقشه برداري فتوگرامتري باشد.
کنترل زميني بايد بر اساس روش اصلاح تصاوير که براي پروژه مورد استفاده قرار ميگيرد، برنامه ريزي شود. يک تيم ماهر مشتمل بر فتوگرامترها با ابزارهاي نقشه برداري و مهندسين مساح بايد بر اين برنامه نظارت داشته باشند. کنترل زميني بايد در اطراف منطقه مورد نقشه برداري باشد. نقاط کنترلي نيز برخي، در بخشهايي از عوارض زميني موجود، که در عکسها ديده خواهد شد، مستقر مي شوند و بقيه نقاط هم بر اساس نياز در مجاورت عوارض زميني موجود قرار ميگيرند.
پيشرفتهاي امروزه در زمينه فن آوري GPS هوابرد باعث شده که جمع آوري موقعيت هاي افقي و عمودي مرکز هر عکس که در حين عمليات عکسبرداري گرفته شده، ميسر شود.
تعداد ايستگاه هاي زميني بر اساس روشهاي اصلاح تصاوير تعيين مي شوند. در پروژه هاي مناطق بسيار کوچک از روشهاي قراردادي براي اصلاحات استفاده ميشود. اين روش نياز به حداقل 3 نقطه کنترلي افقي و 4 نقطه کنترلي عمودي در هر جفت عکس برجسته نما (Stereo pair) دارد. مثلث بندي هوايي يک روش پردازش رياضي است.

تطبيق تصوير با زمين:
فرآيند تطبيق عکس هوايي با زمين براي دقت نقشه نهايي حياتي است. امروزه بيشتر پروژه ها با استفاده از روش مثلث بندي هوايي تطبيق داده مي شوند. اين روش به نقاط کنترل زميني کمتري نسبت به روشهاي تطبيق قراردادي نياز دارد. در روش مثلث بندي از نرم افزارهاي کامپيوتري براي کنترل کيفيت نقاط انتخاب شده، در تمام طول پروژه استفاده ميکنند. اين روش نيازمند آن است که تصاوير گرفته شده ابتدا بلوک بندي شوند، بنابراين براي اجراي پروژه در مناطق بزرگ، مي تواند مورد بررسي قرار گيرد. سرعت و کيفيت کنترلي بالاي اين روش باعث شده که براي پروژه هاي مناطق کوچک هم مورد استفاده قرار گيرد.
جمع آوري عوارض:
جمع آوري عوارض در نقشه برداري فتوگرامتري عموما شامل 4 دسته ميباشند:
عوارض توپوگرافيکي
عوارض پلانيمتري
ارتوفتوگرافي
کاربري زمين

اين نوع عوارض ميتوانند با دقت از روي جفت تصاوير برجسته نما (Stereo pair) جمع آوري شوند

عوارض توپوگرافي:

اين عوارض شامل دو دسته اند:
الف) نقاط جرمي Mass point: که شامل موقعيت افقي و عمودي نقاط ويژه روي زمين است.
ب) خطوط شکسته Breaklines: خطوطي هستند که بيانگر تغيير شديد در ارتفاع ميباشند مثل عوارض آبراهه اي و يا لبه جاده ها.
دو عارضه فوق در چندين نوع مدل ارتفاعي مورد استفاده قرار ميگيرند و بصورت مدل عوارض زمين رقومي (Digital Terrain Model) يا (DTM) براي ساختن مدل ارتفاعي رقومي که تنها به نقاط جرمي براي ساختن آن نياز است. مدل TIN که بصورت يک مدل سطحي ايجاد ميشود و توسط کامپيوتر مورد پردازش قرار گرفته و خطوط کانتور را ايجاد ميکند، همچنين از اين مدل براي طراحي و ايجاد داده هاي مقاطع عرضي در منطقه مورد مطالعه (مثل مسير رودخانه ها براي تحليلهاي هيدوليکي) استفاده ميشود.

2-عوارض پلانيمتري:
عوارض پلانيمتري شامل ساختمانها، جاده ها، راه آهن و ... ميشود. اين عوارض معمولا بصورت چندضلعي هايي مبتي بر پيرامون عوارض، جمع آوري ميشوند. اين عوارض بايد در عکسبرداري هوايي ديده شوند. عوارض زير زميني بطور فتوگرامتريکي جمع آوري نمي شوند. ميزان جزئيات پلانيمتري عموماً توسط مقياس عکسبرداري جمع آوري ميشوند، مثلاً:
نقشه برداري با مقياس 1:600 عموما مسير پياده روها، تيرهاي چراغ برق، پرچينها، جاده ها، جدولها، منهولها (مسيرهاي فاضلاب)، آبگيرها و شکل ساختارهاي مجزا را در اختيار قرار ميدهد. ولي در نقشه اي با مقياس 1:16800 موارد ذکر شده فوق ديده نخواهند شد و ساختمانها با نشانه هاي خاص نشان داده ميشوند.
هر چه مقياس نقشه برداري فتوگرامتري بزرگتر باشد نياز به عکسهاي هوايي با مقياس بزرگتر است، زيرا جزئيات عوارض پلانيمتري بيشتري که قابل ديد و چاپ هستند بايد جمع آوري شوند.
3-ارتو فتوگرافي:
جمع آوري عوارض پلانيمتري هم وقت گير و هم پرهزينه است. ارتوفتوگرافي يک بستر اقتصادي را براي بيشتر پروژه ها فراهم ميکند. ارتوفتوگرافي شامل فرآيندي است که توسط آن انحرافهاي حاصل در سيستم دوربين و انحرافهاي حاصل از تغييرات ارتفاع را در عکسهاي هوايي اوليه از بين مي برد. مقياس عکسهاي هوايي بايستي با مقياس افقي ارتوفتو نهايي و دقت و قدرت تفکيک پيکسل زميني نهايي متناسب باشد. بنابراين اسکن عکسهاي هوايي بايستي با قدرت تفکيک بسيار بالا انجام شود.
مدل ارتفاعي رقومي بدست آمده از عکسهاي هوايي نيز بايد اسکن شود. اين مدل براي ايجاد خطوط کنتور و يا مدل سازي سطح زمين مورد استفاده قرار مي گيرد.
نرم افزارهاي کامپيوتري، DEM و تصاوير اسکن شده را ادغام نموده و فايلهايي با تصاوير ارتوفتو را ايجاد ميکنند. اين فايلهاي تصويري دوباره مورد بازبيني قرار گرفته و تصحيحات مربوط به ناهنجاريهاي راديومتريک روي آن انجام ميشود. از ديگر تصحيحات انجام شده، ميتوان به تصحيح مربوط به تغييرات ارتفاع مربوط به پلها و روگذرها با زمين اشاره کرد. تغييرات ارتفاعي مربوط به ساختمانهاي بلند معمولا انجام نمي شود مگر اينکه بطور ويژه در پروژه مطرح شده باشد. مطالعات علوم زمين , با توجه به هدف ممكن است در مقياس هاي گوناگون باشد. در علوم زمين مقياس دلالت بر اندازه يك عارضه بر روي كاغذ تقسيم بر اندازه همان عارضه بر روي زمين دارد. در حال حاضر مقياس هاي استانداردي كه در جهان بكار مي رود عبارتند از مقياس جهاني , 1:1000000 , 1:500000 , 1:250000 , 1:100000 , 1:50000 و بزرگتر مي باشد.
دليل استفاده از اين اعداد بعنوان مقياس استاندارد , مقياس عكس هاي هوايي است كه بعنوان پايه نقشه ها, برداشت گرديده است. البته كشورهايي كه نقشه هاي پوشش سراسري خود را در مقياس هاي بزرگ به اتمام رسانده اقدام به تعريف مقياس جديد نموده تا نقشه هايي با دقت بيشتر تهيه نمايند



 

 

جزوه درس عکس های هوائی بخش پنجم:

داده هاي علوم زمين بر حسب مقياس ممكن است يكي از انواع زير باشد كه با كليك روي آنها مي توان به اطلاعات موضوعي و يا ناحيه اي همان مقياس دست يافت:
مقياس 1:5000000
نقشه هايي كه با دقت 1:5،000،000 تهيه شده است پوششي در سطح ايران و گاهي خاورميانه را در بر مي گيرد.
مقياس 1:1000000
در اين مقياس كليه اطلاعات در پوششي که سطح كشور را در برمي گيرد، نمايش داده مي شود. بديهي است كه در اين مقياس اطلاعات با جزئيات کمتري نمايش داده خواهد شد.


مقياس 1:250000
در اين نوع نقشه اطلاعات جامعي از ويژگي هاي زمين شناسي و ساختاري يك منطقه ارائه مي گردد هر نقشه 1:250000 بين 1 درجه عرض و 5/1 درجه طول جغرافيايي قرار دارد كه وسعتي حدود 15000 كيلومتر مربع را پوشش مي دهد. سطح كشور با 121 برگ نقشه 1:250000 پوشيده مي شود كه در حال حاضرپوشش كاملي از نقشه هاي اين مقياس توسط سازمان زمين شناسي تهيه شده است البته منطقه زاگرس توسط شركت ملي نفت ايران تهيه گريده است. هر نقشه شامل يك گزارش توصيفي است كه بعضاً فارسي يا انگليسي تهيه شده است.
مقياس 1:100000
نقشه هاي زمين شناسي 1:100000 , به عنوان يك منبع اطلاعاتي پايه , در نواحي ويژه اي تهيه مي شود كه شرايط لازم براي تمركز و انباشت ذخاير معدني فلزي و غير فلزي فراهم بوده است. گاهي نيز اين نقشه ها در راستاي اهداف مهندسي و يا شناخت پديده هاي خطر آفرين طبيعي تهيه مي شوند تا در كاهش هزينه هاي مهندسي سازه ها و همچنين مخاطرات طبيعي مورد استفاده قرار گيرند. اينگونه نقشه ها داراي يك گزارش توصيفي هستند كه در كنار و پشت نقشه به چاپ مي رسند. استاندارد مطالعاتي هر نقشه زمين شناسي 1:100000 حدود 2500 كيلومتر مربع است كه به موازي معمول بين نيم درجه طول و عرض جغرافيايي قراردارند. با وجود اين در نواحي مرزي ممكن است رويه يك نقشه 1:100000 كمتر از مقدار استاندارد باشد. تمام ايران با حدود 659 برگ نقشه 1:100000 پوشيده مي شود. مناطقي كه كويري و بياباني هستند در مقياس 1:100000 اولويت مطالعاتي ندارند.
مقياس 1:50000
در اين مقياس نقشه هاي توپوگرافي کل کشور، توسط سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح براي کل کشور تهيه گرديده است. در اين مقياس، هر نقشه 1:50000 بين 15 دقيقه عرض 15 دقيقه طول جغرافيايي قرار دارد.
مقياس 1:25000
در اين نقشه ها , علاوه بر اطلاعات كلي زمين شناسي گسترش زون هاي كانه دار , دگرساني ها و ارتباط كاني سازي با زمين ساخت نشان داده مي شود. اين نقشه ها در مرحله اكتشافات پي جويي تهيه مي شوند و گستره اي به وسعت 20 تا 100 كيلومتر مربع را پوشش مي دهند. در تهيه اين نقشه ها از عكس هاي هوايي 1:25000 و نقشه هاي توپوگرافي 1:25000 استفاده مي شود و در صورت نداشتن عكس هوايي 1:25000 برداشت ها به كمك دوربين نقشه برداري صورت مي گيرد. اين نقشه ها در مرحله پي جويي و در محدوده هاي اميد بخش معدني به وسعت 20 تا 100 كيلومتر مربع تهيه مي شوند.
مقياس 1:5000
در اين نقشه‎ها افزون بر اطلاعات زمين‎شناسي بخش‎هاي مختلف مناطق كاني‎سازي، مشخصات سني و تركيبي سنگ دربرگيرنده و ارتباط كاني‎سازي با دگرساني و زمين‎ساخت مشخص مي‎گردد.نقشه‎هاي زمين‎شناسي - معدني 1:5000 به طور عموم در مرحلة اكتشاف عمومي (نيمه تفصيلي) تهيه مي‎شوند و گسترة زير پوشش آنها حدود چند تا حداكثر 20 كيلومترمربع مي‎باشد.در تهية اين نقشه‎ها بيشتر از دوربين نقشه‎برداري استفاده مي‎شود ولي در صورت وجود عكس هوايي 1:5000 سرعت و دقّت برداشت‎ها افزايش مي‎يابد. استفاده از عكس‎هاي ماهواره‎اي نيز همچنان در تهية اين نقشه‎ها متداول مي‎باشد. اين نقشه‎ها در مرحلة اكتشافات عمومي (نيمه تفصيلي) و بر حسب ضرورت در گستره‎هاي چندكيلومترمربع تا حداكثــر 20 كيلومتر مربع در شبكـــه‎هاي 100×500 ، 000 × 200 و يا 50× 100 تهيه مي‎شوند.
مقياس 1:1000
اين نقشه‎ها در مرحلة اكتشافات تفصيلي و بر حسب نياز در گستره‎هاي چند هكتار تا چند كيلومتر مربع ( زون كاني‎سازي) تهيه مي‎شوند تراكم نمونه‎گيري 000 عدد در هر هكتار است
قياس 1:500
اين‎گونه نقشه‎ها بيشتر در مرحلة اكتشاف تفصيلي و در محدوده‎هاي معدني به وسعت چند هكتار تا چند كيلومترمربع، با استفاده از نقشه‎هاي توپوگرافي با مقياس مشابه، تهيه مي‎شوند. اين نقشه‎ها علاوه بر نمايش داده‎هاي زمين‎شناسي دقيق ، همچنان نشانگر مناطق دگر‎سان و كانه‎دار‎اند. راهنما و گزارش اين گونه نقشه‎ها بيانگر روشني از پيوند كاني‎زايي، ماگمازايي و دگرگوني است. نوع و زمان كاني‎زايي از جمله داده‎هايي است كه از نقشه‎هاي معدني1:500 مي‎توان برداشت كرد. اين نقشه‎ها در مرحلة اكتشافات تفصيلي و بر حسب نياز در گستره‎هاي چند هكتار تا چند كيلومتر مربع ( زون كاني‎سازي) تهيه مي‎شوند تراكم نمونه‎گيري 000 عدد در هر هكتار است.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 20:48  توسط سامان کیان پور  | 

محیط زیست

نمونه سوالات درس آشنايي با عكسهاي هوايي - طرح سوال

1. آنچه در مورد طيف الكترومغناطيس ميدانيد بنويسيد؟
2. براي اينكه بتوان دو تصوير تهيه نمود كه قابليت برجسته بيني داشته باشند چه شرايطي لازم است وجود داشته باشد ؟
3. اختلاف عمده عكسهاي هوايي قائم و مايل را بنويسيد؟
4. مفاهيم ذيل را تعريف نمائيد الف:نقطه مابين ب:فتواندكس ج:كرب و دريف د:تيلت(كجي)
5. از عوامل اصلي شناخت وتفسير عكس چهار مورد را به دلخواه شرح دهيد؟
6. كاربرد عكسبرداري در فصول مختلف را توضيح دهيد .و در هر فصل در چه زماني از روز بايد عكسبرداري صورت پزيرد؟
7. چگونگي توجيه عكسهاي هوايي براي برجسته بيني با استريوسكپ آئينه دار را بنويسيد؟
8. در مشاهده سه بعدي عكسهاي هوايي توسط استريوسكپ نحوه تشخيص اراضي مرتعي رااز كشاورزي مشخص نمائيد؟
9. تفاوت بين رودخانه و انواع جاده ها و طرز تشخيص آنرا در ديد سه بعدي بنويسيد؟
10. تاريخچه عكسبرداري هوايي در ايران را بنويسيد؟
11. مقياس عوارض مختلف (پستي و بلندي و...)در عكس هوايي چگونه است؟
12. اولین پروژه عکسهای هوایی ایران در چه سالی آغاز گردیده و عکس برداری سراسری ایران تا کنون چند سری بود است و چند سال به طول انجامیده ، مقیاس آن چقدر است؟
13. کار فیلتر و انواع آن را بنویسید؟
14. فیلمهای پانکروماتیک چه نوع فیلم هائی هستند ؟
15. شرایط اصلی برای اینکه تصاویر قابلیت برجسته بینی داشته باشد را بنویسید؟
16. دید کاذب چیست و علتهای اصلی این پدیده را بنویسید؟
17. سیستمهای برجسته بینی آناگلیف و تری ویژن را شرح دهید؟
18. تفاوت عمده عکسهای هوایی ونقشه از نظر تصوير را بنویسید؟
19. كاربردعكس هوايي درمطالعات زمين شناسي چگونه است ؟
20. كاربد عكس هوايي در مطالعات جنگل را بنويسيد؟
21. كاربرد عكس هوايي در مطالعات مناطق شهري چگونه است؟
22. كاربرد عكس هوايي در تهيه نقشه را بنويسيد؟
23. شناساي عوارض طبيعي در عكسهاس هوايي را بنويسيد؟
24. چگونگي استفاده از عكسهاي هوايي جهت تيپ بندي اراضي كشاورزي را بنويسيد؟
25. واژه های ذیل را تعریف نمائید الف) فاصله کانونی ب )اندکس ج) گپ ر)موزائیک عکسهای هوائی
26. مقياس متوسط در عكسهاي هوايي را توضيح دهيد؟
27. وسايل و روشهاي اندازه گيري مساحت بر روي عكسهاي هوايي را بنويسيد؟
28. اطلاعات حاشيه اي عكسهاي هوايي را در چند مورد بينويسيد؟
29. ارتفاع پنج نقطه بر روی عکس به ترتیب الف : 800 متر ب: 750 متر ج :700 متر ح : 650 د: 750 متراز سطح دریا می باشد فاصله کانونی دوربین 152F = و ارتفاع پرواز 3800 متر است مقیاس متوسط عکس چقدر می باشد؟
30. جابجايي در اثر اختلاف ارتفاع را شرح دهيد؟
31. انواع تصوير وخصوصيات آنها را بنويسيد؟
32. انواع عكسبرداري را بنويسيد (بر اساس قرار گرفتن محور دوربين)؟
33. ديد كاذب چيست و چگونه اتفاق مي افتد؟
34. آب و عوارض مربوط به آن را در طيف الكترو مغناطيس بررسي كنيد؟
35. گياهان را در طيف الكترو مغناطيس بررسي كنيد؟
36. اجزائ دوربين عكس برداري را بنويسيد؟
37. موارد استفاده از عكسهاي هوايي بنويسيد؟
38. قدرت نقش گيري را در عكسهاي هوايي چگونه است؟
39. نقش را توضيح دهيد ؟
40. سايه چه كمكي به ما در تفسير ميكند؟
41. بافت در عكسهاي هوايي چگونه است؟
42. هدف از عكس برداري هوايي چيست؟
43. ابزار مورد استفاده در عكسبرداري وتفسير را بنويسيد؟
44. نقش آموزش در كمك به تفسير بهتر را بنويسيد
45. خط پرواز و نقش آن در تفسير عكسهاي هوايي؟
46. موقعيت توپو گرافي و عوارض را در تفسير عكسهاي هوايي بنويسيد؟
47. سطح موثر عكس را توضيح دهيد؟
48. استريوسكپ جيبي و موراد استفاده از آن را بنويسيد؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 20:39  توسط سامان کیان پور  | 

توسعه پايدار و رابطه آن با محيط زيست جهاني


     
انسان در جهان معاصر در لحظات بسيار حساسي از حيات خود قرار دارد. با گذشت قرنها از زندگي بشر بر روي كره زمين و ظهور و مبارزه انسانهاي فرهيخته بسياري در طول تاريخ براي برقراري مساوات، عدالت و توسعه، هنوز...


انسان در جهان معاصر در لحظات بسيار حساسي از حيات خود قرار دارد. با گذشت قرنها از زندگي بشر بر روي كره زمين و ظهور و مبارزه انسانهاي فرهيخته بسياري در طول تاريخ براي برقراري مساوات، عدالت و توسعه، هنوز نابرابري در ميان كشورها و در درون كشورها نه تنها از ميان نرفته كه روزبه روز عميق تر شده و مي شود. فقر و گرسنگي، عدم برخورداري از آموزش و بهداشت و آزادي هاي مشروع در همه كشورها، در مقياسهاي متفاوت، پديده هاي شناخته شده و ملموسي هستند. ازدياد نامعقول جمعيت همراه با عوامل فوق، زيست بومهايي را كه حيات بشر بدانها وابسته است، به شدت در معرض نابودي قرار داده است.
حال براي احتراز از نابودي مطلق محيط زيست، همه انسانها- هم تصميم گيران و هم مردم ديگر- در ابعاد جهاني يا ملي و بويژه در سطح محلي بايد اين واقعيت مهم را دريابند كه پيشرفت و توسعه بايد روندي پايدار داشته باشد و از ثمرات آن نه تنها نسل هاي حاضر كه نسلهاي آينده نيز بهره مند شوند. توسعه مردم معاصر نبايد به قيمت نابودي و اضمحلال زندگي آيندگان كه براي دفاع از حقوق خود فعلا حضور ندارند، تمام شود. همچنين بايد بياموزيم كه توسعه حق همه مردم اعم از مرد، زن، پير و جوان و كودك است و نه تنها همه بايد از ثمرات آن بهره مند شوند كه بايد در روند توسعه نيز مشاركت داشته باشند.
«كشوري كه مردمش از نظر مسائل زيست محيطي آگاه باشند بيش از ديگر كشورها از بخت توسعه برخوردار است.»
كشور ايران اگرچه سهمي يكسان با كشورهاي ديگر از توسعه نداشته اما در اين مسابقه جهاني براي نابودي محيط زيست خود، عقب نمانده و مشكلات عديده اي را در زمينه هاي مختلف توسعه پايدار، چون فقر و نابرابري مشكلات جمعيتي، بهداشتي و تغذيه اي، مشكلات زيست محيطي چون كاهش جنگلها، بيابان زدايي فرسايش خاك، آلودگي آب، آلودگي هوا، انقراض تنوع زيستي مشكلات مربوط به مواد زايد جامد و پساب ها و... براي خود بوجود آورده كه بايد با عزمي ملي براي جبران مافات بپاخيزد و با آگاهي و هوشياري كامل در رفع مشكلات بكوشد.
با پيدايش و گسترش مشكلات زيست محيطي، چه در كشورهاي صنعتي و چه در كشورهاي درحال توسعه از اوايل دهه 1960 سران و انديشمندان كشورهاي غربي را بر آن داشت به فكر گريز از پيامدهاي ناگوار اين وضع دلهره آور باشند.
هنگامي كه در سال 1987 گزارشي تحت عنوان «آينده مشترك ما» از جانب كميسيون برانت لند انتشار يافت، مفهوم توسعه پايدار در بحثهاي مربوط به محيط زيست در مقابل توسعه در كانون توجه واقع شد و اين مفهوم در سال 1980 مورد پذيرش اتحاديه بين المللي حفاظت از طبيعت قرار گرفت اما، كلا در محدوده گفت وشنود طرفداران حفاظت محيط زيست محصور ماند و بنابراين تأثيري اندك بر طرز تفكر و بينش دولتها و مؤسسات كمك رسان برجاي نهاد.
مفهوم توسعه پايدار زماني مطرح شد كه موضوعهاي زيست محيطي در سرلوحه كار بحثهاي سياسي قرار گرفت و بدين ترتيب به جاي اينكه، اين مفهوم به عنوان فشاري بر تغييرات محيطي عمل كند، به صورت ابزاري براي حمايت از محيط زيست مطرح شد. با توجه به اينكه بهبود كيفيت محيط زيست و توسعه اقتصادي، اهدافي بالقوه سازگار، هماهنگ يا مكمل يكديگرند، توسعه پايدار برخي تنشهاي ناشي از بينش متضادي را كه در رابطه با محدوديتهاي رشد در دهه 1970 ظهور كرد را كاهش مي دهد.
از اينرو، در سال 1992 بزرگترين كنفرانس محيط زيست و توسعه، با عنوان «سران زمين» و با شركت هيئتهاي نمايندگي 180 كشور در ريودوژانيرو كشور برزيل تشكيل گرديد.
در اين اجلاس، براساس توافق سران كشورهاي صنعتي و غيرصنعتي در مورد روند توسعه كشورهاي عقب مانده و نيز زدودن آلاينده هايي كه حاصل كار كشورهاي صنعتي است، منشوري با نام «دستور كار 21» يا «منشور زمين» انتشار يافت كه گويا مي بايست در راه توسعه پايدار كشورهاي جهان به كار رود.
يكي از نتايج كنفرانس ريو تصويب دو معاهده مهم بين المللي به نامهاي كنوانسيون تغييرات آب و هوا و كنوانسيون تنوع زيستي است كه هدف كنوانسيون اول جلوگيري از تغييرات غيرعادي اقليم و گرم شدن فاجعه بار كره زمين و هدف كنوانسيون دوم جلوگيري از نابودي منابع طبيعي و گونه هاي جانوري و گياهي روي زمين كه حيات انسان وابسته به آنهاست، مي باشد. جهت تحقق اهداف پيش بيني شده براي دستور كار 21 كه در واقع استراتژي هاي آينده بشر (درقرن 21) را براي توسعه و محيط زيست تبيين كرده است، كميسيون توسعه پايدار با حمايت سازمان ملل متحد تشكيل شده است.
در كشور ما نيز با تصويب شوراي عالي محيط زيست از شهريور سال 1372 كميسيون توسعه پايدار با حضور نمايندگان سازمانهاي دولتي و غيردولتي تشكيل شده و يكي از وظايف مهم آن برنامه ريزي و تعيين سياست و ارائه پيشنهادهاي لازم در خصوص اجراي دستور كار 21 است.
يكي از دستاوردهاي مهم عقلاني كردن مسائل زيست محيطي به منظور شكل دادن يك سياست كلي، اين است كه انسان بتواند با شناخت طبيعت نظام مند، كارهايي را كه در آينده پيامدهاي زيانبار خواهد داشت، بشناسد. امروزه با مطرح شدن توسعه پايدار كه محور اصلي بحث هاي زيست محيطي است، جهانيان خواهند توانست خود را از جريانات دروني و از خودخواهي هاي افراطي برهانند و مسائل را با ابعاد انساني و جهاني آنها بنگرند. اگر انسان بتواند دانش هاي كارساز در توسعه پايدار فراگيرد و صادقانه درصدد كاربرد آنها برآيد، به نظر بسياري از متفكران، از جمله گاوامر- ميشل فوكو و سييون رالبي و غيره، بزرگترين كشف و اختراع خود را در جهان كرده است. اما ظاهراً فعاليت هاي كشورهاي صنعتي محدود به نوشتن توافقنامه ها شده است.
بعد از امضاي توافقنامه ريودوژانيرو، توافقنامه كيوتو ميان كشورهاي صنعتي و كشورهاي در حال توسعه به امضاء رسيد و براساس آن، كشورها متعهد شدند مواد سمي شان را در سالهاي 2013-2000 با مقدار 8 درصد كاهش دهند. در آن توافقنامه ها متعهد شدند كه هر سال يك ميليارد دلار به كشورهاي درحال توسعه پرداخت كنند. اما ايالات متحده در سال 2001 از پذيرش توافقنامه كيوتو امتناع كرد و نيز كشورهاي اروپاي شرقي آن را نپذيرفتند؛ از اينرو، كشورهاي اروپاي غربي متعهد شدند كه از سال 2005 هر سال410 ميليون دلار از اين بابت بپردازند. كانادا و ژاپن نيز خود را پايبند توافقنامه كيوتو مي دانند؛ البته گويا زيربار تعهدمالي مشخص براي توسعه پايدار كشورهاي درحال توسعه نمي روند. پس از آن در گردهمايي ژوهانسبورگ دگرگوني هاي شرايط آب و هوايي بررسي شد و دستاورد اين گردهمايي نيز فقط صدور يك توافقنامه بود.
اقتصاد جهاني به گونه اي جدايي ناپذير با محيط زيست در ارتباط است زيرا بايد منابع طبيعي را استخراج، فرآوري و سپس بهره برداري كند. براساس اصل بقاي ماده و انرژي تمامي آن منابع بايد نهايتاً به صورت ضايعات درآيند. اما اين ارتباط كمي ضريب فشار بر محيط زيست را مي توان به ميزان قابل ملاحظه اي كاهش داد. به همين دليل اثرات زيست محيطي فعاليتهاي اقتصادي راحتي در صورتي كه امكان رشد و توسعه آن فراهم باشد، مي توان كم كرد.
از آنجا كه بين اقتصاد و محيط زيست ارتباط تنگاتنگ برقرار است سياستهايي كه هدف آنها نيل به يك مقصود اجتماعي يا اقتصادي است لاجرم محيط زيست را تحت تأثير قرار مي دهند، حتي اگر اين امر منظر نظر سياست گزار نباشد، اگر علل تخريب محيط زيست ريشه در كاركردهاي اقتصادي داشته باشد، راه حل نيز در همان جاست.
ما بر اين عقيده هستيم كه كيفيت محيط زيست در تمام كشورها از اهميت برخوردار است، اما در كشورهاي فقير اهميت بيشتري دارد. ما با روشن ساختن اين مطلب كه تخريب محيط زيست ناشي از پايين آمدن درآمد اقتصادي، يعني كاهش يافتن توليد ناخالص ملي است بر اين امر تأكيد مي كنيم و معتقديم كه حفظ كيفيت محيط زيست و ذخيره منابع طبيعي به منزله شالوده و اساس تأمين سلامت و رفاه تمامي انسانهاست. بدين ترتيب آنجا كه كيفيت آب پايين است بدون ترديد به بروز بيماري خواهد انجاميد. بنابراين مي بايست به نكات زيرتوجه نمود:
الف) محيط زيست براي اقتصاد و تأمين رفاه تمامي انسانها اهميت دارد.
ب) علل تخريب محيط زيست عمدتاً در كاركردها و خصوصاً در مورد مديريت اقتصادي ريشه دارد.
ج) حل مشكلات زيست محيطي مستلزم اصلاح بي نظمي هاي اقتصادي و فراهم كردن انگيزه براي حفظ و كاهش مصرف منابع خواهد بود.
حسين ابوفاضلي

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388ساعت 13:43  توسط سامان کیان پور  | 

منبع : irannano.org

 
يكي از مهم‌ترين كاربردهاي فناوري‌نانو در محيط زيست، تصفيه آلاينده‌هاي آب‌هاي زيرزميني با نانوذرات nZVI (zero-valent iron) است كه بازده و راندمان قابل توجهي دارد، اما نامشخص بودن خصوصيات اساسي اين فناوري مشكلاتي در رابطه با استفاده بهينه و يا ارزيابي خطرات آن از لحاظ انساني و اكولوژ
 
كاربرد فناوري‌نانو در پاکسازي محيط زيست‎

يكي از مهم‌ترين کاربردهاي فناوري‌نانو در محيط زيست، تصفيه آلاينده‌هاي آب‌هاي زيرزميني با نانوذرات nZVI (zero-valent iron) است که بازده و راندمان قابل توجهي دارد، اما نامشخص بودن خصوصيات اساسي اين فناوري مشکلاتي در رابطه با استفاده بهينه و يا ارزيابي خطرات آن از لحاظ انساني و اکولوژيکي به وجود آورده است.


در اين مقاله به سه مورد اساسي که باعث سوء تفاهم در مورد اين فناوري مي‌شود اشاره مي شود:

  1. nZVI هايي که در تصفيه آب‌هاي زيرزميني استفاده مي‌شوند بسيار بزرگتر از ذراتي هستند که تأثيرات حقيقي در اندازه نانو را نشان مي‌دهند.
  2. واکنش‌پذيري بالاي اين ذرات عمدتاً نتيجه سطح ويژه بالاي آنها است.
  3. تحرک nZVI تقريباً در تمامي شرايط کمتر از چندمتر است. لذا استفاده از آن در تصفيه به حداقل مي‌رسد.

به هر حال هنوز سئوالات زيادي در مورد اين فناوري وجود دارد: مثلاً اين كه چگونه nZVI به سرعت جابه‌جا خواهد شد؟ اين جابه‌جايي به سمت چه محصولاتي است؟ آيا اين مواد در محيط زيست قابل تشخيص هستند؟ و اينکه چگونه تغييرات سطح nZVI باعث تغيير طول عمر و تأثير آن روي تصفيه خواهد شد؟
کاربردهاي نويدبخش فناوري‌نانو در محيط زيست بسيار زياد است؛ اين مطلب در ”پيشرفت محيط‌زيستي“ به عنوان يکي از هشت زمينه پيشرو فناوري‌نانو که از جانب NNI تعيين شده منعکس شده است. در حقيقت، تقريباً تمام برنامه‌هاي NNI (پديده‌هاي بنيادي، مواد، روش‌ها، اندازه‌گيري و غيره) جنبه‌هاي محيطي دارند. نگراني‌هاي زيست محيطي تقريباً در تمام 11 سازمان حاضر در برنامه NNI قابل مشاهده است.
بيشتر کاربردهاي زيست محيطي فناوري‌نانو در سه مقوله جاي مي‌گيرند:

  1. محصولات بي‌خطر براي محيط زيست يا محصولات با قابليت تحمل بالا مثلاً شيمي سبز؛
  2. تصفيه موادي که با ذرات خطرناک آلوده شده‌اند؛
  3. حسگرهايي براي ذرات محيطي.

با اينکه معمولاً اين سه مقوله در زمره موادشيميايي يا مواد نانوبيولوژيکي تلقي مي‌شود بايد توجه کرد که اين موارد مي‌تواند در مورد عوامل ميکروبي و مواد زيست‌محيطي نيز کاربرد داشته باشد. فناوري‌نانو‌ نقش مهمي در بهبود روش‌هاي کشف و پاک‌سازي عوامل زيست‌محيطي مضر دارد.
دو فناوري متعارف تصفيه كه در فناوري‌ ‌نانو نيز از آنها استفاده مي‌شود عبارتند از: جاذبه و واکنش درجا و غيردرجا. در فناوري‌ تصفيه جاذبه‌اي به كمك فرآيند جداسازي، آلاينده‌ها (به خصوص فلزات) را جدا مي‌کنند؛ در حالي که فناوري‌ واکنشي باعث تجزيه آلاينده‌هاي مي‌شود. گاهي اوقات تمام روش‌ها به سمت توليد محصولات کم ضررتر است مثلاً در مواردي که آلاينده‌ها آلي باشند محصولاتي مثل CO2 و H2O توليد مي‌شود.
در فناوري‌‌ درجا، پاک‌سازي آلودگي در همان محل آلودگي صورت مي‌گيرد در حالي که در فناوري‌ غير درجا، عمليات پاک‌سازي پس از انتقال مواد آلوده کننده به مکان‌ مطمئن انجام مي‌شود؛ به عنوان مثال آب‌هاي زيرزميني آلوده به سطح زمين پمپ شده و پاک‌سازي آنها در راکتورهاي واقع در سطح زمين انجام مي‌شود.
فناوري‌نانو غيردرجا
يک مثال برجسته از فناوري‌نانو براي تصفيه آلاينده‌ها از طريق جذب سطحي، تك لايه‌هاي خودآرا روي پايه ميان حفره‌اي يا SAMMS است. SAMMS‌ از طريق خود آرايي‌ يک لايه از عوامل سطحي فعال شده بر روي پايه‌هاي سراميکي ميان حفره‌اي به وجود مي‌آيد که سبب ايجاد موادي با سطح ويژه بسيار بالا (تقريباً1000 m2/g) مي‌شود. خصوصيات جذبي اين مواد را به گونه‌اي مي‌توان تنظيم كرد كه آلاينده‌هاي خاص مثل جيوه، کرومات، آرسنات، پرتکنتات، و سلنيت را جذب كند.
پليمرهاي درخت‌ساني، نوع ديگري از مواد نانوساختار هستند که پتانسيل تصفيه آلاينده‌ها را دارند. نمونه‌هاي جديد اين روش شامل اولترافيلتراسيون بهبود يافته با درخت‌سان‌ها به منظور حذف Cu+2 از آب و حذف آلاينده‌هاي Pb+2 از خاک است.
اين دو نوع نانوساختار جاذب كه در فرايندهاي غيردرجا استفاده مي‌شوند، مي‌توانند مواد پرخطر را در غلظت بالايي در سطح خود جمع کنند.
تجزيه آلاينده‌ها به كمك فناوري نانو بر خلاف تصفيه از طريق جذب مختص آلاينده‌هاي آلي است. روش رايج تصفيه آلاينده‌هاي آلي فوتواكسيداسيون (photooxidation) به وسيله كاتاليزورهاي نيمه‌رسانا (مثلTiO2 ) است. قابليت فوتوکاتاليست‌هاي کوانتومي (اندازه ذره تقريباً 10 nm) مدت‌هاست كه در تجزيه آلاينده‌ها شناخته شده‌ است.
به هر حال همان‌طور که در توضيح فناوري‌هاي جاذب گفته شد فوتواکسيداسيون به وسيله نيمه‌هادي‌هاي نانوساختار يک روش غيردرجا است؛ چون به نور نياز دارد و بايد در يک راکتور که براي اين کار طراحي شده است؛ انجام شود.
فناوري‌نانو‌ درجا 

تجزيه درجاي آلاينده‌ها، بر ساير روش‌ها ارجحيت دارد؛ زيرا اين روش از نظر اقتصادي مقرون به صرفه‌تر است. البته تصفيه درجا مستلزم تداخل آلاينده‌ها با عمليات پاک‌سازي است و اين خود مانع اصلي در توسعه و بسط اين نوع فناوري‌ها است. امكان تزريق نانوذرات (واکنشي و جذبي)، در محيط‌هاي متخلخل آلوده‌ مثل خاک‌ها، رسوبات و محيط‌هاي آبي، سبب شده است تا اين روش از پتانسيل بالايي برخوردار باشد. در اين روش يکي از دو امكان زير بايد وجود داشته باشد:

 

  1. ايجاد نواحي واکنشي درجا با نانوذراتي که تقريباً بي‌حرکت هستند؛
  2. ايجاد توده نانوذرات واکنشي که به سمت مناطق آلوده حرکت مي‌کنند؛ البته اگر اين نانوذرات به اندازه کافي متحرک باشند. (همان گونه که درشکل (1) نشان داده شده است).

در زير بيشتر به تحرک درجاي نانوذرات مي‌پردازيم، زيرا تحرک درجاي نانوذرات معمولاً باعث ايجاد سوء تفاهم در فهم مطلب مي‌شود.
با وجود اينکه نانوذرات گوناگوني (مثل دو قطبي غيريوني، پلي‌يورتان و يا فلزات نجيبي روي پايه آلومينا) در تصفيه درجا قابل استفاده‌اند؛ اما تا به حال بيشترين توجه به نانوذرات حاوي nZVI شده است. تمايل به استفاده از nZVI براي تصفيه باعث بهبود شيمي تصفيه و يا گزينه‌هاي توسعه آن شده است.
اين امر منجر به انتقال بسيار سريع اين فناوري از مرحله آزمايشگاهي به مرحله نيمه‌صنعتي شده است. کاربردهاي تجاري nZVI در تصفيه به سرعت رايج و بازارهاي رقابتي شديدي در زمينه مواد حاوي nZVI و تأمين کنندگان خدمات آن به وجود آورده است.
برخي تصورات غلط راجع به اصول اساسي فناوري تصفيه مبتني بر nZVL کاربردهاي آن در محيط زيست وجود دارد. با اينکه اين مطالب بسيار به هم وابسته‌اند ولي ما مي‌توانيم آنها ر ا در سه گروه تقسيم کنيم: ريخت‌شناسي ذره، واکنش‌پذيري و تحرک.
در ادامه، نكات کليدي سه دسته بالا را توضيح مي‌دهيم تا بتوانيم به يك جمع‌بندي راجع به اين فناوري‌ دست يابيم و از اين طريق به پيشرفت‌هاي زيست محيطي فناوري كمك كنيم.

ويژگي‌هاي نانوذرات 
ريخت‌شناسي
تعريف‌هاي گوناگوني در مورد اندازه نانو ارائه شده است؛ اما بايد به اين نظريه اشاره کرد که اندازه نانو محدوده‌اي از اندازه مولکول‌ها و مواد است که ذرات در اين محدوده، خواص بي‌همانند يا به طور کيفي، متفاوت با ذرات بزرگ‌تر از خود دارند.

بيشتر نمونه‌هايي که اين خواص را دارند، داراي اندازه‌اي در محدوده کوچک‌تر از 10 نانومتر هستند؛ زيرا در اين محدوده، اندازه ذرات به اندازه آنها در شرايط مولکولي پايدار نزديک‌تر است.
يکي از اين مثال‌ها محدوده کوانتومي است که به اين علت به وجود مي‌آيد که با کاهش اندازه ذرات، باند گپ (bandgap) افزايش يافته، باعث به وجود آمدن برخي ويژگي‌هاي مفيد در فوتوکاتاليست‌هاي نيمه‌هادي مي‌شود كه در بخش فناوري‌هاي غيردرجا توضيح داده شد.
خصوصيات ديگري که در اندازه‌هاي زير 10 نانومتر تغيير مي‌کند سطح ويژه است که در شکل (2) نشان داده شده است.
از نظر کيفي فاکتورهاي ديگري نيز وجود دارند که در تعيين اين خصوصيات دخالت دارند، مثل نسبت اتم‌هاي سطحي به اتم‌هاي توده و قسمتي از حجم ذره که شامل ضخامت محدود لايه سطحي است (حجم سطحي).
آماده‌سازي nZVI براي استفاده در کاربردهاي تصفيه‌اي، به طور معمول در اين محدوده- بين چند ده تا چند صد نانومتر- انجام مي‌شود. علاوه بر اين، ذرات nZVI حتي تحت شرايط آزمايشگاهي هم تمايل دارند که به هم بپيوندند و متراکم شوند و در نتيجه مجموعه‌هايي توليد مي‌شود که اندازه آنها ممکن است نزديک چند ميکرون شود. اين بدان معني است که nZVI و مواد مرتبط با آن که در کاربردهاي تصفيه محيط‌زيست استفاده مي‌‌شوند، خصوصيات فوق‌العاده مورد انتظار براي نانوذرات حقيقي را از خود نشان نخواهند داد و اغلب همانند کلوئيد‌هاي محيط زيست رفتار خواهند کرد.
واکنش‌پذيري
واکنش‌پذيري زياد نانوذرات مي‌تواند نتيجه سطح ويژه بالاي نانوذرات، چگالي بيشتر نواحي واکنش‌پذير روي سطوح ذره و يا افزايش واکنش‌پذيري اين نواحي بر روي سطح باشد.
اين فاکتورها مجموع سه نتيجه واضح وکارا را در مورد nZVI در پي داشته است:

 

  1. تجزيه آلاينده‌هايي که واكنش‌ چنداني با ذرات بزرگ‌تر نمي‌دهند. مانند پلي فنيل هاي کلرينه شده؛
  2. تجزيه بسيار سريع‌تر آلاينده‌هايي که پيش از اين با سرعت‌هاي مناسبي با ذرات بزرگ‌تر واکنش نشان مي‌دادند، مانند اتيلن‌هاي کلرينه شده؛
  3. دسترسي به محصولات مطلوب‌تر با تجزيه آلاينده‌هايي که به وسيله مواد بزرگ‌تر سريعاً تجزيه مي‌شوند؛ اما باعث به وجود آمدن محصولات فرعي نامطلوبي مثل تتراکلريدکربن مي‌شوند.

از اين سه دسته تأثيرات واکنشي، دومين دسته (تجزيه سريع‌تر آلاينده‌هاي قابل تجزيه) بيشتر مورد توجه قرار گرفته است. علت اين تأثير با اينکه يک مسئله بسيار کاربردي، بنيادي و با اهميت است کمتر شناخته شده است.

ما براي تجزيه تتراكلريد كربن به وسيله nZVI ، نسبت ثابت سرعت‌هاي نرمال شده بر حسب سطح ويژه ksa را با ثابت سرعت‌هاي نرمال شده بر حسب جرم km مقايسه كرديم، نتايج نشان داد که ksa براي نانوذرات nZVI برابر اين پارامتر در ذرات ميلي‌متري nZVIاست؛ اما km آن بزرگ‌تر از ذرات ميلي‌متري است (شکل 3). بنابراين تجزيه سريع‌تر تتراکلريد کربن به وسيله nZVI به خاطر سطح ويژه بالاي آن است، نه به خاطر بيشتر بودن فراواني نقاط واکنش‌پذير روي سطح و يا واکنش‌پذيرتر بودن اين نقاط. اين نتيجه ممکن است در مورد ساير آلاينده‌هايي که با nZVI واکنش مي‌دهند نيز صدق کند اما اطلاعات ما در اين مورد ناکافي است.
بايد توجه داشت که اين تحليل شامل ترکيبات دوفلزي nZVI با کاتاليزرهاي فلزات نجيب مثل Pd، Ni و Cu نيست. اين مواد دو فلزي معمولاً داراي مقادير ksa بالايي هستند، ولي اين افزايش در درجه اول نتيجه تأثير خاصيت کاتاليستي فلزات نجيب است که در مورد ذرات بزرگ‌تر نيز مشاهده مي‌شود.
اما مشكلي كه هست اين كه افزايش واکنش‌پذيري معمولاً همراه با كاهش انتخاب‌پذيري است كه موجب واکنش nZVI با مواد غيرهدف شامل اکسيژن غيرمحلول و آب‌ و در نتيجه پايين آمدن راندمان تصفيه با nZVI مي‌شود.
شكل فوق منجر به پيدايش نياز به تزريق ذرات به سيستم و درنتيجه بالا رفتن هزينه عمليات خواهد شد.
با محدود کردن مواد ناخواسته (مواد غيرهدف شامل اکسيژن و آب) به وسيله گيرنده‌هاي ارزان‌تر مي‌توان طول عمر کوتاه nZVI را مفيدتر کرد؛ البته اگر ذرات تحرک قابل ملاحظه‌اي از خود نشان دهند.
تحرك
نانوذرات در محيط‌هاي متخلخل تحرک زيادي خواهند داشت، زيرا اندازه آنها از اندازه سوراخ‌هاي محيط‌هاي متخلخل بسيار کوچک‌تر است اما اينکه ما فرض کنيم علت تحرک نانوذرت تنها اين مطلب است بسيار ساده انگاري است. معمولاً تحرک نانوذرات را در محيط‌هاي متخلخل اشباع، دو فاکتور تعيين مي‌كند: تعداد برخوردهاي نانوذرات با محيط متخلخل به ازاي واحد جابه‌جايي؛ و ضريب چسبندگي (احتمال اينکه هر برخورد، منجر به حذف ذره از جريان شود). برخورد ممکن است در نتيجه سه عامل رخ دهد: حرکت براوني، بازدارنده‌ها (عواملي که مانعي از حرکت نانوذره مي‌شوند) و رسوب‌گذاري گرانشي.

نانوذرات در محيط‌هاي متخلخل اغلب حركت براوني دارند. براي ذرات بزرگتر از 400 نانومتر با چگالي بالا‌ (مثلاً 7.68 g/cm2 براي ذرات آهن خالص) تأثير جاذبه مي‌تواند بسيار مهم باشد. با استفاده از روش بازده single-Collector که به وسيله Tufenkji و Elimelech ارائه شده و تئوري فيلتراسيون deep-bed، اين امکان وجود دارد که بتوان فاصله جابه‌جايي را كه در آن، 99 درصد حذف نانوذرات به عنوان تابعي از خواص سطحي و ضريب چسبندگي صورت مي‌گيرد، محاسبه كرد.
شکل (4) نشان مي‌دهد که محدوده فاصله جابه‌جايي در شرايط سطحي متعارف، از چند ميلي‌متر تا چند ده متر متناسب با ضريب چسبندگي است.
ضريب چسبندگي گزارش شده براي nZVI معمولي در انواع محيط‌هاي متخلخل، بين 0.14 تا يك است؛ اين به معني فاصله جابه‌جايي چند سانتي‌متر در محيط‌هاي متخلخل در شرايط آب‌هاي زيرزميني است (شکل4). اين امر موجب ايجاد علاقه قابل ملاحظه‌اي براي تغيير سطح نانوذرات در جهت افزايش فاصله جابه‌جايي شده است.

بدين ترتيب ضرايب چسبندگي کوچک‌تري براي اين گونه نانوذرات و ساير نانوذرات گزارش شده است (0.001 براي نانوذرات Fe كه سطح آنها بهبود يافته است و 0.0001 براي نانوذراتي که پايه کربني دارند). اما حتي اين ضرايب چسبندگي کوچک هم به طور قطعي باعث تحرک بيشتر (بيش از چندمتر) نانوذرات در آب‌هاي زيرزميني نمي‌شود، به جز در آب‌هاي زيرزميني با سرعت حركت خيلي زياد.
خطرات
مباحث فوق در مورد ريخت‌شناسي، واکنش‌پذيري و تحرک نانوذرات در زمينه تصفيه ‌محيط زيست نشان مي‌دهد که دانش ما در مورد فرآيندهاي پايه در اين فناوري هنوز ناکافي است. به علاوه، خطرات احتمالي اين فناوري براي سلامت انسان و محيط‌زيست، انجام اين روش در مقياس انبوه را با مشكل مواجه كرده است. مخصوصاً با توجه به کاربردهاي درجاي nZVI (يا مواد وابسته) براي تصفيه محيط‌هاي متخلخل، هنوز تحقيقات مستقيم و قابل ملاحظه‌اي که خطرات آن را مورد توجه قرار دهد انجام نشده است. برخي گروه‌ها حالت احتياطي (پيشگرانه) را پذيرفته‌اند و کاربردهاي درجاي نانوذرات براي تصفيه را ممنوع کرده‌اند در حالي که برخي گروه‌ها آن را توصيه کرده‌اند. در واقع تحقيقات در اين زمينه بايد به طور موازي صورت گيرد.
اين معما که چگونه مي‌توان از نانوذرات براي تصفيه استفاده کرد بايد به زودي و با استفاده از نتايج تحقيقات در حال انجام، قابل حل و دسترسي باشد. مهم‌ترين اين خطرات استنشاق ذرات‌ريزي است که از طريق هوا جابه‌جا مي‌شوند.
به هر حال هم‌اکنون ما مي‌توانيم نتيجه بگيريم با اينکه nZVI و مواد مرتبط با آن، در کاربردهاي تصفيه‌اي درجا استفاده مي‌شوند، از مواد ويژه‌اي که در دسترس ما هستند کوچک‌تر، واکنش‌پذيرتر، مقاوم‌تر و متحرک‌تر بوده و در عين حال احتمال خطرزايي براي انسان و محيط زيست را دارا هستند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388ساعت 13:35  توسط سامان کیان پور  | 

محيط زيست و انواع آن



نويسنده: مهندس احمد كسائيان

ادامه حيات انساني و گياهان و جانوران منوط به وجود محيط مادي مناسب است. اين محيط مادي و يا به عبارت ديگر محيط زيست، متشكل است از پديده هاي اتمسفر (هوا، ذرات آب و ذرات معلق)، پدوسفر (Pedosphere) زمين، بيوسفر (bioshere) قشر زيست محيطي و هيدروسفر (hydrosphrer) يعني آب.
    هوايي كه ما آن را استنشاق مي كنيم و به وسيله آن نفس مي كشيم قسمتي از اتمسفر است كه كره زمين را پوشانده و نزديك ترين لايه اتمسفربه زمين است. اين لايه تشكيل دهنده فضاي حيات جانداران است. هوا از گازهايي مانند اكسيژن، دي اكسيد كربن و ازت تركيب يافته است. زمين و يا به عبارت ديگر خاك، محلي است كه كليه فعل و انفعالات بشر، و نيز دنياي گياهان و جانوران در آن واقع شده و اين پوشش خاكي است كه قسمت دروني زمين را در بر مي گيرد.
    بيوسفر لايه اي است كه زمين را در بر گرفته و همراه با هيدروسفر، ازبيوسفر و اتمسفر كه در مجاور سطح زمين قرار دارند تشكيل شده است. درون اين لايه است كه شكل هاي گوناگون حيات اعم از انسان و ديگر جانداران، در كره خاك بوجود آمده است. هيدروسفر نيز مجموعه اي مركب از اقيانوس ها، درياچه ها، درياها، و مانند آن است كه ضامن بقاي حيات همه موجودات و جانداران است.
    و به همين دليل است كه خداوند فرموده است «وجعلنا من الماء كل شيُ حي» و همه چيز را از آب زنده گردانيديم.
    
    انواع محيط زيست
    به طور كلي محيط زيست را به سه نوع تقسيم مي كنند: محيط طبيعي، محيط مصنوعي يا انسان ساخت و محيط اجتماعي.
    محيط طبيعي: محيط طبيعي به آن قسمت از محيط زيست اطلاق مي شود كه در بر گيرنده بخشي از فضاي سطح كره زمين است و به دست انسان ساخته نشده. مانند كوهها، دشت ها، جنگل ها، حيات وحش، درياها و غيره ...
    محيط مصنوعي يا انسان ساخت: محيط زيست مصنوعي به محيطي گفته مي شود كه توسط انسان ساخته شده است و به عقيده پاره اي از متخصصان، محيط زيست مصنوعي، محيط زائيده تفكر و محيط فرهنگ ساخت است، بنابراين شهرها با تمام اجزاء آن، محيط زيست مصنوعي را تشكيل مي دهند، خانه ها، مدرسه ها، كارخانه ها، فرودگاهها، راهها و غيره. اجزاي اين بُعد از محيط زيست محسوب مي شوند.
    علاوه بر اين، زباله هاي كنار خيابان، آلودگي آب و هوا، تميز يا كثيف بودن جويبارهاي روان و مانند آنها نيز عناصر تشكيل دهنده اين قسمت از محيط زيست هستند.
    از آنجا كه محيط زيست مصنوعي حاصل نحوه تفكر و چگونگي فرهنگ جامعه است. بر اساس اين شاخص مي توان طرز تفكر و كيفيت فرهنگ يك اجتماع را دريافت، به عبارت ديگر با ملاحظه تميز يا كثيف بودن يك شهر به علاقمندي ساكنان آن به سلامت و بهبود محيط زيست و پاكيزگي آن و يا بي توجهي نسبت به اين موضوع مي توان پي برد.
    بافت محيط مصنوعي و انسان ساخت، در حقيقت محصول فرهنگ برنامه ريزي و طراحي بشر است، در گذشته و تا زماني كه انسان براي گذراندن زندگيش با منابع طبيعي و طبيعت سروكار داشت، توان و قابليت محيط خود را به طور غريزي و يا تجربي رعايت مي كرد، به طور مثال اگر مرتعي براي چراي20 راس دام كافي بود بيشتر از اين تعداد را در آن مرتع به چرا نمي برد، به تدريج كه بشر از طبيعت فاصله گرفت، بسياري ازاين
     انديشه ها را از دست داد و قوانين طبيعت را از ياد برد، اين انسان كه توليد كننده و ابزار ساز شده بود براي رسيدن به
    هدف هاي خود، بدون در نظر گرفتن قوانين طبيعت، به سازماندهي محيط خود پرداخت و به اين ترتيب حركت خود را در جهت آلوده سازي محيط آغاز كرد.
    
محيط اجتماعي: مقصود از محيط اجتماعي جامعه اي است كه بشر در آن زندگي مي كند، اين قسمت از محيط زيست از انسان هايي كه در كنار و اطراف ما وجود دارند و با ما سروكار دارند و با آنها روابط متقابل داريم تشكيل مي شود، اين محيط اجتماعي از خانواده آغاز مي شود و همسايگان، همكاران، رهگذران، فروشندگان و مانند آنها را در جامعه شهري و روستايي در بر مي گيرد و گستره آن تا ملت و دولت ادامه مي يابد.
    اگر روابط اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي ميان كشورها و جوامع گوناگون مورد توجه قرار گيرد، در اين صورت مي توان گستره محيط زيست اجتماعي را بسيار فراتر از حد و مرز ملي دانست.
    در كشور هاي در حال رشد و به عبارت ديگر جهان سوم بيشتر معضلات زيست محيطي ناشي از محيط اجتماعي است، در ارزيابي كلي از وضعيت زيست محيطي اين بخش از جهان، تاثير پذيري محيط زيست (در مفهوم عام) از محيط اجتماعي به مراتب بيشتر از تاثير گذاري عوامل فني - مهندسي بر محيط زيست است، زيرا بيشتر مسايل فني مانند آلودگي آب و هوا، فرسايش خاك، تخريب پوشش گياهي ناشي از پاره اي از ناهنجاري هاي اجتماعي است.
    به طور مثال: به دليل احتياج به سوخت، روستا نشينان اقدام به قطع درختان و بوته هايي مي كنند كه روستاي آنان را در برابر فرسايش خاك و جابه جايي تپه هاي ماسه اي حفاظت مي كند، يا رشد شهر نشيني و افزايش جمعيت در شهر، باعث بالا رفتن ميزان مصرف و در نتيجه افزايش
    آلودگي ها، مانند آلودگي آب و هوا مي شود، بر همين اساس بايد ميان معضلات زيست محيطي كشورهاي صنعتي و غير صنعتي تفاوت چشمگيري قايل شد. در كشورهاي صنعتي مشكلات مربوط به محيط زيست بيشتر ناشي از پيشرفت چشمگير و فن آوري و صنعت است، اما در كشورهاي در حال رشد آلودگي و تخريب محيط زيست محصول رشد فزاينده صنعت نيست، بلكه ناشي از عواملي مانند فقر، گرسنگي، بيكاري، بيسوادي، كمبود مسكن و بهداشت است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388ساعت 13:27  توسط سامان کیان پور  | 

انتشار امواج رادیویی

هشدار معاون انسانی سازمان محیط زیست نسبت به انتشار امواج رادیویی
 

معاون انسانی سازمان محیط زیست کشور نسبت به انتشار امواج مغناطیسی شدید در فضا و تاثیرات شدید آن بر سلامت شهروندان هشدار داد.دکتر حسن اصیلیان با ابراز نگرانی از گسترش امواج مغناطیسی در فضای شهرهای کشور در گفت وگو با مهر گفت: تحقیقات زیادی درجهان انجام شده که اثرات خطرناک امواج مختلف رادیویی یا راداری و الکترومغناطیس بر سلامت انسان را اثبات می کند. این متخصص محیط زیست امواج منتشر شده در فضا را به 2 دسته الکترومغناطیس و مایکروویو یا امواج راداری تقسیم کرد و افزود: امواج مغناطیس میدانی الکتریکی ایجاد می کند که گاهی تا شعاع 100 متری آن هم، نمی توان زندگی کرد و تاثیرات مخربی بر گلبول های قرمز و رگ های خونی دارد و منجر به بروز اختلال های خونی در درازمدت می شود.دکتر اصیلیان همچنین اضافه کرد: حریم ایمن امواج مغناطیس مثل سیم های فشار قوی برق باید رعایت شود و کسانی که در نزدیکی این امواج زندگی می کنند و حریم ایمنی را رعایت نمی کنند دچار اختلال های خونی شدید می شوند که یکی از دانشجویان من در بررسی وضعیت افراد خانواده ای که در معرض این امواج بودند، این فرضیه را به اثبات رساند.با این حال این مقام مسئول، تاثیرات امواج راداری و رادیویی و یا مایکروویو را به نسبت دیگر امواج خطرناک تر و مخرب تر تعریف کرد و گفت: میزان اثرگذاری امواج مغناطیسی که برای اخلال و یا ارسال سیگنال های صوتی و تصویری و یا پارازیت های متقابل در فضا منتشر می شود، به 2 عامل شدت امواج و میزان در معرض بودن انسان بستگی دارد.حسن اصیلیان با تاکید بر شدت انتشار و طول مدت ایجاد اخلال گرهای رادیویی اضافه کرد: تحقیقات نشان داده که کروموزوم های y که جنسیت نر دارد به علت حساسیت بالا و درصورت تداوم امواج، آسیب می بیند و با این حال اختلال های جنسیتی و خونی و مغزی، از اثرات اثبات شده این امواج برای انسان هایی است که در معرض خطر جدی قرار دارند.این مقام مسئول هم چنین اثرات گرمایی امواج راداری و مایکروویو را، از عوامل ابتلاء به بیماری های ناشناخته و انواع بیماری های خونی و سرطانی دانست و افزود: اگر انسان مدت زمان زیادی در معرض این امواج و گرمای آن ها باشد، سلول های خونی و جنسی اش دچار مشکلات متعدد و خطرناک می شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388ساعت 13:25  توسط سامان کیان پور  | 

آلمان

آلمان ، سبزترین کشور جهان

آلمان به دلیل کاهش مصرف انرژی در سال 2007 به عنوان "سبزترین" کشور جهان شناخته شد.معرفی آلمان به عنوان سبزترین کشور جهان در پی آن صورت گرفت که این کشور در سال 2007 بیش از هر کشور دیگری در جهان کاهش قابل توجهی در مصرف انرژی داشته است.آمارها نشان می دهند این کشور در سال 2007 در مقایسه با سال 2006 بالغ بر 6/5 درصد نفت، گاز و ذغال سنگ کمتری مصرف کرده است. این درحالی است که مصرف انرژی در مدت زمان مشابه در چین، آمریکا و هند حدود 4/2 درصد رشد داشته است.

 

بر اساس گزارش روزنامه تلگراف، معرفی آلمان به عنوان سبزترین کشور جهان درحالی صورت گرفته است که این کشور اخیرا دور جدیدی از قوانین زیست محیطی را با هدف ایجاد اطمینان خاطر از دستیابی این کشور به اهداف درنظر گرفته شده زیست محیطی وضع کرده است.
آنجلا مرکل صدر اعظم آلمان این قوانین را برای حفاظت از اتمسفر و محیط زیست زمین "حیاتی" توصیف کرد و افزود: تصویب این قوانین به آلمان کمک خواهد کرد تا سطوح آلایندگی های خود را تا سال 2020 و در مقایسه با سال 1990تا 40 درصد کاهش دهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388ساعت 13:11  توسط سامان کیان پور  | 

اصطلاحات زیست محیطی

اصطلاحات زیست محیطی

 

تغییرات اقلیمی Climate Change: تغییرات تدریجی و بلند مدت در نقشه های مربوط به آب و هوا در مقیاس کل کره زمین است. دانشمندان معتقدند که فعالیت های انسان تغییرات آب و ها را تحت تأثیر قرار می دهد و سبب شتاب دادن به سرعت این تغییرات می شود.

گرمایش جهانی  Global Warming: واژه ای است که اغلب به طور مترادف با عبارت تغییر آب و هوا استفاده می شود (رجوع شود به مطلب بالا) و به تغییرات تدریجی در نقشه های هوای جهان که توسط پژوهشگران رصد می شود، اطلاق می گردد و گویای این واقعیت است که میانگین درجه حرارت کره زمین در حال افزایش است

آلودگی هوا Air pollution : رکیب شدن جو با آلاینده هایی نظیر گازهایی که از کارخانه های  تولیدی، ساختمانی، نیروگاه ها و وسائط نقلیه انتشار می یابد و برای سلامتی انسان و بهداشت محیط زیست زیان آور است.

شاخصهای کیفیت هوا Air Quality Indicators : حدود قانونی که دولت برای تعیین حداکثر میزان قابل قبول آلودگی ها یا آلاینده ها در جو مشخص نموده است.

فرمان قانونی برلین The Berlin Mandate : "تصمیم طرف های ذی نفع" که در اوّلین نشست کنفرانس طرف های ذینفع کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره تغییرات اقلیم (COP-1) گرفته شد تا روشی را قبل از سال  2000برای تقویت تعهدات کشورهای صنعتی برای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای از طریق تدوین یک پروتکل و یا هر وسیله قانونی دیگراتخاذ کند.

پیمان مونترال The Montreal Protocol : پیمانی بین الملی است در مورد موادی که سبب تخریب لایه ازن می شود و در سال 1987 خواستار توقف تدریجی تولید و مصرف ترکیباتی شد که سبب تخریب لایه ازن در فضا می شود -- این ترکیبات عبارتند از کلروفلوئوروکربن ها (CFCs)، هالون ها، تتراکلرید کربن و متیل کلروفرم. این برنامه در سال 2000 در مورد اکثر مواد فهرست شده انجام شد و در سال 2004 در مورد متیل کلروفرم بمورد اجرا گذاشته شد.

پیمان کیوتو Kyoto Protocol  : اصلاحیه ای الحاقی به کنوانسیون ساختاری سازمان ملل در باره تغییرات اقلیمی (UNFCCC) است. کشورهایی که این پیمان را امضا کردند مسئولیت کاهش انتشار دی اکسید کربن و پنج نوع گاز گلخانه ای دیگر را به عهده گرفتند و تعهد کردند در صورت نگهداری میزان کنونی این گازها و یا افزایش انتشار آن ها که به گرمایش جهانی ارتباط داده شده است، مسئله را جبران کنند.

زیست تجزیه پذیرBio Analyzable : به توانایی تجزیه یک ماده در طول زمان  و در اثر مجاورت با خورشید، باد، آب و موجودات زنده میکروسکوبی اطلاق می شود. بسیاری از محصولاتی که از گیاهان و حیوانات به دست می آید -- مانند کاغذ، پارچه و غذا -- تجزیه های زیستی هستند.

ضبط کربن  Carbon Sequestration:  روشی است که انتشارات گازهای گلخانه ای را کاهش می دهد و این کار از طریق جذب دی اکسید کربن در جایی که این گاز تولید می شود و انباشت آن در زیر زمین برای دهها سال و یا حتی قرن ها  انجام می شود می باشد

کلروفلوئوروکربن ها (CFCs) : گروهی از مواد شیمیایی هستند، که زمانی استفاده از آن ها به عنوان ماده سردکننده، ماده اطفای حریق و ماده مولد فشار در افشانه ها معمول بود و سبب  سوراخ شدن لایه حفاظتی ازن در جو فوقانی کره زمین شد. به دنبال توافق نامه ای که در سال 1987 به امضاء رسید و به عنوان "پروتکل مونترال" معروف است، استفاده از بسیاری از سی اف سی ها منع شده است.

لامپ های فلورسنت کم مصرف (CFLs)  : لامپ هایی هستند که از انرژی به مراتب کم تری استفاده می کنند و 10 برابر بیش تر از لامپ های رشته ای معمول عمر می کنند.

سوخت های فسیلی Fossil Fuels  : زغال، نفت و گاز طبیعی را شامل می شود، منابع تجدید نابذیری از انرژی هستند که از هیدروکربورهایی که در اثر فسیل شدن باقیمانده گیاهان و حیوانات در اثر فشار های وارده و فعل و انفعالات کره زمین در طول میلیون ها سال تشکیل شده است به دست می آیند.

انرژی حرارتی زمین Geothermal energy : انرژی که از حرارت طبیعی و منابع آبی درون زمین مانند آتشفشان ها و چشمه های آب گرم به وجود می آید.

گازهای گلخانه ای Green house Gases : شامل بخار آب، دی اکسید کربن، اکسید نیتروژن، ازن و متان است که در اثر برخی از فعالیت های انسان در مقادیر زیاد رها می شود و بسیاری بر این عقیده اند که به روند گرمایش جهان کمک می کند.

غلظت گازهای گلخانه ای Density of Green house Gases : مقیاسی است برای اندازه گیری گازهایی که از هر پوند محصول تولید شده منتشر می شود.

تأثیر گازهای گلخانه ای Effects of Green house Gases : چگونگی افزایش درجه حرارت کره زمین را تشریح می کند که این افزایش به دلیل انباشت گازهای معینی در جو از قبیل بخار آب، دی اکسید کربن، اکسید نیتروژن و متان که سبب جذب انرژی خورشیدی می شود و از جدا شدن حرارت آن به داخل فضا جلوگیری می کند، ایجاد می شود.

هیدروکربور Hydro carbora  : ترکیب شیمیایی آلی متشکل از هیدروژن و اتم های کربن است

لایه ازنOzone Layer : ترکیبی شیمیایی است که از سه اتم اکسیژن تشکیل شده است. در سطح زمین، ازن آلاینده ای است که موجب تحریک دستگاه تنفسی می شود. در استراتوسفر، ازن لایه ای حفاظتی است که کره زمین را در برابر اشعه زیانبار ماوراء بنفش محافظت می کند

.آفت کش Pesticide : ماده ای است که  در کارخانه تولید می شود و یا به طور طبیعی وجود دارد و از آن برای از بین بردن و یا راندن موجودات زنده ای که به محصولات صدمه می زنند و یا سبب انتشار بیماری می شوند در فضای باز، برای حفاظت از محصولات، در تأسیسات ذخیره سازی و در منازل بکار برده می شود. بعضی از آفت کش ها می توانند برای گونه های غیر حشره ای سمی باشند و در خاک و آب دوام بیاورند.

انرژی تجدید پذیرRenewable energy : به منابع پایدار سوخت و نیرو اطلاق می شود مانند حرارت زمین، زیست انباشت، باد و خورشید.

مه دود Smog : عبارت است از ابری از آلاینده های هوا ، گرد و غبار، دود گازهایی که کارخانجات و اگزوز وسایل نقلیه تولید می کنندو معمولاً بر روی مناطق شهری متمرکز است. مه دود می تواند سبب بروز یا تسریع ناراحتی های دستگاه تنفسی شود. اجزاء شیمیایی تشکیل دهنده مه دود عبارتند از ازن، دی اکسید سولفور، دی اکسید نیتروژن و منو اکسید کربن.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388ساعت 13:10  توسط سامان کیان پور  | 

اصطلاحات زیست محیطی

اصطلاحات زیست محیطی

 

تغییرات اقلیمی Climate Change: تغییرات تدریجی و بلند مدت در نقشه های مربوط به آب و هوا در مقیاس کل کره زمین است. دانشمندان معتقدند که فعالیت های انسان تغییرات آب و ها را تحت تأثیر قرار می دهد و سبب شتاب دادن به سرعت این تغییرات می شود.

گرمایش جهانی  Global Warming: واژه ای است که اغلب به طور مترادف با عبارت تغییر آب و هوا استفاده می شود (رجوع شود به مطلب بالا) و به تغییرات تدریجی در نقشه های هوای جهان که توسط پژوهشگران رصد می شود، اطلاق می گردد و گویای این واقعیت است که میانگین درجه حرارت کره زمین در حال افزایش است

آلودگی هوا Air pollution : رکیب شدن جو با آلاینده هایی نظیر گازهایی که از کارخانه های  تولیدی، ساختمانی، نیروگاه ها و وسائط نقلیه انتشار می یابد و برای سلامتی انسان و بهداشت محیط زیست زیان آور است.

شاخصهای کیفیت هوا Air Quality Indicators : حدود قانونی که دولت برای تعیین حداکثر میزان قابل قبول آلودگی ها یا آلاینده ها در جو مشخص نموده است.

فرمان قانونی برلین The Berlin Mandate : "تصمیم طرف های ذی نفع" که در اوّلین نشست کنفرانس طرف های ذینفع کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره تغییرات اقلیم (COP-1) گرفته شد تا روشی را قبل از سال  2000برای تقویت تعهدات کشورهای صنعتی برای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای از طریق تدوین یک پروتکل و یا هر وسیله قانونی دیگراتخاذ کند.

پیمان مونترال The Montreal Protocol : پیمانی بین الملی است در مورد موادی که سبب تخریب لایه ازن می شود و در سال 1987 خواستار توقف تدریجی تولید و مصرف ترکیباتی شد که سبب تخریب لایه ازن در فضا می شود -- این ترکیبات عبارتند از کلروفلوئوروکربن ها (CFCs)، هالون ها، تتراکلرید کربن و متیل کلروفرم. این برنامه در سال 2000 در مورد اکثر مواد فهرست شده انجام شد و در سال 2004 در مورد متیل کلروفرم بمورد اجرا گذاشته شد.

پیمان کیوتو Kyoto Protocol  : اصلاحیه ای الحاقی به کنوانسیون ساختاری سازمان ملل در باره تغییرات اقلیمی (UNFCCC) است. کشورهایی که این پیمان را امضا کردند مسئولیت کاهش انتشار دی اکسید کربن و پنج نوع گاز گلخانه ای دیگر را به عهده گرفتند و تعهد کردند در صورت نگهداری میزان کنونی این گازها و یا افزایش انتشار آن ها که به گرمایش جهانی ارتباط داده شده است، مسئله را جبران کنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388ساعت 13:8  توسط سامان کیان پور  |